بنشین در خانه و برو تماشا
منصوره رضایی / دانشجوی دكترای زبان و ادبیات فارسی
گذشت آن زمانی كه برای دیدن شهرها و كشورهای مختلف، مجبور بودی رنجِ سفر را به جان بخری و... در این روز و روزگار با دیدن تصاویر و فیلمها و خواندن سفرنامهها میتوانیم در خانه بنشینیم و ششگوشه جهان را ببینیم. هر چه مسافر هنرمندتر باشد و بتواند جزئیات سفر را بهتر و بیشتر شرح دهد؛ ما هم از سفرِ نرفته و جاهای ندیده، بیشتر لذت میبریم و به قول مداحها با چشمِ دلمان، افراد و اماكن و اتفاقات را میبینیم. این روزها كه خیلی از اطرافیانمان عازم سفر حج هستند و دستِ ما كوتاه و خرما بر نخیل است؛ بهترین كار، خواندن سفرنامههای حج یا حجنامههاست. همین كه توی آن هیر و ویر و شلوغی و سختی مكه و مدینه، یك آدمِ باحوصله پیدا شده و خاطرات روزانهاش از مبدأ تا مقصد را نوشته، خودش جذاب و جالب است؛ كتاب چادر كردیم رفتیم تماشا سفرنامه عالیهخانم شیرازی، یكی از بانوان توانگرِ دوره قاجار است كه در زمان ناصرالدین شاه، عازم سفر حج میشود و از همان روز اول تا آخرِ سفرش را ثبت میكند. این سفرنامه از چند جهت، جذاب و قابل تأمل است؛ یكی اینكه در آن دوره و زمانه، حج رفتن خیلی سخت و طاقتفرسا بوده. به قول استاد باستانی پاریزی، مثل حالاها سه ساعته حاجی نمیشدی؛ كسی كه با آن امكانات و مشقات، به حج میرفته، حاجی واقعی میشده و سعیاش مشكور و حجش مقبول بوده.
آن وقتها مثل حالا نبوده كه در فرودگاهِ شهرِ خودتان سوار هواپیما شوید و چند ساعت بعد در فرودگاه عربستان پیاده شوید و بالعكس. بلكه باید راه دور و درازی را میپیمودید و از شهرها و كشورهای مختلف عبور میكردید. به همین دلیل، كتاب چادر كردیم رفتیم تماشا، حج نامه صِرف نیست، بلكه سفرنامه عمان و هند و عراق و شهرهای مختلف ایران از قصرشیرین تا قم و تهران و كرمان هم هست.
نكته دیگر، روایتِ زنانه این سفرنامه است. در روزگاری كه بسیاری از مردان سواد خواندن و نوشتن نداشتند؛ همین كه یك خانم، میتوانسته بنویسد خودش محشر است؛ چه برسد به اینكه علاوه بر سوادِ نوشتن، ذوق ادبی هم داشته باشد و به ژانر سفرنامهنویسی و اشعار فارسی هم مسلط باشد و هرازگاهی گریزی بزند به اشعار یك شاعر. به نظر ما كه ایشان، روایتنویس قهاری هم هست و میداند چگونه متنش را از یكدستی و كسالتآوری نجات دهد؛ مثلا كجا لحنش را تغییر بدهد و طنز و طعنه و تعریض به كار ببرد. چهقدر به جزئیات بپردازد كه هم زیادهگویی نكرده باشد و هم صحنه را كاملا مجسم كرده باشد یا كجا شعر و ضربالمثل به كار ببرد. زاویه دیدِ ظریف و جزئینگرِ زنانه هم جذابیتِ این سفرنامه را چند برابر كرده؛ البته بگذریم از جاهایی كه مشقتِ سفر بر ایشان غلبه میكند و دهان به فحش و ناسزا میگشایند!
البته عالیه خانم شیرازی، علاوه بر نویسندگی، هنرهای زیاد دیگری دارد. از هنرهای زنانه مثل آشپزی، خیاطی، ملیله و منجوقدوزی تا هنرهایی مثل حسابداری كه در زمان قاجار كاملا مردانه بوده. البته اگر كفایت، كاردانی، تدبیر و تمشیتِ كارها را هم هنر بدانیم عالیه خانم شیرازی یكهنرمند تمامعیار است و امورِ زنانِ دربار را با یك انگشت میچرخاند. جالب است كه اكثر زنان دربار برعكسِ عالیه خانم، هیچ هنری ندارند و كاملا منفعل هستند. البته همین عالیه خانمِ همه فن حریف هم مدام خودش را با مردان مقایسه میكند و میگوید كمتر از آنان است. مثلا اولِ اولِ سفرنامه، خودزنی میكند! و میگوید:« مجبور شدم لابد به این خطِ نحسِ نجسِ خودم شرح حالی بنویسم كه یادگار بماند.» یا در فصل بعد، ضمن توصیف دریای بمبئی میگوید: «عقل من كه سهل است، خیلی با عقل و شعورها نمیتوانند تصور یك كار فرنگیها را بكنند.»
