علیرغم طراحی ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونی، پروژه نا امنسازی برخی مناطق مرزی به مانع سخت هوشیاری دستگاههای نظامی و امنیتی و مردم برخورد کرده است
تروریستها در تور اطلاعاتی
بررسی اطلاعیهها و دادههای میدانی نهادهای امنیتی و انتظامی طی روزهای اخیر، از افزایش معنادار کشف محمولههای تسلیحاتی و برخورد با هستههای عملیاتی در جغرافیای غرب و جنوبشرق کشور حکایت دارد.
مهدی سیف تبریزی - گروه سیاسی
در غربیترین محورهای مرزی، وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیهای رسمی از شناسایی و انهدام یک شبکه قاچاق سلاح خبر داد که تسلیحات جنگی را از مبدأ اقلیم کردستان عراق به خاک ایران وارد میکردند. در این عملیات، دو عضو اصلی تیم شامل یک تبعه ایرانی و یک تبعه از کشور همسایه بازداشت شدند. فهرست اقلام کشفشده از این باند، ماهیت عملیاتی و جنگی آن را بهخوبی نشان میدهد: ۹۹ قبضه سلاح کمری، ۱۰ قبضه تفنگ تهاجمی کلاشینکف، 1700تیر فشنگ و ۱۹۸ تیغه خشاب جنگی؛ تسلیحاتی که به گفته مراجع امنیتی، مستقیما با هدف پشتیبانی از اقدامات تروریستی شهری به کشور منتقل شده بودند.
همزمان با مرزهای غربی، استان سیستان و بلوچستان در جنوبشرق نیز کانون رشتهای از برخوردهای ضربتی با تیمهای خشونتطلب و شبهنظامی بوده است. بنابر گزارش قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، تیمی مسلح که اقدام به ربودن یک مهندس فعال در پروژههای عمرانی در غرب زاهدان کرده بودند، در منطقه کورین محاصره شدند. طی این درگیری سنگین، شش عضو این گروه به هلاکت رسیدند، گروگان بدون آسیب آزاد شد و یکی از نیروهای سپاهپاسداران نیز به شهادت رسید. به تصریح اطلاعیه سپاه، ربایندگان قصد داشتند گروگان را با اهداف باجخواهی و ایجاد ناامنی به آنسوی مرز منتقل کنند. در بعدی دیگر از اقدامات تأمینی در جنوبشرق، منابع رسمی از ضربه اطلاعاتی به شبکههای پشتیبانی گروهک تروریستی جیشالظلم در شهرهای چابهار و دشتیاری خبر دادند. در این عملیات، سه نفر از عناصر وابسته بازداشت شده و یک خانه امن حاوی مقادیری سلاح و مهمات کشف و ضبط شد. همراستا با این اقدام، سخنگوی فراجا از انهدام تیمی خبر داد که ارتباط مستقیمی با ترورهای هدفمند اخیر، از جمله شهادت سرهنگ نصرت افتخاری، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان داشته است. بررسیها نشان داد این افراد با استقرار در پوشش مغازهها و منازل استیجاری، درصدد طراحی حملات مسلحانه به پایگاههای انتظامی بودند. علاوهبر این، وزارت اطلاعات در بیانیهای از انهدام سه هسته عملیاتی دیگر در کشور خبر داد که طی آن دو تروریست کشته و ۱۰ نفر بازداشت شدند؛ افرادی که با گذراندن دورههای تخصصی بمبگذاری و ترور در خارج از کشور، مأموریت ایجاد انفجار و آشوب را دنبال میکردند. تجمیع این رویدادها، از یک الگوی هماهنگ برای پمپاژ ابزارهای خشونت به داخل پرده برمیدارد.
