گفتوگوی روزنامه «جامجم» با مردی که زندگیاش با یک نصیحت متحول شد
سلطان سابق سرقت، قفلساز شد
حدود هشت سال پیش با کیومرث امیری گفتوگو کردیم؛ مرد 52سالهای که بهخود لقب «سلطان سرقت خودرو» داده بود اما پس از 30سال سرقت خودرو و توبه کردن، حالا به خود عنوان «سلطان پیشگیری از سرقت خودرو» داده است.
لیلا حسین زاده - گروه حوادث
او آن زمان به ما گفت عشق به رانندگی و هیجان نه مثل خیلیها از دوران نوجوانی كه از كودكی در خون او بود. هر باری كه برادر بزرگترش پشت فرمان مینشست، تمام وجودش چشم میشد و با دقت نگاه میكرد او چطور با دنده و ترمز و كلاچ كار میكند. اولین باری كه پشت فرمان نشست، آنقدر كوچك بود كه حتی پاهایش درست و حسابی به ترمز و كلاچ نمیرسید. یک روز او و برادرش به رودخانه رفته بودند تا ماشین را بشویند. ماشین را كه شستند، برادرش رفت چیزی بخرد. كیومرث كه با ماشین تنها مانده بود، به خودش جرأت داد و پشت فرمان نشست و در حالیكه بین ترمز و كلاچ و فرمان آویزان مانده بود، ماشین را از آب بیرون كشید.
برادرش كه برگشت، ماشین را بیرون از آب دید. از برادر کوچکش پرسید چه كسی ماشین را از آب بیرون آورده است؟ وقتی كیومرث گفت من، چشمانش از شدت تعجب گرد شد. 10سالش كه شد، ماشین برادرش را دور از چشم او برمیداشت و با دوستان بیرون میرفت. او تا کلاس دهم دبیرستان درس خواند و سپس ترک تحصیل کرد. به گفته خودش، بهدلیل علاقهاش به درس حرفه و فن، همیشه حرف برای گفتن داشت و برای همین معلم حرفه و فنش همیشه او را تشویق میکرد اما هیچکس نبود از این تخصص او استفاده درست کند. امیری مدعی بود قادر است هر خودرویی را سرقت کند و تمام سرقتها را تنها برای هیجان و نه برای امرار معاش انجام میداد تا بهخودش ثابت کند هیچ خودرویی از سرقت در امان نیست.
سال 1376 که به تهران آمد و زندگیاش را شروع کرد، سرقتهایش هم آغاز شد. پاتوقش هم بیشتر مناطق پاسداران، قیطریه، سعادتآباد و... بود.
به گفته خودش، آن زمان وقتی ماشین خوبی سرقت میکرد، آنقدر در خیابانها ویراژ میداد تا پلیس دنبالش بیفتد. میگوید همیشه چند الگانس پلیس پشت سرش بودند و ماموران سعی میکردند با شلیک گلوله به ماشین و شیشهاش، او را زمینگیر کنند اما بهقول خودش هر طور بود فرار میکرد تا گیر نیفتد ولی گاهی اوقات هم دست پلیس به او میرسید و با همین روند 10سال از عمرش را پشت میلههای زندان گذراند اما با صحبتهای رئیس سابق شعبه سرقت خودرو در آگاهی شاپور، تصمیم گرفت روی دیگر زندگی را امتحان کند. به گفته امیری، رئیس وقت اداره سرقت پلیس آگاهی مرد شریفی بود و با لحن دلسوزانهای گفته بود این چه زندگی است برای خودت انتخاب کردهای؟! امیری آن زمان دختر کوچکی داشت که او را آوردند تا با پدرش ملاقات کند. وقتی دخترش را دید متحول شد و از آن زمان تصمیم گرفت دیگر سراغ سرقت خودرو نرود. دوباره سراغ امیری رفتیم تا از حال و روزش باخبر شویم و ببینیم این روزها چه میکند.
یک زمانی میگفتید سلطان سرقت خودرو بودید. حالا میگویید سلطان پیشگیری از سرقت خودرو هستید.
معتقدم آدم هر کاری که میخواهد انجام دهد، باید خیلی قشنگ آن را انجام دهد. کار من در سرقت خودرو غلط بود اما همان را هم قشنگ و درست انجام میدادم. اینطور فکر میکنم اگر کاری انجام میدهم به بهترین شکل ممکن انجام شود. در سرقتها هم کارم را قشنگ انجام میدادم. اگر نمیتوانستم خودرویی را سرقت کنم، آن را خریداری و قفل و همه چیزش را باز میکردم تا ایرادهایش را پیدا کنم تا بتوانم آن ماشین را هم سرقت کنم. با این کار میتوانستم هر خودرویی را که میخواهم سرقت کنم.
