دشتی پر از سر
نیلوفر نیلیپور
همه چیز با یك تب ساده شروع شد و بعد بدنهایشان پر شد از دانههای چركی؛ دانههایی كه همه جای بدن را
پر كرد؛ پر شدن بدن از دانه همان و خانهنشین شدن همان... مادر اما بیتاب بود. درد و خارش و بیقراری و تب بهاضافه بیخوابی شبها، باری میشد بر دردهای روزانه و دل صبور مادر را ریش میكرد. همه اینها مصادف شد با ششم تیرماه...
اینها فقط علائم و نشانههای یك بیماری ساده به نام آبله مرغان بود كه احتمال واگیر آن برای همه افراد در طول زندگی بهویژه در دوران كودكی بسیار بالاست. تاریخ اما گواه است كه این نشانهها و تاولهای چركین روزی در این سرزمین سر باز كردند و هنوز كه سه دهه از آن روز میگذرد همچنان بر جسم و روح مردمانی پاك و بینظیر خودنمایی میكند. تاریخ شفاهی این سرزمین گویای روزهای وحشتزا و جانگداز برای مردمان بیدفاع و بیگناه شهری است كه طی حمله شیمیایی ارتش بعث عراق در ششم تیرماه 66، بیش از 110 نفرشان به شهادت رسیده و بنا بر آمار، هزاران نفر دیگر نیز به دلیل آثار زیانبار گاز خردل با گذشت بیش از
۳۰ سال هنوز تاوان این جنایت نظامی و غیرانسانی را پس میدهند.
سردشت شهری از توابع آذربایجان غربی كه در نقطه مرزی ایران و عراق واقع است، اولین شهر در دنیا پس از جنگهای جهانی است كه از چهار نقطه پر ازدحام، بمباران شیمیایی شد. هر چند قبل از آن هم، عراق از این سلاح ضد انسانی، وحشیانه و خصمانه خود استفاده كرده بود و در طول جنگ تحمیلی، ایران را۲۵۲ بار مورد حمله شیمیایی قرار داد، اما سردشت شهری غیرنظامی با مردمانی بیدفاع بود كه هدف این حملهها قرار گرفت.
در این سالها اما افراد مختلفی كوشیدهاند گوشهای از این جنایات را به تصویر بكشند و در تاریخ ثبت كنند كه بر مردمان این سرزمین چه رفته است؛ مردمانی كه جز صبر و استقامت چارهای بر درمان دردهایشان نیافتند. «تاریخ شفاهی بمباران شیمیایی سردشت» اثری است مشترك از علیرضا ملایی توانی و ریزان حكمت، كه سال 96 و در آستانه سیامین سالگرد این فاجعه و به یاد شهیدان شیمیایی این خطه به نگارش
درآمده است.
این اثر با طرح پرسشهای كلی و با استفاده از روش مصاحبه، پارهای از مسائل و موضوعات ناشناخته این رخداد را با چند نفر از ناظران این واقعه به گفتوگو گذاشته و با گردآوری بخشی از دادههای خام، دریچهای تازه بهسوی این موضوع گشوده است. به امید اینكه این دادهها بعدها دستمایه پردازش و تحلیل علمی قرار گیرند.
از دیگر كتابهایی كه در این باره نوشته شده كتاب «بویی ناآشنا» به قلم حسین محمدیان از جانبازان حملات شیمیایی است. در این كتاب هم به ابعاد مختلف این فاجعه انسانی با ارائه اطلاعات مستند از وقایعی كه به شهادت صدها انسان بیگناه و مجروحیت و آوارگی هزاران نفر در شهر سردشت منجر شد، پرداخته شده است.
