فضای مجازی بداخلاقمان کرده است

گفت‌وگو با سودابه آقاجانیان، مجری تلویزیون درباره مدیریت حضور در شبكه‌های اجتماعی

فضای مجازی بداخلاقمان کرده است

 مل رابینز یكی از استادان موفقیت و نویسنده كتاب «قانون پنچ ثانیه» در همه سخنرانی‌ها، ویدئوهای آموزشی و كتاب‌هایش تاكید زیادی بر مدیریت استفاده از شبكه‌های اجتماعی دارد. او بر این باور است كه اگر صبح‌ها درست بعد از بیدار شدن از خواب سراغ گوشی هوشمند رفته و شبكه‌های اجتماعی
 را رصد كنیم یعنی از همان ابتدای صبح به مغز دستورات لازم برای سپری كردن یك روز بسیار مزخرف را داده‌ایم، چون شبكه‌های اجتماعی پر هستند از مطالب و عكس‌های بسیار سطحی كه ما را به عقب‌ماندگی و زندگی بسیار سطح پایین و بیهوده عادت می‌دهند. مل رابینز مثل بقیه اساتید موفقیت از جمله دارن هاردی تاكید می‌كندبه هیچ عنوان شب‌ها و موقع خواب تلفن همراه را كنار رختخواب قرار ندهیم و در یك كلام از این منبع حواس‌پرتی و ایجاد كننده استرس به‌شدت دوری كنیم.
خواندن این توصیه‌ها یعنی بالا بردن سواد رسانه‌ای و مدیریت استفاده از شبكه‌های اجتماعی. بیشتر ما در طول روز با این دست از مطالب مواجه می‌شویم، اما 99 درصد ما هر چند می‌دانیم عمل به این توصیه‌ها یعنی قدم گذاشتن در راه موفقیت اما به آنها عمل نمی‌كنیم‌! مثل خیلی چیزهای دیگر كه می‌دانیم بر علیه ماست، اما به جای دور شدن از آنها بیشتر به آنها نزدیك می‌شویم، شاید به این دلیل كه عادت كرده‌ایم خودمان را نابود كنیم. خود در اینجا به معنای روان و ذهن و مغز است كه فرمانده ماست. ما می‌دانیم نباید از شبكه‌های اجتماعی برای خودافشایی زندگی خصوصی استفاده كرده و خودمان را در معرض آسیب‌ها و قضاوت‌ها قرار دهیم، اما این كار را می‌كنیم! می‌دانیم گشت زدن در شبكه‌های اجتماعی و در معرض تنش‌های متفاوت
 قرار گرفتن یعنی ذهن و روان را در معرض نابودی قرار دادن، اما باز هم این كار را می‌كنیم چون معتاد شده‌ایم و ترك اعتیاد اول آگاهی می‌خواهد و بعد اراده كه امیدوارم همین امروز همه ما تصمیم بگیریم و وارد كمپ ترك اعتیاد دنیای مجازی شویم‌! و از این همه تنش‌های بیهوده كه روزانه به خودمان وارد می‌كنیم، دور شویم؛ تنش‌هایی مانند ازدواج مجدد یك بازیگر یا سبك زندگی لاكچری یك سلبریتی كه اعتماد به نفس ما را نشانه می‌گیرد و آن را تخریب می‌كند. افراد معروفی كه باید به اعتماد مردم احترام بگذارند، اما این ابتدایی‌ترین منش انسانی را رعایت نمی‌كنند. با سودابه آقاجانیان، مجری قدیمی تلویزیون هم‌صحبت شدم تا از تجربه‌هایش در زمینه اجرا و معلمی استفاده كرده و برای این سؤال، جواب پیدا كنم كه مرز اخلاق و بی‌اخلاقی در شبكه‌های اجتماعی كجاست؟