با خواندن این سفرنامه، دیدِ جامعی از دوره قاجار به دست میآورید و هر اطلاعاتی كه از این برهه تاریخی بخواهید را پیدا میكنید. از شیوه حكمرانی تا تفریحات و سرگرمیهای شاه مملكت. از رسم و رسوم عقد و ازدواج تا آداب طلاق و تجدیدِ فراش. از انواع بیماریها تا اقسام دارو و درمانها. از آداب جشن و مولودی تا رسوم روضه و عزاداری. از اطلاعات جغرافیایی و تاریخی تا نوع پوشش و گویش و خورشِ مردم شهرها و كشورهای مختلف.
كتاب چادر كردیم رفتیم تماشا در هشت فصل، تدوین شده است. فصل نخست« جای همه عزیزان خالی» نام دارد كه درباره شروع سفرش از كرمان و گذر از شهرهای مختلف ایران است. سختی سفر با مال! كم است؛ بیماری سركار علیه خانم هم قوز بالا قوز میشود و به همین دلیل عالیه خانم شیرازی، هر چند سطر یك بار میگوید: «الهی خداوند دِینِ واجب را از گردنِ همه دوستان ادا بكند ولی به آسانی».
در فصل دوم با عنوان« دنیا تا دنیا آب» مسیر مسقط، مطرح و بمبئی شرح داده میشود. نكته جالب در این بخش، توصیف دقیق غذا، آب و هوا و پوشش مردم هر منطقه است.در فصل سوم «قطار قطار همه جمع میشوند» بالاخره با سروپایی خونین به مكه میرسیم! متاسفانه در این فصل، الفاظ نامناسبی در توصیف اهل تسنن به كار رفته كه دلایل ناشر برای عدم حذف این عبارات هم قانعكننده به نظر نمیرسد. در فصل بعد «مالامال آفتاب گرم» هم اعمال حج را انجام داده و راهی مدینه میشویم. مسأله جالب توجه در این بخش، اشاره به اماكنی مثل بیتالاحزان یا مرقد حضرت خدیجه(س) و حضرت ابوطالب(ع) است كه امروزه یا تخریب شدهاند یا زوار به آنها دسترسی ندارند.
در فصل پنجم با عنوان«شمر و یزید بسیار است» عازم كربلا و عتبات عالیه عراق میشویم. توصیف شیوههای عزاداری و برگزاری عیدالزهرا در عراق و ملاقات عالیه خانم با میرزای شیرازی از نكات جالب این فصل است. در فصل ششم «هرطور بگیری میگذرد» بالاخره عالیه خانم به ایران برمیگردد و نسبتا كیفش كوك است و با صبر و حوصله، مختصات و امكانات شهرهای مختلف را برایمان توضیح میدهد. اما مفصلترین بخش این كتاب، فصل هفتم با عنوان «هشتاد زن شاه بزك میكنند» كه اقامت طولانی مدت عالیه خانم در تهران و دربار را به تفصیل توضیح میدهد. در این بخش از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا میشود. از كودك همسری تا تجدید فراش و عروسی و عزاداری و تعزیه تكیه دولت و انواع و اقسام جشنها و آداب و رسومِ ریز و درشت. فصل آخر هم با وجود «گرما و مگس و زنگ قاطرها» بالاخره عالیه خانوم به شهرش كرمان برمیگردد و ما را به خدا میسپارد.
آن وقتها مثل حالا نبوده كه در فرودگاهِ شهرِ خودتان سوار هواپیما شوید و چند ساعت بعد در فرودگاه عربستان پیاده شوید و بالعكس. بلكه باید راه دور و درازی را میپیمودید و از شهرها و كشورهای مختلف عبور میكردید. به همین دلیل، كتاب چادر كردیم رفتیم تماشا، حج نامه صِرف نیست، بلكه سفرنامه عمان و هند و عراق و شهرهای مختلف ایران از قصرشیرین تا قم و تهران و كرمان هم هست.