پیوند راهبردی واشنگتن - تلآویو با گروههای تروریستی
توالی کشف محمولههای سنگین اسلحه در غرب و هستههای ترور در جنوبشرق را نمیتوان رخدادهایی تصادفی یا صرفا اقدامات باندهای بزهکار محلی دانست. بررسی رفتارهای ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نشان میدهد در معادله تنشهای کنونی، واشنگتن مولفه جدید و در عین حال خطرناکی را در دستور کار قرار داده است: تسلیح همهجانبه شبهنظامیان قومی، جداییطلب و تروریستهای تکفیری در جغرافیای پیرامونی ایران برای کشاندن ناامنی به عمق شهرها. سابقه این رفتار بارها در اعترافات علنی مقامات کاخ سفید دیده شده است؛ همانگونه که دونالد ترامپ در اظهاراتی صریح به ارسال محمولههای انبوه تسلیحات آمریکایی برای احزاب و شبهنظامیان مسلح کُرد ضدایرانی اشاره کرد؛ تسلیحاتی که با هزینههای گزاف در اختیار این گروهها قرار گرفت تا بهعنوان پیادهنظام مسلح علیه تمامیت ارضی ایران عمل کنند، هرچند محاسبات میدانی آنها مطابق انتظار پنتاگون پیش نرفت. امروز نیز مستندات نشان میدهد که خط انتقال اسلحه از کردستان عراق و تحریک هستههای وابسته به جیشالظلم در مرزهای شرقی، دو بال یک قیچی اطلاعاتی هستند که مستقیما در اتاقهای فرمان مشترک سیا و موساد هدایت میشوند.
هدف راهبردی واشنگتن در این مقطع، آغاز پیشدستانه چرخهای از ترورهای کور، خشونت خیابانی و ایجاد هرجومرج مهارناپذیر در آستانه هرگونه تنش مستقیم است. تحلیلگران امنیتی منطقهای معتقدند کاخ سفید به این جمعبندی رسیده که آغاز درگیری کلاسیک یا فشار نظامی خارجی بدون متلاشی کردن انسجام درونی ایران، فاقد کارآیی عملیاتی خواهد بود. از این رو، استراتژیستهای پنتاگون درپی آن هستند تا با تسلیح عناصر محلی و تزریق روزانه اسلحه جنگی به دست هستههای خفته، جامعه را در شوک امنیتی و روانی فروببرند. در این چارچوب، بخش عمدهای از ظرفیتهای دفاعی و اطلاعاتی نیروهای مسلح و انتظامی به مهار ناامنیهای کور شهری و کنترل باندهای شرارت در مرزها مشعول شدهاند.
الگوی آشوب، ترور و مداخله
تمرکز بر تحرکات تروریستی اخیر، شباهت معناداری با سناریوی ناکام اتاقهای فکر صهیونیستی و آمریکایی در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی سال گذشته دارد. در آن مقطع نیز طراحی دشمن بر پایه همپوشانی «بحرانسازی اقتصادی»، «ایجاد کانونهای شورش شهری» و «ورود مستقیم عوامل مسلح برای ترور مردم و نیروهای حافظ امنیت» شکل گرفت. رژیم تلآویو با فعالسازی بازوهای مسلح خود تلاش کرد تا فضای جامعه را به یک آشوب فرسایشی و خونین تبدیل کند؛ پروژهای که با هوشیاری آحاد جامعه و حضور بهموقع نیروهای مردمی و انتظامی خنثی شد.
شکست در جنگهای نیابتی منطقهای و بیاثر شدن طرحهای همهجانبه تحریم اقتصادی، محور غربی-صهیونیستی را بر آن داشته تا باردیگر دست به احیای این مدل چندلایه (هیبریدی) بزند. روند این نقشه در سه گام متوالی تعریف شده است: ابتدا اعمال فشارهای مالی و اقتصادی برای ایجاد تنگناهای معیشتی و تبدیل نارضایتی به تجمعات خیابانی؛ سپس نفوذ هستههای آموزشدیده در مراکز جاسوسی منطقهای به این اجتماعات و تبدیل آنها به صحنه درگیری مسلحانه با سلاحهای قاچاقشده؛ و نهایتا بهرهبرداری از این هرجومرج درونی برای فضاسازی جهت ضربه زدن به زیرساختها و مراکز حیاتی کشور.