چه شد سراغ موضوع پیشگیری از سرقت خودرو رفتید.
از زمانی که سرقت را کنار گذاشتم، یکجورهایی خود را گناهکار میدانستم. برای همین مدام به این فکر میکردم که چطور پیشگیری از سرقت را انجام دهم. ایرادهای ماشینها را میدانستم و خبر داشتم چطور میتوان یک ماشین را سرقت کرد. با علم به اینها، یک قفل در کارگاهی در زیرزمین خانهمان طراحی و بعد تست کردم که خدا را شکر موفقیتآمیز بود.
در مورد ساختار قفلها بگویید.
معمولا سارقان در زمان سرقت، قفل فرمان را میشکنند و هیچ سارقی آن را باز نمیکند. یک چیزی که بین مردم جا افتاده این است که سارقان هر قفلی را باز میکنند اما اینطور نیست. سارقان چون زمان ندارند، تمام قفلها را میشکنند. قفلی که ساختهام، از آهن آبدیده ساخته شده و ضدضربه و ضدبرش است و پدال و فرمان را درگیر میکند. این قفل آنقدر مقاوم است که حتی با قیچی آهنبر هم بریده نمیشود. حالا بهجایی رسیدهام که این قفل در زندان مرکزی کرمانشاه تولید انبوه میشود. پنج شش سال است ماشینهایی که از این قفل استفاده میکنند سرقت نشدهاند.
چرا این قفل در زندان تولید میشود؟
چون یک عده آنجا هستند که بدون ملاقاتند و کسی نیست خرجشان را بدهد. زندانیان این قفلها را تولید میکنند تا هم خرج و مخارجشان تامین شود و هم مرا ببینند که قبلا چهکاره بودم تا آنها نیز مرا به چشم مشوق خود ببینند و مثل من تغییر کنند.
چه شد که تصمیم گرفتید با زندان مرکزی کرمانشاه همکاریکنید.
پس از ساختن قفل به بنیاد تعاونی زندان دیزلآباد کرمانشاه نزد آقای سلیمی رفتم و نمونه را به او نشان دادم. آنها هم استقبال کردند و گوشهای از کارگاه کارخانجات زندان، موتور جوش و لوازمی را که نیاز داشتم در اختیارم قرار دادند و از آن زمان شروع بهکار کردیم. علاوه بر این، بسیاری از زندانیان مرا میبینند و زندگینامهام را میشنوند. اتفاقا خیلیهایشان پس از آزادی از زندان توبه کرده و برای خودشان شغلی دست و پا کردهاند. خیلی وقتها هم به من سرکشی میکنند و بهنوعی مشوقشان شدهام و اگر خدا بخواهد، دیگر سراغ سرقت نمیروند. با راهاندازی خط تولید این قفلها، فروشمان آنقدر زیاد است که بتوانیم این کار را در زندانهای دیگر نیز عملیاتی کنیم. البته قرار است وامی نیز در اختیارمان قرار دهند و کمکمان کنند تا کارگاه را توسعه دهیم.
امنیت این قفلها چطور است؟
هیچ جای دنیا ما امنیت کامل نداریم. اینکه میگویم این قفل باز نمیشود یعنی به هیچ شکلی نمیتوان آن را شکست. مگر اینکه زمان داشته باشد و بخواهد با سنگ فرز آن را ببرد اما در سرقت ماشین بعید میدانم کسی بخواهد از جایی برق بیاورد و قفل را با سنگ فرز ببرد. برخلاف قفلهای موجود در بازار که بهراحتی میشود آنها را با یک ضربه شکست یا با قیچی برید، قفلی که ساختهام طوری نیست که با ضربه بشکند یا با قیچی آهنبر بریده شود. بعضی دزدگیر یا جیپیاس نصب میکنند که استفاده از اینها در بعضی جاها ممکن است کاربردهایی داشته باشد اما رکب میخورند. جیپیاس را میتوانند از کار بیندازند و ماشین را ببرند اما این قفلها اگر روی ماشین زده شود، دیگر نمیتوانی آن را تکان بدهی.
