خیال بازگشت به گذشته

«جدایی‌ها»‌؛ درباره‌ حافظه، عشق، مرگ، حسرت و ناپایداری حقیقت

خیال بازگشت به گذشته

«جدایی‌ها» نوشته جولیان بارنز، رمانی کوتاه و مرزی میان داستان، خودزندگی‌نامه و جستار است که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شد و بارنز اعلام کرده آخرین کتاب او خواهد بود.

این موضوع اهمیت خاصی به اثر می‌دهد، زیرا نویسنده‌ای که بیش از چهار دهه درباره‌ حافظه، عشق، مرگ، حسرت و ناپایداری حقیقت نوشته، این‌بار همان مضامین را در متنی گرد می‌آورد که پایان نویسندگی نیز بخشی از موضوع آن است. بارنز گفته احساس می‌کند «همه‌ نغمه‌هایش را نواخته» و قصد ندارد کتاب دیگری بنویسد، هرچند فعالیت‌هایی مانند مقاله‌نویسی و نقد را کنار نمی‌گذارد. راوی کتاب نویسنده‌ای به نام جولیان است و همین انتخاب از همان ابتدا مرز میان واقعیت و اختراع را بی‌ثبات می‌کند. او درباره حافظه‌ ناخواسته، پیری، نوشتن و بیماری حرف می‌زند و در دل این تأملات داستان استیون و جین را تعریف می‌کند‌؛ دو دوست دوران دانشگاه در آکسفورد که در دهه ۱۹۶۰ با میانجی‌گری جولیان با یکدیگر آشنا و عاشق هم می‌شوند اما رابطه‌شان پایان می‌یابد و بیش از 40سال بعد، جولیان دوباره در نزدیک‌کردن آن دو به یکدیگر نقش ایفا می‌کند. بازگشت عشق در پیری، برخلاف خیال رمانتیک بازگشت به گذشته، به معنای تکرار همان داستان نیست: آدم‌ها تغییر کرده‌اند، خاطره‌ها دستکاری شده‌اند و عشقی که زمانی متقارن به نظر می‌رسید، ممکن است اکنون وزن متفاوتی برای هرکدام داشته باشد اما جدایی‌ها فقط داستان این رابطه نیست. بارنز پیوسته روایت را قطع می‌کند و حضور نویسنده را به رخ می‌کشد. درباره دفترهای شخصی‌اش حرف می‌زند، حافظه خودش را زیرسؤال می‌برد و از خواننده می‌خواهد نسبت به چیزی که «واقعیت» جلوه می‌کند بدگمان بماند. پرسش بسیار بارنزی دوباره ظاهر می‌شود: آیا خاطره چیزی است که اتفاق افتاده یا چیزی که اکنون باور داریم اتفاق افتاده است؟