محمدباقر نیكخواهبهرامی نیز در كتاب «جنایت جنگی» درباره استفاده از سلاحهای شیمیایی توسط عراق در جنگ تحمیلی مینویسد: «دولت عراق با ارزیابی و مقایسه توانمندیهای سیاسی، اجتماعی و نظامی خود با ایران، به این اطمینان دست یافته بود كه با یك حمله بزرگ برقآسا، به همه اهداف نظامی خود در خاك ایران دست مییابد و آنگاه حكومت ایران، با شكست سنگین روبهرو میشود... اولین مورد استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی به تاریخ 24 مهر 1359 در جبهه اهواز برمیگردد كه لشكر 92 زرهی خوزستان آن را اعلام كرد.»
«رابطه زهرآگین» نیز كتاب دیگری است به قلم یوست آر. هیلترمن كه در بخشی از این كتاب آمده: «ایران حق داشت به نقض فاحش یكی از اسناد شناخته شده سازمان ملل یعنی پروتكل 1925 ژنو اعتراض كند. ناكامی سازمان ملل در باز داشتن عراق از كاربرد جنگافزارهای شیمیایی پیامدهای هولناكی به دنبال داشت و ایران نیز با ظرافت خاصی بر این پیامدها تاكید میكرد تا نشان دهد عراق كاربرد جنگهای شیمیایی را تشدید كرده است. جالب اینكه رفتارهای عراق به حدی وحشیانه بود كه ایران بدون آب و تاب هم میتوانست آنها را گزارش كند و در مقابل، عراق با انكارهای ناشیانه و بهانهتراشیهای آشكار و با اتكا بر حمایتهای بینالمللی با این اتهامات مقابله میكرد و در برخی موارد خاص مانند حلبچه هم در این زمینه بسیار زیادهروی میكرد.»
بمباران شیمیایی سردشت سندی بر مظلومیت كشور ما در جنگ تحمیلی است كه عراق و همپیمانان او رقم زدند و مجامع بینالمللی نیز در برابر آن سكوت كردند. هرچند آثار مستند در این باره كم نیست، اما میطلبد آثاری متكی بر سندهای موجود با پرداختی داستانی تولید شود تا درباره جنایتهای جنگی غرب علیه كشور ما تاریخ بیشتر بداند.
پر كرد؛ پر شدن بدن از دانه همان و خانهنشین شدن همان... مادر اما بیتاب بود. درد و خارش و بیقراری و تب بهاضافه بیخوابی شبها، باری میشد بر دردهای روزانه و دل صبور مادر را ریش میكرد. همه اینها مصادف شد با ششم تیرماه...
اینها فقط علائم و نشانههای یك بیماری ساده به نام آبله مرغان بود كه احتمال واگیر آن برای همه افراد در طول زندگی بهویژه در دوران كودكی بسیار بالاست. تاریخ اما گواه است كه این نشانهها و تاولهای چركین روزی در این سرزمین سر باز كردند و هنوز كه سه دهه از آن روز میگذرد همچنان بر جسم و روح مردمانی پاك و بینظیر خودنمایی میكند. تاریخ شفاهی این سرزمین گویای روزهای وحشتزا و جانگداز برای مردمان بیدفاع و بیگناه شهری است كه طی حمله شیمیایی ارتش بعث عراق در ششم تیرماه 66، بیش از 110 نفرشان به شهادت رسیده و بنا بر آمار، هزاران نفر دیگر نیز به دلیل آثار زیانبار گاز خردل با گذشت بیش از
۳۰ سال هنوز تاوان این جنایت نظامی و غیرانسانی را پس میدهند.
سردشت شهری از توابع آذربایجان غربی كه در نقطه مرزی ایران و عراق واقع است، اولین شهر در دنیا پس از جنگهای جهانی است كه از چهار نقطه پر ازدحام، بمباران شیمیایی شد. هر چند قبل از آن هم، عراق از این سلاح ضد انسانی، وحشیانه و خصمانه خود استفاده كرده بود و در طول جنگ تحمیلی، ایران را۲۵۲ بار مورد حمله شیمیایی قرار داد، اما سردشت شهری غیرنظامی با مردمانی بیدفاع بود كه هدف این حملهها قرار گرفت.