پس از گذشت این همه سال اگر خودرویی چشمتان را بگیرد، دلتان میخواهد قفل و امنیتش را بررسی کنید؟
گاهی کنجکاوی سراغم میآید. البته اگر قبل از این سالها بود، ماشین را تست میکردم تا ببینم چطور میتوان آن را سرقت کرد و میشود قفلش را از کار انداخت یا نه اما بهخودم قول دادهام دیگر سراغ سرقت نروم و بهقولی که به خودم دادهام پایبند هستم. آن موقع کلهمان باد داشت و یک اشتباهی کردیم. کسی هم نبود که به ما بگوید این کار را انجام نده اما نمیدانم چرا در کلهمان فرو نمیرفت و باز کار خودمان را میکردیم. در هر حال خدا ما را دوست داشت که از آن مسیر جدا شدیم.
از آن زمان که بهقول خودتان سلطان سرقت خودرو بودید، زمان زیادی گذشته و سارقان دیگری روی کار آمده و ادعاهایی در این زمینه دارند. هنوز مدعی هستید میتوانید هر قفل خودرویی را باز کنید؟
صددرصد. من همین الان هم دوباره شروع به این کار کنم، قول میدهم در مدت یک هفته، یک ماه خودم را بهروزرسانی کرده و ماشین را در چند ثانیه سرقت کنم. چون این توانایی را در خودم میبینم. من همین الان هم که سرقت را کنار گذاشتهام، تمام کارهایی را که مربوط به برق ماشین و موضوعات برقی خانه میشود خودم انجام میدهم. چون بهشدت به این کار علاقه دارم و دلم میخواهد از هرچه که مربوط به امنیت خانه و ماشین میشود سر دربیاورم. بعضی از سارقان هم میآیند و ادعا میکنند مثلا میتوانند با دستمال یا فندک دزدگیر را از کار بیندازند. اینها سارقانی هستند که در بازداشتگاه یا آگاهی با هم صحبتهایی میکنند که 90درصدشان مندرآوردی است. بیشتر به این خاطر اینطور ادعا میکنند که بگویند کارکشته هستند. تا جایی که میدانم ادعاهایشان درست نیست.
قفلهای جدیدی هم به بازار آمده است. آنها را بررسی کردهاید که ببینید کدامشان را میتوانید باز کنید؟
همیشه این موضوع را دنبال میکنم و دوست دارم بدانم چه قفلهای جدیدی به بازار آمده و آنها بهتر هستند یا قفلهای قدیمی. البته قفلهایی که وارد بازار میشوند، زودتر از کار میافتند. ببینید سرقت خودرو بچهبازی نیست. ما با سارقی طرف هستیم که تمام توانش را میگذارد تا خودرو را سرقت کند. بنابراین همیشه باید چیزی بسازیم که بتواند جلوی سارق خانه و خودرو را بگیرد. سارق با تمام قدرت همه چیز را میشکند و از بین میبرد تا چیزی که میخواهد را بهدست بیارود.
یادم هست آن زمان گفتید راننده خیلی قابلی بودید و بهراحتی گیر پلیس نمیافتادید. دخترتان الان باید 18- 17 ساله باشد. حتما رانندگی را به او آموزش دادهاید.
بله، آموزش دادهام. آنقدر حرفهای است که وقتی خودم کنارش مینشینم میترسم.
برادرش كه برگشت، ماشین را بیرون از آب دید. از برادر کوچکش پرسید چه كسی ماشین را از آب بیرون آورده است؟ وقتی كیومرث گفت من، چشمانش از شدت تعجب گرد شد. 10سالش كه شد، ماشین برادرش را دور از چشم او برمیداشت و با دوستان بیرون میرفت. او تا کلاس دهم دبیرستان درس خواند و سپس ترک تحصیل کرد. به گفته خودش، بهدلیل علاقهاش به درس حرفه و فن، همیشه حرف برای گفتن داشت و برای همین معلم حرفه و فنش همیشه او را تشویق میکرد اما هیچکس نبود از این تخصص او استفاده درست کند. امیری مدعی بود قادر است هر خودرویی را سرقت کند و تمام سرقتها را تنها برای هیجان و نه برای امرار معاش انجام میداد تا بهخودش ثابت کند هیچ خودرویی از سرقت در امان نیست.
سال 1376 که به تهران آمد و زندگیاش را شروع کرد، سرقتهایش هم آغاز شد. پاتوقش هم بیشتر مناطق پاسداران، قیطریه، سعادتآباد و... بود.
