مرزهای قانونشکنی آمریکا و تبعات آن
گاهی مواقع قوانین بینالملل یا حقوق بینالملل در موضوعاتی صراحت ندارند و در نتیجه، وقتی اتفاقی میافتد، طرف ماجرا یا طرفین ماجرا تلاش میکنند با استناد به سایر مفاد قوانین بینالملل یا رویهها در حقوق بینالملل، برای آن توجیهاتی دستوپا کنند و هرکدام با تفسیرها و استنباطهایی که از سایر قوانین موجود میکنند، یک محمل قانونی بتراشند و آن را توجیه نمایند.اما در موضوع حمله به تأسیسات صلحآمیز هستهای، یا به عبارت دیگر حمله به تأسیسات اعلامشده و تحت پادمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مسأله کاملا متفاوت است.
محمدباقر خرمشاد | استاد دانشگاه
قانون در این زمینه بسیار صریح است و هیچ ابهامی در این زمینه وجو ندارد و بهصراحت هر کسی را، به هر بهانهای و به هر دلیلی، از حمله به تأسیسات صلحآمیز هستهای منع کرده است. حتی در مورد تأسیسات کشورهایی که سلاحهای هستهای دارند نیز براساس قوانین نوشته یا نانوشتهای که میان خودشان وجود دارد، حمله به سلاحهای هستهای یکدیگر نیز پذیرفته نیست. اما در مورد تأسیسات صلحآمیز هستهای، بهخصوص تأسیسات اعلامشده و تحت نظارت پادمان آژانس، این حق کاملا سلب شده است. هیچ عضو یا غیرعضوی، هیچ موجودی در جهان امروز، بنا بر صراحت قانون، حق حمله به چنین تأسیساتی را ندارد.اما از آنجا که در جنگ اخیر رژیمصهیونیستی و آمریکا علیه ایران، مرزهای قانونی بسیاری شکسته شد و هنجارهای بینالمللی بسیاری زیر پا گذاشته شد آنها در کمال ناباوری همگان، ناگهان رسما اعلام کردند که به بهانه مواد غنیشده ۶۰ درصد و احتمال انحراف به سوی ساخت بمب به تأسیسات هستهای ما حمله کردهاند.درحالیکه براساس همان قانون، هیچ منعی برای درجه غنیسازی وجود ندارد. آنچه به لحاظ قوانین بینالمللی منع شده، رفتن به سمت ساخت سلاح هستهای است.
البته تعدادی از کشورها، بهدلیل اینکه در معرض تهدید جدی ایالات متحده آمریکا قرار داشتند، برای بازدارندگی و دفاع از خودشان به سمت ساخت بمب هستهای رفتند؛ ازجمله کرهشمالی. بااینحال، هیچ حملهای نیز به آنها صورت نگرفت، بهدلیل اینکه بازدارندگی داشتهاند.اما ایران، بهرغم اینکه اعلام کرده است به سمت سلاح هستهای نمیرود و عضو NPT است. یادمان هست که براساس توافق هستهای قبل موسوم به برجام ایران تعهد کرده بود بیش از سه و خردهای درصد غنیسازی نکند، و هرچه بیشتر از این میزان غنیسازی کرده بود را رقیق کرد یا به هر حال تبدیل کرد و کاملا در آن چارچوب باقی ماند اما ترامپ برجام را پاره کرد و ایران، برای اینکه بتواند بازدارندگی ایجاد کند، کاملا در چارچوب قانون، مقداری غنیسازی کرد. از جانب ایران هیچ تخلفی نسبت به قوانین موجود صورت نگرفته بود؛ بلکه برعکس، ایران خیلی بیشتر از قوانین عادی به رعایت قوانین التزام داشته است.تاکید بر عبارت قوانین عادی، به این دلیل است که برجام یکسری تکالیف را بر ما تحمیل کرد که خیلی فراتر از قوانین عادی و حقوق بینالملل جهان بود.حمله به تاسیات هستهای ایران که نقض آشکار حقوق بینالملل و زیر پا گذاشتن آشکار قوانین بینالمللی است، میتواند تبعات بسیار سخت و زیادی داشته باشد.یکی از این تبعات میتواند این باشد که به کشورهای مختلف این اثبات میشود که بههرحال دیگر در جهان امروز آنچه حاکم است قانون نیست؛ بلکه اگر قانونی هم باشد، قانون جنگل است؛ زورش بیشتر، حقش بیشتر؛ هرکس توانش بیشتر و توان زورگوییاش بیشتر باشد، حق بیشتری خواهد داشت و این جنگها و بیثباتی را افزایش خواهد داد.