ترورهای کوری نظیر هدف قرار دادن مسئولان انتظامی و فرهنگی در سیستان و بلوچستان یا تحرکات تیمهای آدمربایی و خرابکاری در مناطق صنعتی و عمرانی، آشکارا گواهی بر ماهیت این پروژه است. این اقدامات نه پایگاه اجتماعی دارند و نه از هدفی عقلانی پیروی میکنند بلکه تنها وظیفه آنها «تولید وحشت روانی»، «ایجاد احساس ناامنی کاذب» و نشان دادن شکنندگی وضعیت اجتماعی در برابر افکار عمومی بینالمللی است. کشف محمولههای اسلحه جنگی از جمله دهها قبضه سلاح کمری و تهاجمی مناسب برای درگیریهای خیابانی در غرب کشور، نشان میدهد مرزبانان و نهادهای اطلاعاتی با اشراف دقیق، جلوی فاز اول این فتنه را گرفتهاند اما موفقیت نهایی در بیاثر کردن این توطئههای زنجیرهای وابسته به درک حساسیت شرایط توسط مردم و اعلام سریع هرگونه تحرک مشکوک در محیطهای شهری و روستایی است. ناکام گذاشتن دوباره طرح هیبریدی دشمن، مستلزم تداوم همافزایی هوشیارانه میان ملت و ارکان امنیت کشور است.
همزمان با مرزهای غربی، استان سیستان و بلوچستان در جنوبشرق نیز کانون رشتهای از برخوردهای ضربتی با تیمهای خشونتطلب و شبهنظامی بوده است. بنابر گزارش قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، تیمی مسلح که اقدام به ربودن یک مهندس فعال در پروژههای عمرانی در غرب زاهدان کرده بودند، در منطقه کورین محاصره شدند. طی این درگیری سنگین، شش عضو این گروه به هلاکت رسیدند، گروگان بدون آسیب آزاد شد و یکی از نیروهای سپاهپاسداران نیز به شهادت رسید. به تصریح اطلاعیه سپاه، ربایندگان قصد داشتند گروگان را با اهداف باجخواهی و ایجاد ناامنی به آنسوی مرز منتقل کنند. در بعدی دیگر از اقدامات تأمینی در جنوبشرق، منابع رسمی از ضربه اطلاعاتی به شبکههای پشتیبانی گروهک تروریستی جیشالظلم در شهرهای چابهار و دشتیاری خبر دادند. در این عملیات، سه نفر از عناصر وابسته بازداشت شده و یک خانه امن حاوی مقادیری سلاح و مهمات کشف و ضبط شد. همراستا با این اقدام، سخنگوی فراجا از انهدام تیمی خبر داد که ارتباط مستقیمی با ترورهای هدفمند اخیر، از جمله شهادت سرهنگ نصرت افتخاری، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان داشته است. بررسیها نشان داد این افراد با استقرار در پوشش مغازهها و منازل استیجاری، درصدد طراحی حملات مسلحانه به پایگاههای انتظامی بودند. علاوهبر این، وزارت اطلاعات در بیانیهای از انهدام سه هسته عملیاتی دیگر در کشور خبر داد که طی آن دو تروریست کشته و ۱۰ نفر بازداشت شدند؛ افرادی که با گذراندن دورههای تخصصی بمبگذاری و ترور در خارج از کشور، مأموریت ایجاد انفجار و آشوب را دنبال میکردند. تجمیع این رویدادها، از یک الگوی هماهنگ برای پمپاژ ابزارهای خشونت به داخل پرده برمیدارد.
پیوند راهبردی واشنگتن - تلآویو با گروههای تروریستی
توالی کشف محمولههای سنگین اسلحه در غرب و هستههای ترور در جنوبشرق را نمیتوان رخدادهایی تصادفی یا صرفا اقدامات باندهای بزهکار محلی دانست. بررسی رفتارهای ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نشان میدهد در معادله تنشهای کنونی، واشنگتن مولفه جدید و در عین حال خطرناکی را در دستور کار قرار داده است: تسلیح همهجانبه شبهنظامیان قومی، جداییطلب و تروریستهای تکفیری در جغرافیای پیرامونی ایران برای کشاندن ناامنی به عمق شهرها. سابقه این رفتار بارها در اعترافات علنی مقامات کاخ سفید دیده شده است؛ همانگونه که دونالد ترامپ در اظهاراتی صریح به ارسال محمولههای انبوه تسلیحات آمریکایی برای احزاب و شبهنظامیان مسلح کُرد ضدایرانی اشاره کرد؛ تسلیحاتی که با هزینههای گزاف در اختیار این گروهها قرار گرفت تا بهعنوان پیادهنظام مسلح علیه تمامیت ارضی ایران عمل کنند، هرچند محاسبات میدانی آنها مطابق انتظار پنتاگون پیش نرفت. امروز نیز مستندات نشان میدهد که خط انتقال اسلحه از کردستان عراق و تحریک هستههای وابسته به جیشالظلم در مرزهای شرقی، دو بال یک قیچی اطلاعاتی هستند که مستقیما در اتاقهای فرمان مشترک سیا و موساد هدایت میشوند.
