دفاع ملی از موزه‌ها

دفاع ملی از موزه‌ها

 جنگ فقط به ساختمان‌ها، زیرساخت‌ها، جاده‌ها و مراکز صنعتی آسیب نمی‌زند‌؛ گاهی آنچه در میان انفجارها و آوارها از بین می‌رود، بخشی از حافظه تاریخی یک ملت است‌؛ آثاری که بازسازی آنها ممکن نیست و نابودی‌شان به معنای ازدست‌رفتن بخشی از هویت فرهنگی و تمدنی یک سرزمین است. موزه‌ها، محوطه‌های باستانی، بناهای تاریخی، نسخه‌های خطی و اشیای ارزشمند فرهنگی، در زمان جنگ بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر قرار می‌گیرند‌؛ خطری که گاه نه از سر حمله مستقیم بلکه در نتیجه انفجارهای مجاور، آتش‌سوزی، غارت، تخریب تأسیسات و نبود امکانات حفاظتی ایجاد می‌شود. 

برگزاری مانور تخصصی حفاظت از آثار تاریخی و موزه‌ای در موزه بزرگ خراسان که در خبر منتشرشده از سوی وزارت میراث فرهنگی به آن اشاره شده، فرصتی برای توجه دوباره به یک ضرورت مهم است: حفاظت از میراث فرهنگی نباید به روزهای آرامش و شرایط عادی محدود بماند. کشوری مانند ایران که لایه‌های متعدد تمدنی را در خود جای داده و هزاران اثر تاریخی و مجموعه موزه‌ای دارد، باید برای شرایط اضطراری و به‌ویژه جنگ، برنامه‌ای از پیش طراحی‌شده و عملیاتی داشته باشد. 
   
جنگ‌؛ تهدیدی فراتر از تخریب ساختمان‌ها
در نگاه نخست، خسارت‌های جنگ معمولا با تعداد کشته‌شدگان، میزان ویرانی ساختمان‌ها، آسیب به زیرساخت‌ها و حجم خسارت‌های اقتصادی سنجیده می‌شود اما در کنار این شاخص‌ها، یک خسارت کمتر دیده‌شده نیز وجود دارد: نابودی میراث فرهنگی. 
یک بنای تاریخی ممکن است در اثر موج انفجار، لرزش زمین یا اصابت مستقیم دچار آسیب شود. آتش‌سوزی نیز می‌تواند مجموعه‌ای از اسناد و اشیای چندصدساله را در چند ساعت نابود کند. از سوی دیگر، تخریب ساختارهای حفاظتی، زمینه سرقت و قاچاق آثار تاریخی را فراهم می‌کند. 
حتی اگر یک موزه مستقیما هدف حمله قرار نگیرد، نزدیکی آن به مراکز نظامی، صنعتی یا زیرساخت‌های حساس می‌تواند آن را در معرض خطر قرار دهد. در چنین شرایطی، آثار تاریخی نه‌فقط در برابر بمب و آتش بلکه در برابر هرج‌ومرج، قطع برق، اختلال در سامانه‌های امنیتی و دشواری دسترسی نیروهای امدادی آسیب‌پذیر می‌شوند. 
   
چرا موزه‌ها باید پیش از آغاز بحران آماده باشند؟
یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ، ضرورت آمادگی پیش از وقوع بحران است. زمانی که درگیری آغاز می‌شود، فرصت تصمیم‌گیری‌های اساسی به‌شدت محدود خواهد شد. انتقال آثار ارزشمند، ایمن‌سازی مخازن، تهیه نسخه دیجیتال از اسناد و شناسایی مکان‌های جایگزین برای نگهداری اشیای تاریخی، اقداماتی نیستند که بتوان آنها را به روزهای اضطراری موکول کرد.  مانور برگزارشده در موزه بزرگ خراسان نیز از همین منظر اهمیت دارد. براساس گزارش خبرگزاری میراث آریا، این مانور همزمان با هفته پدافند غیرعامل و با هدف تمرین و ارزیابی آمادگی دستگاه‌های مسئول برای حفاظت از گنجینه‌های فرهنگی برگزار شده است.  با این حال، پرسش مهم این است که آیا چنین برنامه‌هایی به یک سازوکار فراگیر و مستمر در تمام موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی کشور تبدیل شده‌اند یا همچنان به اقدامات موردی و منطقه‌ای محدود هستند؟
   
مسئولیت حقوقی کشورها در حفاظت از میراث فرهنگی
حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ صرفا یک توصیه اخلاقی یا دغدغه فرهنگی نیست‌؛ این موضوع در حقوق بین‌الملل نیز جایگاه مشخصی دارد.  کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، یکی از مهم‌ترین اسناد بین‌المللی در این زمینه است. این کنوانسیون دولت‌ها را به احترام و حفاظت از اموال فرهنگی در جریان درگیری‌های نظامی متعهد می‌کند.  براساس این چارچوب، بناهای تاریخی، مراکز نگهداری آثار هنری، موزه‌ها، کتابخانه‌ها و مجموعه‌های ارزشمند فرهنگی نباید به اهداف نظامی تبدیل شوند یا از آنها برای مقاصدی استفاده شود که میراث فرهنگی را در معرض نابودی قرار می‌دهد.  با این حال، وجود قوانین به‌تنهایی کافی نیست. تجربه جنگ‌های مختلف نشان داده که حتی آثار ثبت‌شده در فهرست‌های معتبر جهانی نیز از خطر تخریب مصون نیستند. حفاظت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که قوانین بین‌المللی با برنامه‌ریزی داخلی، امکانات عملیاتی و نظارت مستمر همراه شوند. 

​​​​​​​ایران‌؛ سرزمینی با میراثی که جایگزین ندارد
اهمیت این موضوع برای ایران دوچندان است. این کشور تنها مجموعه‌ای از بناهای تاریخی پراکنده نیست بلکه سرزمینی است که تاریخ چندین تمدن و دوره تاریخی را در معماری، آثار باستانی، کتیبه‌ها، نسخه‌های خطی و اشیای موزه‌ای خود حفظ کرده است.  از تخت جمشید و پاسارگاد تا میدان نقش جهان، مجموعه تاریخی بیستون، ارگ بم، بناهای تاریخی اصفهان، موزه ملی ایران و گنجینه‌های فرهنگی خراسان، هرکدام بخشی از روایت تاریخی این سرزمین را در خود جای داده‌اند.  بخشی از این میراث در موزه‌ها نگهداری می‌شود و بخشی دیگر در دل شهرها و روستاها قرار دارد‌؛ جایی که زندگی روزمره مردم با بناهای تاریخی گره خورده است. بنابراین، برنامه حفاظت از میراث فرهنگی نمی‌تواند صرفا به مدیران موزه‌ها محدود بماند و باید شهرداری‌ها، آتش‌نشانی، نیروهای امدادی، دستگاه‌های امنیتی، دانشگاه‌ها و جوامع محلی را نیز در بر بگیرد.   در این میان، آموزش عمومی اهمیت زیادی دارد. مردم باید بدانند که در شرایط بحران، دست‌زدن به اشیای تاریخی، ورود به ساختمان‌های آسیب‌دیده، جابه‌جایی خودسرانه آثار یا انتشار اطلاعات مربوط به محل نگهداری گنجینه‌ها می‌تواند خطرات بیشتری ایجاد کند.