دومین مسأله این است که بههرحال بسیاری از کشورها ممکن است به سمت دستیابی به توانمندیهای هستهای بروند. خیلیها تصمیم میگیرند علاوه بر اینکه به قسمت صلحآمیز هستهای عنایت دارند، قسمت غیرصلحآمیز آن را هم مد نظر قرار دهند، چون این مسأله بازدارندگی ایجاد میکند.کشورهای مختلف ایران و کرهشمالی را با یکدیگر مقایسه میکنند: ایران به تمام قوانین پایبند بوده، اما به آن حمله شده است؛ کرهشمالی از NPT خارج شده و سلاح ساخته، اما هیچ حملهای به آن صورت نگرفته است.این را مقایسه کنید با رژیم صهیونیستی که هم سلاح هستهای دارد، هم عضو NPT نیست، و در نهایت هم دلبخواهانه دست به هر اقدامی میزند و به کشور ما و مراکز هستهای ما حمله کرده است.تمام این مسائل، جهان را به سمت یک بینظمی و آشوب بیش از این پیش میبرد.اگر این روند ادامه پیدا کند، بدیهی است که ملت ایران هم به خودش حق خواهد داد که تأسیسات هستهای رژیمصهیونیستی را که اعلام هم نشدهاند، از حیث مقابلهبهمثل مورد هدف قرار دهد.چون ظاهرا و باطنا ثابت شده است که عملکرد نجیبانه ایران در چارچوب قواعد بینالملل و حقوق بینالملل پاسخگو نبوده و طرفهای مقابل هیچ حدی و مرزی نمیشناسند. در چنین شرایطی، ایران هم توانمندی عملکردن در خارج از این حیطه و زدن سایتهای مشابه را در هر جایی که فکر میکند منافع دشمنانش، یعنی ایالات متحده آمریکا و رژیمصهیونیستی، را میتواند به خطر بیندازد، خواهد داشت.
هرچند ایران بهعنوان بازیگر مسئول و عقلانی ترجیح میدهد کار به این نقطه نرسد.یکی از مقصرین اصلی که این وضعیت را به اینجا رسانده، دبیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، آقای گروسی، است. ایشان نیز برای رسیدن به اهداف خود، تمام امور غیرقانونی را با چراغسبز به آمریکا و رژیمصهیونیستی واگذار کرد تا انجام دهند.قطعا در یک دنیای مبتنی بر قانون گروسی و عملکرد او مستوجب مجازات است.
البته تعدادی از کشورها، بهدلیل اینکه در معرض تهدید جدی ایالات متحده آمریکا قرار داشتند، برای بازدارندگی و دفاع از خودشان به سمت ساخت بمب هستهای رفتند؛ ازجمله کرهشمالی. بااینحال، هیچ حملهای نیز به آنها صورت نگرفت، بهدلیل اینکه بازدارندگی داشتهاند.اما ایران، بهرغم اینکه اعلام کرده است به سمت سلاح هستهای نمیرود و عضو NPT است. یادمان هست که براساس توافق هستهای قبل موسوم به برجام ایران تعهد کرده بود بیش از سه و خردهای درصد غنیسازی نکند، و هرچه بیشتر از این میزان غنیسازی کرده بود را رقیق کرد یا به هر حال تبدیل کرد و کاملا در آن چارچوب باقی ماند اما ترامپ برجام را پاره کرد و ایران، برای اینکه بتواند بازدارندگی ایجاد کند، کاملا در چارچوب قانون، مقداری غنیسازی کرد. از جانب ایران هیچ تخلفی نسبت به قوانین موجود صورت نگرفته بود؛ بلکه برعکس، ایران خیلی بیشتر از قوانین عادی به رعایت قوانین التزام داشته است.تاکید بر عبارت قوانین عادی، به این دلیل است که برجام یکسری تکالیف را بر ما تحمیل کرد که خیلی فراتر از قوانین عادی و حقوق بینالملل جهان بود.حمله به تاسیات هستهای ایران که نقض آشکار حقوق بینالملل و زیر پا گذاشتن آشکار قوانین بینالمللی است، میتواند تبعات بسیار سخت و زیادی داشته باشد.یکی از این تبعات میتواند این باشد که به کشورهای مختلف این اثبات میشود که بههرحال دیگر در جهان امروز آنچه حاکم است قانون نیست؛ بلکه اگر قانونی هم باشد، قانون جنگل است؛ زورش بیشتر، حقش بیشتر؛ هرکس توانش بیشتر و توان زورگوییاش بیشتر باشد، حق بیشتری خواهد داشت و این جنگها و بیثباتی را افزایش خواهد داد.