به گفته خودش، آن زمان وقتی ماشین خوبی سرقت میکرد، آنقدر در خیابانها ویراژ میداد تا پلیس دنبالش بیفتد. میگوید همیشه چند الگانس پلیس پشت سرش بودند و ماموران سعی میکردند با شلیک گلوله به ماشین و شیشهاش، او را زمینگیر کنند اما بهقول خودش هر طور بود فرار میکرد تا گیر نیفتد ولی گاهی اوقات هم دست پلیس به او میرسید و با همین روند 10سال از عمرش را پشت میلههای زندان گذراند اما با صحبتهای رئیس سابق شعبه سرقت خودرو در آگاهی شاپور، تصمیم گرفت روی دیگر زندگی را امتحان کند. به گفته امیری، رئیس وقت اداره سرقت پلیس آگاهی مرد شریفی بود و با لحن دلسوزانهای گفته بود این چه زندگی است برای خودت انتخاب کردهای؟! امیری آن زمان دختر کوچکی داشت که او را آوردند تا با پدرش ملاقات کند. وقتی دخترش را دید متحول شد و از آن زمان تصمیم گرفت دیگر سراغ سرقت خودرو نرود. دوباره سراغ امیری رفتیم تا از حال و روزش باخبر شویم و ببینیم این روزها چه میکند.
یک زمانی میگفتید سلطان سرقت خودرو بودید. حالا میگویید سلطان پیشگیری از سرقت خودرو هستید.
معتقدم آدم هر کاری که میخواهد انجام دهد، باید خیلی قشنگ آن را انجام دهد. کار من در سرقت خودرو غلط بود اما همان را هم قشنگ و درست انجام میدادم. اینطور فکر میکنم اگر کاری انجام میدهم به بهترین شکل ممکن انجام شود. در سرقتها هم کارم را قشنگ انجام میدادم. اگر نمیتوانستم خودرویی را سرقت کنم، آن را خریداری و قفل و همه چیزش را باز میکردم تا ایرادهایش را پیدا کنم تا بتوانم آن ماشین را هم سرقت کنم. با این کار میتوانستم هر خودرویی را که میخواهم سرقت کنم.
چه شد سراغ موضوع پیشگیری از سرقت خودرو رفتید.
از زمانی که سرقت را کنار گذاشتم، یکجورهایی خود را گناهکار میدانستم. برای همین مدام به این فکر میکردم که چطور پیشگیری از سرقت را انجام دهم. ایرادهای ماشینها را میدانستم و خبر داشتم چطور میتوان یک ماشین را سرقت کرد. با علم به اینها، یک قفل در کارگاهی در زیرزمین خانهمان طراحی و بعد تست کردم که خدا را شکر موفقیتآمیز بود.
در مورد ساختار قفلها بگویید.
معمولا سارقان در زمان سرقت، قفل فرمان را میشکنند و هیچ سارقی آن را باز نمیکند. یک چیزی که بین مردم جا افتاده این است که سارقان هر قفلی را باز میکنند اما اینطور نیست. سارقان چون زمان ندارند، تمام قفلها را میشکنند. قفلی که ساختهام، از آهن آبدیده ساخته شده و ضدضربه و ضدبرش است و پدال و فرمان را درگیر میکند. این قفل آنقدر مقاوم است که حتی با قیچی آهنبر هم بریده نمیشود. حالا بهجایی رسیدهام که این قفل در زندان مرکزی کرمانشاه تولید انبوه میشود. پنج شش سال است ماشینهایی که از این قفل استفاده میکنند سرقت نشدهاند.
چرا این قفل در زندان تولید میشود؟
چون یک عده آنجا هستند که بدون ملاقاتند و کسی نیست خرجشان را بدهد. زندانیان این قفلها را تولید میکنند تا هم خرج و مخارجشان تامین شود و هم مرا ببینند که قبلا چهکاره بودم تا آنها نیز مرا به چشم مشوق خود ببینند و مثل من تغییر کنند.
چه شد که تصمیم گرفتید با زندان مرکزی کرمانشاه همکاریکنید.
پس از ساختن قفل به بنیاد تعاونی زندان دیزلآباد کرمانشاه نزد آقای سلیمی رفتم و نمونه را به او نشان دادم. آنها هم استقبال کردند و گوشهای از کارگاه کارخانجات زندان، موتور جوش و لوازمی را که نیاز داشتم در اختیارم قرار دادند و از آن زمان شروع بهکار کردیم. علاوه بر این، بسیاری از زندانیان مرا میبینند و زندگینامهام را میشنوند. اتفاقا خیلیهایشان پس از آزادی از زندان توبه کرده و برای خودشان شغلی دست و پا کردهاند. خیلی وقتها هم به من سرکشی میکنند و بهنوعی مشوقشان شدهام و اگر خدا بخواهد، دیگر سراغ سرقت نمیروند. با راهاندازی خط تولید این قفلها، فروشمان آنقدر زیاد است که بتوانیم این کار را در زندانهای دیگر نیز عملیاتی کنیم. البته قرار است وامی نیز در اختیارمان قرار دهند و کمکمان کنند تا کارگاه را توسعه دهیم.
