مستندی در خدمت یک سوژه خاص

مستندی در خدمت یک سوژه خاص

به قول محسن آزادی، مجری برنامه «زمانه»، لابد شهید بابری با آسمان کلمه داشت. مجری این را وقتی گفت که آخر مستند، چشم به صافی آسمان روستا دوخت و از صداهایی گفت که از بالای آبی لاجوردی سقف روستا، به مزار شهید بابری انعکاس داشت.

سپیده اشرفی - دبیر گروه رسانه

لابد شهید با آسمان کلمه داشت که چنین مستند ساده و بی‌تکلفی که می‌شد حدس زد با حداقل امکانات ضبط شده، دل مخاطب را در ساعت ۱۰ شب ببرد و چشمانش را به شبکه دو و برنامه زمانه خیره کند.
تمام آنچه را از مستند و چارچوب‌های ساختگی‌اش شنیده‌اید کنار بگذارید و سراغ خط و قدم آوینی را از مستند «آقا معلم» بگیرید. چند وقت قبل بود که در گفت‌و‌گو با یک کارگردان شنیدم که از ویژگی‌های آثار شهید آوینی می‌گفت. گفته بود آقا‌مرتضی خودش را از قاب حذف کرده اما نه به این معنا که در ظاهر در قاب نباشد؛ چیزی از خودش نبود به‌جز سوژه مستند. حالا این‌بار انگار آقا‌مرتضی عنایت کرده بود و آقا معلم را نقاشی کرد. 
سر تا پای مستند رد پای شهید آوینی است؛ ساده، صمیمی و بی‌چارچوب مرسوم. نه خبری از افکت‌های خاص است که مثلا بعدش دنبال اسم کارگردان بگردی نه نریشنی که آه بکشی و حسادت کنی کاش آن را نوشته بودی. همه‌چیز در خدمت دیده شدن آقا معلم است. شهید حسین بابری که به قول امین سلیمی ــ از مجریان برنامه زمانه و مستند مربوطه ــ کاش سعادت داشته باشیم و از او بگوییم.
آنچه در خط به خط مستند می‌توان دید، شهید زندگی کردن معلمی در روستایی از استان فارس است که انگار توانسته خط و مسیر شهید صدرزاده را دنبال و مسجد را به جایی برای اثرگذاری تبدیل کند. قاب‌های مستند در کمال سادگی است و هیچ قصد و نیتی برای دیده شدن چیزی و کسی جز حسین بابری نیست.