تنها معبر ابرقدرتی،سست نشدن در برهه نهایی
1. این گمان که اکنون ما باید به فکر بقای خویش باشیم و به «حداقلها» بسنده کنیم، خطایی بنیادین و برخاسته از مرعوبیت و ضعف در برابر مواجهات خشن آمریکا با ماست.
دکتر مهدی جمشیدی - پژوهشگر مسائل فرهنگی
آمریکا همواره از این رویکرد برای ایجاد خوف و هراس در طرف مقابل استفاده کرده تا ناچار به صرف هزینه گزاف نشود. «ترس» و «تردید»، بخش مهم و عمده مواجهه آمریکا در برابر مخالفان و رقیبانش است و بر این اساس است که میکوشد که با «روایت»، خویش را غالب گرداند و واقعیت را دگرگون سازد. آمریکا، «هیبت روایتی» و «شوکت نمادین» است، وگرنه در صحنه عمل و عین، بسیار فروتر و ناتوانتر از بازنماییها و تصویرسازیهایش است. در واقعه طبس، دریافتیم آنهمه برنامهریزی و تدبیر و تدارک چگونه نقشبرآب شد و آمریکا در مرداب بیاعتباری و فرسایش منزلت فروغلتید. آن خاطره قدسی در جنگ تحمیلی سوم نیز دوباره تکرار شد؛ چنانکه اینبار نیز به قصد تعدی و تجاوز، همه جلالت فناورانه و نظامی خویش را به میدان آورد اما در اوج حیرت و خجلت پا به فرار نهاد. آنچه در جنگ تحمیلی دوم و سوم رخ داد، شکست تفوق آمریکا بود و نشان داد دوره سروری و برتری بهسر آمده است. یک معرکه عینی لازم بود تا چنین تغییر مهمی رخ بدهد و قرار گرفتن آمریکا در سراشیبی اعتبار و وجاهت آشکار شود. بنابراین هرگز چنین نیست که ما در معرض زوال و افول باشیم بلکه برعکس، این آمریکاست که سقوط خویش را مشاهده میکند.
2. جنگ تحمیلی دوم و سوم و حتی جنگی که چهبسا در پیش داشته باشیم، در ظاهر، گزنده و تلخ است اما در باطن، افقهایی نو و بسیار متفاوت را به روی ما خواهد گشود. در این قهر، لطف نیز نهفته است و تقدیر اینگونه رقم خورده بود که از مسیر جنگ، استعدادها و قوههای تکوینیافته در عالَم انقلاب اسلامی، فعلیت و عینیت بیابند. این جنگ، نه نقطه پایان ما بلکه نقطه آغازِ ابرقدرتی ماست و میرود که «فتح تاریخی» رقم بخورد. عجیب نیست که در متن جنگ، چنین تحولی وجود داشته باشد چراکه چرخشهای تاریخی بزرگ، اغلب متعلق به مواجهات جنگی بودهاند و پس از این تقابلها و کشمکشهای خونین، تحولات شگرف رخ داده است. داستان مواجهه آمریکا با انقلاب ایران نیز سرانجام به لحظههای تعیینکنندهاش نزدیک شده و میرود که این داستان، به پایان برسد اما نه با فروپاشی انقلاب بلکه با اعتلای انقلاب. آنچه در متن جنگ رخ داده، بهواقع نشانگر سرگردانی و درماندگی آمریکاست. این دو جنگ، برای برچیدن انقلاب آغاز شد ولی ناکام ماند. این یعنی «اراده آمریکا» دیگر مؤثر نیست و جریان واقعیت، مطابق آنچه او میخواهد پیش نمیرود. پس اگر بناست مرثیه زوال و سقوط خوانده شود، باید به وضع انحطاطی آمریکا نظر کرد.
2. جنگ تحمیلی دوم و سوم و حتی جنگی که چهبسا در پیش داشته باشیم، در ظاهر، گزنده و تلخ است اما در باطن، افقهایی نو و بسیار متفاوت را به روی ما خواهد گشود. در این قهر، لطف نیز نهفته است و تقدیر اینگونه رقم خورده بود که از مسیر جنگ، استعدادها و قوههای تکوینیافته در عالَم انقلاب اسلامی، فعلیت و عینیت بیابند. این جنگ، نه نقطه پایان ما بلکه نقطه آغازِ ابرقدرتی ماست و میرود که «فتح تاریخی» رقم بخورد. عجیب نیست که در متن جنگ، چنین تحولی وجود داشته باشد چراکه چرخشهای تاریخی بزرگ، اغلب متعلق به مواجهات جنگی بودهاند و پس از این تقابلها و کشمکشهای خونین، تحولات شگرف رخ داده است. داستان مواجهه آمریکا با انقلاب ایران نیز سرانجام به لحظههای تعیینکنندهاش نزدیک شده و میرود که این داستان، به پایان برسد اما نه با فروپاشی انقلاب بلکه با اعتلای انقلاب. آنچه در متن جنگ رخ داده، بهواقع نشانگر سرگردانی و درماندگی آمریکاست. این دو جنگ، برای برچیدن انقلاب آغاز شد ولی ناکام ماند. این یعنی «اراده آمریکا» دیگر مؤثر نیست و جریان واقعیت، مطابق آنچه او میخواهد پیش نمیرود. پس اگر بناست مرثیه زوال و سقوط خوانده شود، باید به وضع انحطاطی آمریکا نظر کرد.
تیتر خبرها
-
محفل دلتنگی برای آقای شهید
-
اجماع ملی بر سر هرمز
-
تغییر زمان مراسم یادبود رهبر شهید به میزبانی قوای سهگانه
-
با تخلف در تامین کالاهای اساسی با قاطعیت برخورد میشود
-
بستن تنگه هرمز طرح ۱۵ سال قبل رهبری شهید بود
-
در امتداد خط سرخ انتقام می ایستیم
-
جنگ روایتها و نظم نوین جهانی
-
تنها معبر ابرقدرتی،سست نشدن در برهه نهایی
-
بعثت امت نتیجه شهادت قائد شهید




