مظلوم، مثل آرمان
کتاب «نام تو پیراهنم» به قلم فاطمه مهرابی، نویسنده جوان البرزی، روایتی است از خواهر شهید والامقام روحالله عجمیان، درباره زندگینامه و نحوه شهادت این بسیجی که در جریان اغتشاشات آبان ۱۴۰۱ به دست اغتشاشگران و آشوبگران در اتوبان کرج، مظلومانه به شهادت رسید.
در بخشی از کتاب نام تو پیراهنم میخوانیم: شنیدم میان خواب و بیداری و گیجی داروهای آرامبخش یکی از مهمانها داشت میگفت: «نذارین فیلمو ببینه!» کنجکاو شدم کدام فیلم را نباید میدیدم؟ همان فیلمی را که زنها گهگاه در گوشیهایشان نگاه میکردند و اشک میریختند؟ هرطور بود پنهانی رفتم بالای سر یکی از مهمانها که با غصه داشت چیزی در گوشیاش میدید. جوری که متوجه نشود ایستادم پشت سرش و از بالا نگاه کردم. چند نفر ریخته بودند روی سر یک جوانی که به نظرم اصلا شبیه روحالله نبود و با هرچه گیرشان میآمد او را به قصد کشت میزدند. گفتم: خدایا! چرا اینطور این بچه را میزنند؟! پس این بندهخدا را هم مثل آرمان اینقدر مظلومانه شهید کردند؟! بهقدری وحشتناک بود که رویم را برگرداندم. کجا فکر میکردم این فیلم روحالله باشد؟! بند دلم آنجایی پاره شد که یکی از فامیلها از آن طرف اتاق تا فهمید دارم فیلم را میبینم دستپاچه به خانمها توپید که: «خاموش کنین گوشیهاتونو! چی کار دارین میکنین؟!»