مراقب خودویرانگری باشیم‌!
آقاجانیان معتقد است كه فضای مجازی و شبكه‌های اجتماعی به یكباره وارد سبك زندگی ما شدند و ما هنوز سواد حضور و استفاده از آنها را نداشتیم كه دچارشان شدیم. شاید به همین دلیل است كه این شبكه‌ها كه می‌توانند در برخی موارد موثر خوب هم باشند به پدیده‌ای تقریبا مخرب در جامعه ما تبدیل شده‌اند.
این مجری می‌گوید: كسانی كه زندگی خصوصی و شخصی خود  را به صورت مداوم در شبكه‌های اجتماعی منتشر می‌كنند فقط برای جلب توجه است. آنها نیاز دارند دیده شوند و این نیاز آن‌قدر قوی است كه گاهی از دستشان در می‌رود و از زندگی خود برای مورد توجه 
قرار گرفتن سوء‌استفاده می‌كنند. این خودویرانگری كاملا به این ربط داردكه چه تعریفی از خودمان و شبكه‌های اجتماعی داریم. به نظرم تا وقتی رسانه‌ها و شبكه‌های اجتماعی را نشناخته‌ایم در آنها حضور نداشته باشیم بهتر است، حداقل به خودمان آسیب نمی‌زنیم.
به آقاجانیان می‌گویم به نظر می‌رسد در دنیای امروز می‌توان با نگاهی به صفحات افراد در فضای مجازی به شخصیت و سبك زندگی آنها پی برد و دیگر مثل قدیم به رزومه نیاز نیست.
این مجری می‌گوید: این قضیه درباره بیشتر افرادی كه در شبكه‌های اجتماعی فعال هستند، صدق نمی‌كند. به باور من آدم‌ها در دنیای مجازی این قابلیت را دارند كه خود جعلی و دروغین خود را به نمایش بگذارند و اصلا نمی‌توان از روی پست‌هایی كه به اشتراك می‌گذارند آنها را شناخت.البته شاید اگر روان‌شناس زبده یا رفتارشناس متخصص این صفحات را ببیند، پی به شخصیت اصلی آنها را ببرد، اما عموم مردم نمی‌توانند مرز بین خود واقعی و واقعیت آدم‌های فعال در دنیای مجازی را بشناسند.
​​​​​​​
مرز میان ریاكاری و صداقت 
از آقاجانیان می‌پرسم حضور عموم مردم در شبكه‌های اجتماعی جای اما و اگر زیادی ندارد اما افراد معروف چون زیر ذره‌بین هستند حضورشان در فضای مجازی بر روان و ذهن مردم و حتی سبك زندگی آنها موثر است، اما بیشتر این افراد هم گویا تعریفی از سواد رسانه‌ای ندارند و گاهی چیزهایی می‌گویند و پست‌هایی منتشر می‌كنند كه مردم به آنها واكنش نشان می‌دهند و آنها را قضاوت می‌كنند .در این شرایط افراد معروف شاكی می‌شوند كه چرا به زندگی شخصی ما ورود می‌كنید. این تناقض را چگونه می‌شود مدیریت كرد؟
آقاجانیان می‌گوید: افراد معروف اتفاقا باید با حساسیت و آگاهی كامل وارد فضای مجازی شوند.آنها نباید در رسانه‌ها و حوزه‌های فرهنگ و هنر فعال باشند و حرف‌هایی را بزنند، اما جور دیگر زندگی كرده و از افشای آن در شبكه‌های اجتماعی پروایی نداشته باشند. مردم نگاهشان به چهره‌های معروف است.
باید قبول كنیم رصد می‌شویم و باید بپذیریم مردم ما را قضاوت خواهند كرد. باید به اصطلاح سنگ‌هایمان را با خودمان وابکنیم و بدانیم با خودمان چند - چند هستیم. واقعیت این است رسانه‌ها در ریاكاری و بداخلاقی چهره‌ها بی‌تقصیر نیستند. مدیریت رسانه‌ها می‌دانند فلان بازیگر یا مجری چه سبك زندگی ای دارد، این سبك زندگی كاملا شخصی است و به خود او مربوط می‌شود، اما وقتی از این فرد معروف خواسته می‌شود نقشی را بازی كند كه اصلا شبیه باورهای او نیست یا اجرای برنامه‌هایی را به عهده بگیرد و به مردم توصیه‌هایی كند كه اصلا به آنها باور ندارد، یك جایی به اصطلاح 
دم خروس بیرون می‌زند و در اینجا، هم اعتبار آن فرد زیر‌سؤال می‌رود و هم باور و اعتماد مردم.
به باور من باید با خودمان بیشتر صادق باشیم. جامعه و ترازهای اخلاقی و اعتماد را بشناسیم و برای پول و دستمزد آن‌چنانی برنامه‌ای را به نام خودمان ثبت نكنیم، چون مردم هوشمندند و به هرحال روزی پی به واقعیت ما می‌برند و آن روز دیگر هیچ اعتباری برایمان باقی نمی‌ماند و از طرفی به مردمی كه نگاهشان به ماست، ریاكاری و دوررویی را آموزش می‌دهیم.
از طرفی یاد بگیریم اگر دچار چنین تناقضی شدیم و مردم متوجه آن شدند، عذرخواهی كنیم، یك معذرت‌خواهی شرافتمندانه خیلی بهتر از زندگی در فضای دروغ و ریاكاری است، اما متاسفانه در جامعه ما تنها چیزی كه در هیچ قشر و رده‌ای وجود ندارد، عذرخواهی است.