دومین مسأله این است که بههرحال بسیاری از کشورها ممکن است به سمت دستیابی به توانمندیهای هستهای بروند. خیلیها تصمیم میگیرند علاوه بر اینکه به قسمت صلحآمیز هستهای عنایت دارند، قسمت غیرصلحآمیز آن را هم مد نظر قرار دهند، چون این مسأله بازدارندگی ایجاد میکند.کشورهای مختلف ایران و کرهشمالی را با یکدیگر مقایسه میکنند: ایران به تمام قوانین پایبند بوده، اما به آن حمله شده است؛ کرهشمالی از NPT خارج شده و سلاح ساخته، اما هیچ حملهای به آن صورت نگرفته است.این را مقایسه کنید با رژیم صهیونیستی که هم سلاح هستهای دارد، هم عضو NPT نیست، و در نهایت هم دلبخواهانه دست به هر اقدامی میزند و به کشور ما و مراکز هستهای ما حمله کرده است.تمام این مسائل، جهان را به سمت یک بینظمی و آشوب بیش از این پیش میبرد.اگر این روند ادامه پیدا کند، بدیهی است که ملت ایران هم به خودش حق خواهد داد که تأسیسات هستهای رژیمصهیونیستی را که اعلام هم نشدهاند، از حیث مقابلهبهمثل مورد هدف قرار دهد.چون ظاهرا و باطنا ثابت شده است که عملکرد نجیبانه ایران در چارچوب قواعد بینالملل و حقوق بینالملل پاسخگو نبوده و طرفهای مقابل هیچ حدی و مرزی نمیشناسند. در چنین شرایطی، ایران هم توانمندی عملکردن در خارج از این حیطه و زدن سایتهای مشابه را در هر جایی که فکر میکند منافع دشمنانش، یعنی ایالات متحده آمریکا و رژیمصهیونیستی، را میتواند به خطر بیندازد، خواهد داشت.
هرچند ایران بهعنوان بازیگر مسئول و عقلانی ترجیح میدهد کار به این نقطه نرسد.یکی از مقصرین اصلی که این وضعیت را به اینجا رسانده، دبیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، آقای گروسی، است. ایشان نیز برای رسیدن به اهداف خود، تمام امور غیرقانونی را با چراغسبز به آمریکا و رژیمصهیونیستی واگذار کرد تا انجام دهند.قطعا در یک دنیای مبتنی بر قانون گروسی و عملکرد او مستوجب مجازات است.
تیتر خبرها
-
تاکید بر تحقق شروط ایران
-
قدردانی دبیر شعام از دفاع یمنیها از آرمان فلسطین
-
انهدام 2 تیم تروریستی از سوی قرارگاه قدس سپاه
-
مخالفت روسیه و چین با سیاسیسازی پرونده هستهای ایران
-
وظیفه خطیر دستگاه قضا در تحقق منویات رهبری
-
مرزهای قانونشکنی آمریکا و تبعات آن
-
چه رنجی روح مردم فرانسه را میآزارد؟
-
دو پایتخت، یک معادله