در این سالها اما افراد مختلفی كوشیدهاند گوشهای از این جنایات را به تصویر بكشند و در تاریخ ثبت كنند كه بر مردمان این سرزمین چه رفته است؛ مردمانی كه جز صبر و استقامت چارهای بر درمان دردهایشان نیافتند. «تاریخ شفاهی بمباران شیمیایی سردشت» اثری است مشترك از علیرضا ملایی توانی و ریزان حكمت، كه سال 96 و در آستانه سیامین سالگرد این فاجعه و به یاد شهیدان شیمیایی این خطه به نگارش
درآمده است.
این اثر با طرح پرسشهای كلی و با استفاده از روش مصاحبه، پارهای از مسائل و موضوعات ناشناخته این رخداد را با چند نفر از ناظران این واقعه به گفتوگو گذاشته و با گردآوری بخشی از دادههای خام، دریچهای تازه بهسوی این موضوع گشوده است. به امید اینكه این دادهها بعدها دستمایه پردازش و تحلیل علمی قرار گیرند.
از دیگر كتابهایی كه در این باره نوشته شده كتاب «بویی ناآشنا» به قلم حسین محمدیان از جانبازان حملات شیمیایی است. در این كتاب هم به ابعاد مختلف این فاجعه انسانی با ارائه اطلاعات مستند از وقایعی كه به شهادت صدها انسان بیگناه و مجروحیت و آوارگی هزاران نفر در شهر سردشت منجر شد، پرداخته شده است.
محمدباقر نیكخواهبهرامی نیز در كتاب «جنایت جنگی» درباره استفاده از سلاحهای شیمیایی توسط عراق در جنگ تحمیلی مینویسد: «دولت عراق با ارزیابی و مقایسه توانمندیهای سیاسی، اجتماعی و نظامی خود با ایران، به این اطمینان دست یافته بود كه با یك حمله بزرگ برقآسا، به همه اهداف نظامی خود در خاك ایران دست مییابد و آنگاه حكومت ایران، با شكست سنگین روبهرو میشود... اولین مورد استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی به تاریخ 24 مهر 1359 در جبهه اهواز برمیگردد كه لشكر 92 زرهی خوزستان آن را اعلام كرد.»
«رابطه زهرآگین» نیز كتاب دیگری است به قلم یوست آر. هیلترمن كه در بخشی از این كتاب آمده: «ایران حق داشت به نقض فاحش یكی از اسناد شناخته شده سازمان ملل یعنی پروتكل 1925 ژنو اعتراض كند. ناكامی سازمان ملل در باز داشتن عراق از كاربرد جنگافزارهای شیمیایی پیامدهای هولناكی به دنبال داشت و ایران نیز با ظرافت خاصی بر این پیامدها تاكید میكرد تا نشان دهد عراق كاربرد جنگهای شیمیایی را تشدید كرده است. جالب اینكه رفتارهای عراق به حدی وحشیانه بود كه ایران بدون آب و تاب هم میتوانست آنها را گزارش كند و در مقابل، عراق با انكارهای ناشیانه و بهانهتراشیهای آشكار و با اتكا بر حمایتهای بینالمللی با این اتهامات مقابله میكرد و در برخی موارد خاص مانند حلبچه هم در این زمینه بسیار زیادهروی میكرد.»
بمباران شیمیایی سردشت سندی بر مظلومیت كشور ما در جنگ تحمیلی است كه عراق و همپیمانان او رقم زدند و مجامع بینالمللی نیز در برابر آن سكوت كردند. هرچند آثار مستند در این باره كم نیست، اما میطلبد آثاری متكی بر سندهای موجود با پرداختی داستانی تولید شود تا درباره جنایتهای جنگی غرب علیه كشور ما تاریخ بیشتر بداند.




