جنگ 40 روزه باعث شده کشورهای همسایه به اهمیت امنیت درونزا در منطقه که همواره مورد تاکید ایران بوده واقف شوند
تهران؛ قلب امنیت منطقه
سفر همزمان مقامهای ارشد امنیتی پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه به تهران، در شرایطی که سایه تشدید تنشهای نظامی همچنان بر منطقه سنگینی میکند، فراتر از یک دیدار دیپلماتیک متعارف قابل ارزیابی است. مجموعهای از تحولات نظامی و امنیتی نشان میدهد یکی از دغدغههای مهم این تحرک دیپلماتیک، جلوگیری از گسترش جنگ احتمالی آینده به زیرساختهای حیاتی، تأسیسات انرژی و مسیرهای تجاری منطقه است.این سفر به پیشنهاد پاکستان و با نظر مساعد جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. با اینحال، زمانبندی آن، همزمان با افزایش حملات انصارالله یمن به عربستان، تشدید نگرانیها درباره احتمال از سرگیری جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل و هشدارهای تهران درباره هزینههای سنگین هرگونه تجاوز نظامی جدید، به این دیدارها ابعادی فراتر از یک رایزنی دیپلماتیک متعارف میدهد.
در روزهای اخیر، گزارشهایی درباره تهدید ایران به هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی و برخی تأسیسات راهبردی در منطقه خلیج فارس در صورت ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل منتشر شده است. این تهدیدها، در کنار نگرانی از تردد دریایی و تجارت منطقهای، میتواند محاسبات امنیتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد.در چنین شرایطی، سفر مقامهای ارشد امنیتی به تهران را میتوان تلاشی برای شناخت دقیقتر خطوط قرمز ایران، ارزیابی دامنه احتمالی پاسخ تهران به حملات آینده و کاهش خطر سرایت درگیری به زیرساختهای کشورهای همسایه تحلیل کرد.به بیان دیگر، یکی از پرسشهای اساسی برای این کشورها آن است که اگر جنگ دیگری آغاز شود، آیا میتوان از تبدیل شدن تأسیسات انرژی، بنادر، فرودگاهها و مسیرهای صادراتی منطقه به بخشی از میدان تقابل جلوگیری کرد؟این نگرانی برای عربستان سعودی اهمیت ویژهای دارد؛ کشوری که از یک سو در معرض فشار نظامی از جبهه یمن قرار گرفته و از سوی دیگر، در صورت گسترش تقابل ایران و آمریکا، با مخاطرات مضاعفی برای امنیت زیرساختها و صادرات انرژی خود مواجه خواهد شد. اکنون این کشورهای هستند که باید هزینههای امنیت اجارهای را لمس کرده و به ایده ایرانی برای امنیت درونزا روی بیاورند.در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه، دو هدف ممکن است همزمان دنبال شود: نخست، جلوگیری از آغاز جنگی جدید که برای جلوگیری از آن باید به کاخ سفید فشار بیاورند و دوم، محدود کردن پیامدهای آن در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک که این مساله نیز از مسیر سیاست جنگی واشنگتن میگذرد زیرا پاسخ تهران به شدت حملات آمریکا میتواند متفاوت باشد.از این منظر، تلاش برای گفتوگو با تهران لزوما به معنای همسویی سیاسی با ایران نیست. ممکن است برخی بازیگران منطقهای در عین اختلاف با سیاستهای ایران، به این جمعبندی رسیده باشند که جنگ تازه نهتنها ظرفیتهای نظامی تهران را از بین نمیبرد، بلکه میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد و امنیت خود آنها ایجاد کند. به همین دلیل، سفر هیئتهای امنیتی را میتوان تلاشی برای مدیریت ریسک جنگ ارزیابی کرد.در عین حال، این احتمال نیز قابل بررسی است که برخی پیامهای منتقلشده به تهران، علاوه بر دعوت به خویشتنداری، دربردارنده درخواستهایی برای محدود ماندن دامنه پاسخ ایران به حملات احتمالی آینده باشد. زمانبندی سفر و جایگاه امنیتی مقامهای شرکتکننده، این پرسش را نیز مطرح میکند که آیا این تحرکات با هماهنگی یا چراغ سبز واشنگتن انجام شدهاند؟پاکستان در ماههای گذشته نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کرده و عربستان و ترکیه نیز بهعنوان بازیگران مهم امنیتی منطقه، از گسترش جنگ متضرر خواهند شد. از اینرو، هماهنگی پیامهای دیپلماتیک با طرف آمریکایی یا انتقال پیامهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن، احتمالی قابل بررسی است.برای واشنگتن، جلوگیری از گسترش جنگ به تأسیسات انرژی و زیرساختهای متحدان منطقهای میتواند یک اولویت باشد. برای ریاض، کاهش فشار از جبهه یمن و جلوگیری از آسیب دیدن زیرساختها اهمیت دارد. پاکستان نیز میتواند از فعال نگه داشتن مسیر میانجیگری، نقش دیپلماتیک خود را تقویت کند. ترکیه هم به دنبال جلوگیری از بیثباتی بیشتر در محیط پیرامونی خود خواهد بود.
امنیت درونزا؛ فرصت ایران برای تغییر دستورکار مذاکرات
در مقابل این نگرانیها، تهران سفر هیاتهای امنیتی را فرصتی برای پیشبرد ایده امنیت درونزای منطقهای میداند؛ الگویی که بر مشارکت کشورهای منطقه، مسئولیتپذیری جمعی و کاهش وابستگی انحصاری به قدرتهای فرامنطقهای تأکید دارد.علی باقریکنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی با اشاره به این سفر، بر ظرفیت همکاری کشورهای منطقه برای حرکت به سمت امنیت درونزا تأکید کرده است. مقامهای سعودی نیز هدف سفر را کاهش تنشها، تقویت امنیت و حمایت از گفتوگو و راهحلهای دیپلماتیک اعلام کردهاند.اما آیا کشورهای منطقه حاضرند برای جلوگیری از جنگ، به جای اتکای صرف به ترتیبات دفاعی و نظامی بیرونی، سازوکاری پایدار برای گفتوگو با همه بازیگران اصلی منطقه ایجاد کنند؟پاسخ به این پرسش، به میزان آمادگی کشورهای حاضر برای تبدیل رایزنیهای مقطعی به سازوکارهای عملی بستگی دارد. اگر مذاکرات صرفا به درخواست خویشتنداری از ایران محدود شود، ظرفیت آن برای ایجاد امنیت پایدار محدود خواهد ماند. اما اگر گفتوگوها به بررسی مسئولیت همه طرفها در جلوگیری از تجاوز نظامی، حفاظت از زیرساختهای غیرنظامی، کاهش تنش در یمن و حمایت از مردم فلسطین و لبنان گسترش یابد، امکان شکلگیری دستور کاری جامعتر فراهم خواهد شد.