امنیت این قفلها چطور است؟
هیچ جای دنیا ما امنیت کامل نداریم. اینکه میگویم این قفل باز نمیشود یعنی به هیچ شکلی نمیتوان آن را شکست. مگر اینکه زمان داشته باشد و بخواهد با سنگ فرز آن را ببرد اما در سرقت ماشین بعید میدانم کسی بخواهد از جایی برق بیاورد و قفل را با سنگ فرز ببرد. برخلاف قفلهای موجود در بازار که بهراحتی میشود آنها را با یک ضربه شکست یا با قیچی برید، قفلی که ساختهام طوری نیست که با ضربه بشکند یا با قیچی آهنبر بریده شود. بعضی دزدگیر یا جیپیاس نصب میکنند که استفاده از اینها در بعضی جاها ممکن است کاربردهایی داشته باشد اما رکب میخورند. جیپیاس را میتوانند از کار بیندازند و ماشین را ببرند اما این قفلها اگر روی ماشین زده شود، دیگر نمیتوانی آن را تکان بدهی.
پس از گذشت این همه سال اگر خودرویی چشمتان را بگیرد، دلتان میخواهد قفل و امنیتش را بررسی کنید؟
گاهی کنجکاوی سراغم میآید. البته اگر قبل از این سالها بود، ماشین را تست میکردم تا ببینم چطور میتوان آن را سرقت کرد و میشود قفلش را از کار انداخت یا نه اما بهخودم قول دادهام دیگر سراغ سرقت نروم و بهقولی که به خودم دادهام پایبند هستم. آن موقع کلهمان باد داشت و یک اشتباهی کردیم. کسی هم نبود که به ما بگوید این کار را انجام نده اما نمیدانم چرا در کلهمان فرو نمیرفت و باز کار خودمان را میکردیم. در هر حال خدا ما را دوست داشت که از آن مسیر جدا شدیم.
از آن زمان که بهقول خودتان سلطان سرقت خودرو بودید، زمان زیادی گذشته و سارقان دیگری روی کار آمده و ادعاهایی در این زمینه دارند. هنوز مدعی هستید میتوانید هر قفل خودرویی را باز کنید؟
صددرصد. من همین الان هم دوباره شروع به این کار کنم، قول میدهم در مدت یک هفته، یک ماه خودم را بهروزرسانی کرده و ماشین را در چند ثانیه سرقت کنم. چون این توانایی را در خودم میبینم. من همین الان هم که سرقت را کنار گذاشتهام، تمام کارهایی را که مربوط به برق ماشین و موضوعات برقی خانه میشود خودم انجام میدهم. چون بهشدت به این کار علاقه دارم و دلم میخواهد از هرچه که مربوط به امنیت خانه و ماشین میشود سر دربیاورم. بعضی از سارقان هم میآیند و ادعا میکنند مثلا میتوانند با دستمال یا فندک دزدگیر را از کار بیندازند. اینها سارقانی هستند که در بازداشتگاه یا آگاهی با هم صحبتهایی میکنند که 90درصدشان مندرآوردی است. بیشتر به این خاطر اینطور ادعا میکنند که بگویند کارکشته هستند. تا جایی که میدانم ادعاهایشان درست نیست.
قفلهای جدیدی هم به بازار آمده است. آنها را بررسی کردهاید که ببینید کدامشان را میتوانید باز کنید؟
همیشه این موضوع را دنبال میکنم و دوست دارم بدانم چه قفلهای جدیدی به بازار آمده و آنها بهتر هستند یا قفلهای قدیمی. البته قفلهایی که وارد بازار میشوند، زودتر از کار میافتند. ببینید سرقت خودرو بچهبازی نیست. ما با سارقی طرف هستیم که تمام توانش را میگذارد تا خودرو را سرقت کند. بنابراین همیشه باید چیزی بسازیم که بتواند جلوی سارق خانه و خودرو را بگیرد. سارق با تمام قدرت همه چیز را میشکند و از بین میبرد تا چیزی که میخواهد را بهدست بیارود.
یادم هست آن زمان گفتید راننده خیلی قابلی بودید و بهراحتی گیر پلیس نمیافتادید. دخترتان الان باید 18- 17 ساله باشد. حتما رانندگی را به او آموزش دادهاید.
بله، آموزش دادهام. آنقدر حرفهای است که وقتی خودم کنارش مینشینم میترسم.




