5000 دلار در برابر رأی؛ معاملهای که دموکراسی را میفرساید
دونالد ترامپ در کنگره حزب جمهوریخواه اعلام کرد اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندوره نوامبر کنترل کنگره را حفظ کنند، به هر شهروند بالغ آمریکایی 5000 دلار خواهد داد. با نزدیک به ۲۷۰ میلیون بزرگسال در آمریکا، هزینه این طرح حدود 35/1 تریلیون دلار برآورد میشود و اجرای آن به تصویب کنگره نیاز دارد.
دکتر فاضل علی - فعال رسانهای عراقی
پرسش اصلی این نیست که آیا ترامپ میتواند این پول را بپردازد، بلکه این است که چرا اساسا باید به رأیدهنده پول پیشنهاد دهد. قدرتی که به دستاوردهایش مطمئن است، نیازی به خرید شور انتخاباتی ندارد؛ میتواند اقتصاد و امنیت و سیاست خارجیاش را به رأیدهنده نشان دهد و بگذارد او قضاوت کند. اما وقتی پاسخگویی برای یک حزب هزینهبر میشود، جابهجایی میدان از «چه کردید؟» به «چه میدهید؟» وسوسهانگیز میشود.
ترامپ با این وعده، منفعت مالی مستقیم را به باقیماندن جمهوریخواهان در کنگره گره زده و خود را عملا محور یک انتخابات قانونگذاری کرده است. دلیل این حرکت روشن است: محبوبیت او افت کرده، تورم و هزینه زندگی و جنگ با ایران فشار سیاسی زیادی بر کاخ سفید وارد کرده است و جمهوریخواهان نبرد دشواری برای حفظ کنگره پیش رو دارند.
از نظر حقوقی، قانون آمریکا پرداخت پول در ازای رأی به فرد یا نامزد معین را جرم میداند، اما وعده ترامپ بهطور دقیق با این تعریف منطبق نیست، چون به «حزب» گره خورده نه به رأی فردی؛ از همین رو بحث حقوقی هنوز درباره سازوکار اجرا و مشروعیت آن جریان دارد.
فراتر از بحث قانونی، مساله سیاسی و نمادین باقی میماند: دموکراسی بر حق رأیدهنده برای پاداش یا مجازات قدرت استوار است، نه بر خرید رضایت او. وقتی منفعت مالی جای دستاورد را میگیرد، انتخابات از محاسبه قدرت به معاملهای ساده بدل میشود. نویسنده این روند را به الگوی «جمهوریهای موز» تشبیه میکند که در آنها دولت در شخص حاکم و سیاست در توزیع منافع خلاصه میشود؛ روندی که به گفته او، ولو آرامآرام، همان تصویری را که آمریکا از خود بهعنوان کشور نهادها و پاسخگویی به جهان عرضه کرده، تضعیف میکند.
ترامپ با این وعده، منفعت مالی مستقیم را به باقیماندن جمهوریخواهان در کنگره گره زده و خود را عملا محور یک انتخابات قانونگذاری کرده است. دلیل این حرکت روشن است: محبوبیت او افت کرده، تورم و هزینه زندگی و جنگ با ایران فشار سیاسی زیادی بر کاخ سفید وارد کرده است و جمهوریخواهان نبرد دشواری برای حفظ کنگره پیش رو دارند.
از نظر حقوقی، قانون آمریکا پرداخت پول در ازای رأی به فرد یا نامزد معین را جرم میداند، اما وعده ترامپ بهطور دقیق با این تعریف منطبق نیست، چون به «حزب» گره خورده نه به رأی فردی؛ از همین رو بحث حقوقی هنوز درباره سازوکار اجرا و مشروعیت آن جریان دارد.
فراتر از بحث قانونی، مساله سیاسی و نمادین باقی میماند: دموکراسی بر حق رأیدهنده برای پاداش یا مجازات قدرت استوار است، نه بر خرید رضایت او. وقتی منفعت مالی جای دستاورد را میگیرد، انتخابات از محاسبه قدرت به معاملهای ساده بدل میشود. نویسنده این روند را به الگوی «جمهوریهای موز» تشبیه میکند که در آنها دولت در شخص حاکم و سیاست در توزیع منافع خلاصه میشود؛ روندی که به گفته او، ولو آرامآرام، همان تصویری را که آمریکا از خود بهعنوان کشور نهادها و پاسخگویی به جهان عرضه کرده، تضعیف میکند.
تیتر خبرها