هدف راهبردی واشنگتن در این مقطع، آغاز پیشدستانه چرخهای از ترورهای کور، خشونت خیابانی و ایجاد هرجومرج مهارناپذیر در آستانه هرگونه تنش مستقیم است. تحلیلگران امنیتی منطقهای معتقدند کاخ سفید به این جمعبندی رسیده که آغاز درگیری کلاسیک یا فشار نظامی خارجی بدون متلاشی کردن انسجام درونی ایران، فاقد کارآیی عملیاتی خواهد بود. از این رو، استراتژیستهای پنتاگون درپی آن هستند تا با تسلیح عناصر محلی و تزریق روزانه اسلحه جنگی به دست هستههای خفته، جامعه را در شوک امنیتی و روانی فروببرند. در این چارچوب، بخش عمدهای از ظرفیتهای دفاعی و اطلاعاتی نیروهای مسلح و انتظامی به مهار ناامنیهای کور شهری و کنترل باندهای شرارت در مرزها مشعول شدهاند.
الگوی آشوب، ترور و مداخله
تمرکز بر تحرکات تروریستی اخیر، شباهت معناداری با سناریوی ناکام اتاقهای فکر صهیونیستی و آمریکایی در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی سال گذشته دارد. در آن مقطع نیز طراحی دشمن بر پایه همپوشانی «بحرانسازی اقتصادی»، «ایجاد کانونهای شورش شهری» و «ورود مستقیم عوامل مسلح برای ترور مردم و نیروهای حافظ امنیت» شکل گرفت. رژیم تلآویو با فعالسازی بازوهای مسلح خود تلاش کرد تا فضای جامعه را به یک آشوب فرسایشی و خونین تبدیل کند؛ پروژهای که با هوشیاری آحاد جامعه و حضور بهموقع نیروهای مردمی و انتظامی خنثی شد.
شکست در جنگهای نیابتی منطقهای و بیاثر شدن طرحهای همهجانبه تحریم اقتصادی، محور غربی-صهیونیستی را بر آن داشته تا باردیگر دست به احیای این مدل چندلایه (هیبریدی) بزند. روند این نقشه در سه گام متوالی تعریف شده است: ابتدا اعمال فشارهای مالی و اقتصادی برای ایجاد تنگناهای معیشتی و تبدیل نارضایتی به تجمعات خیابانی؛ سپس نفوذ هستههای آموزشدیده در مراکز جاسوسی منطقهای به این اجتماعات و تبدیل آنها به صحنه درگیری مسلحانه با سلاحهای قاچاقشده؛ و نهایتا بهرهبرداری از این هرجومرج درونی برای فضاسازی جهت ضربه زدن به زیرساختها و مراکز حیاتی کشور.
ترورهای کوری نظیر هدف قرار دادن مسئولان انتظامی و فرهنگی در سیستان و بلوچستان یا تحرکات تیمهای آدمربایی و خرابکاری در مناطق صنعتی و عمرانی، آشکارا گواهی بر ماهیت این پروژه است. این اقدامات نه پایگاه اجتماعی دارند و نه از هدفی عقلانی پیروی میکنند بلکه تنها وظیفه آنها «تولید وحشت روانی»، «ایجاد احساس ناامنی کاذب» و نشان دادن شکنندگی وضعیت اجتماعی در برابر افکار عمومی بینالمللی است. کشف محمولههای اسلحه جنگی از جمله دهها قبضه سلاح کمری و تهاجمی مناسب برای درگیریهای خیابانی در غرب کشور، نشان میدهد مرزبانان و نهادهای اطلاعاتی با اشراف دقیق، جلوی فاز اول این فتنه را گرفتهاند اما موفقیت نهایی در بیاثر کردن این توطئههای زنجیرهای وابسته به درک حساسیت شرایط توسط مردم و اعلام سریع هرگونه تحرک مشکوک در محیطهای شهری و روستایی است. ناکام گذاشتن دوباره طرح هیبریدی دشمن، مستلزم تداوم همافزایی هوشیارانه میان ملت و ارکان امنیت کشور است.
تیتر خبرها