نكته دیگر، روایتِ زنانه این سفرنامه است. در روزگاری كه بسیاری از مردان سواد خواندن و نوشتن نداشتند؛ همین كه یك خانم، میتوانسته بنویسد خودش محشر است؛ چه برسد به اینكه علاوه بر سوادِ نوشتن، ذوق ادبی هم داشته باشد و به ژانر سفرنامهنویسی و اشعار فارسی هم مسلط باشد و هرازگاهی گریزی بزند به اشعار یك شاعر. به نظر ما كه ایشان، روایتنویس قهاری هم هست و میداند چگونه متنش را از یكدستی و كسالتآوری نجات دهد؛ مثلا كجا لحنش را تغییر بدهد و طنز و طعنه و تعریض به كار ببرد. چهقدر به جزئیات بپردازد كه هم زیادهگویی نكرده باشد و هم صحنه را كاملا مجسم كرده باشد یا كجا شعر و ضربالمثل به كار ببرد. زاویه دیدِ ظریف و جزئینگرِ زنانه هم جذابیتِ این سفرنامه را چند برابر كرده؛ البته بگذریم از جاهایی كه مشقتِ سفر بر ایشان غلبه میكند و دهان به فحش و ناسزا میگشایند!
البته عالیه خانم شیرازی، علاوه بر نویسندگی، هنرهای زیاد دیگری دارد. از هنرهای زنانه مثل آشپزی، خیاطی، ملیله و منجوقدوزی تا هنرهایی مثل حسابداری كه در زمان قاجار كاملا مردانه بوده. البته اگر كفایت، كاردانی، تدبیر و تمشیتِ كارها را هم هنر بدانیم عالیه خانم شیرازی یكهنرمند تمامعیار است و امورِ زنانِ دربار را با یك انگشت میچرخاند. جالب است كه اكثر زنان دربار برعكسِ عالیه خانم، هیچ هنری ندارند و كاملا منفعل هستند. البته همین عالیه خانمِ همه فن حریف هم مدام خودش را با مردان مقایسه میكند و میگوید كمتر از آنان است. مثلا اولِ اولِ سفرنامه، خودزنی میكند! و میگوید:« مجبور شدم لابد به این خطِ نحسِ نجسِ خودم شرح حالی بنویسم كه یادگار بماند.» یا در فصل بعد، ضمن توصیف دریای بمبئی میگوید: «عقل من كه سهل است، خیلی با عقل و شعورها نمیتوانند تصور یك كار فرنگیها را بكنند.»
با خواندن این سفرنامه، دیدِ جامعی از دوره قاجار به دست میآورید و هر اطلاعاتی كه از این برهه تاریخی بخواهید را پیدا میكنید. از شیوه حكمرانی تا تفریحات و سرگرمیهای شاه مملكت. از رسم و رسوم عقد و ازدواج تا آداب طلاق و تجدیدِ فراش. از انواع بیماریها تا اقسام دارو و درمانها. از آداب جشن و مولودی تا رسوم روضه و عزاداری. از اطلاعات جغرافیایی و تاریخی تا نوع پوشش و گویش و خورشِ مردم شهرها و كشورهای مختلف.
كتاب چادر كردیم رفتیم تماشا در هشت فصل، تدوین شده است. فصل نخست« جای همه عزیزان خالی» نام دارد كه درباره شروع سفرش از كرمان و گذر از شهرهای مختلف ایران است. سختی سفر با مال! كم است؛ بیماری سركار علیه خانم هم قوز بالا قوز میشود و به همین دلیل عالیه خانم شیرازی، هر چند سطر یك بار میگوید: «الهی خداوند دِینِ واجب را از گردنِ همه دوستان ادا بكند ولی به آسانی».
در فصل دوم با عنوان« دنیا تا دنیا آب» مسیر مسقط، مطرح و بمبئی شرح داده میشود. نكته جالب در این بخش، توصیف دقیق غذا، آب و هوا و پوشش مردم هر منطقه است.در فصل سوم «قطار قطار همه جمع میشوند» بالاخره با سروپایی خونین به مكه میرسیم! متاسفانه در این فصل، الفاظ نامناسبی در توصیف اهل تسنن به كار رفته كه دلایل ناشر برای عدم حذف این عبارات هم قانعكننده به نظر نمیرسد. در فصل بعد «مالامال آفتاب گرم» هم اعمال حج را انجام داده و راهی مدینه میشویم. مسأله جالب توجه در این بخش، اشاره به اماكنی مثل بیتالاحزان یا مرقد حضرت خدیجه(س) و حضرت ابوطالب(ع) است كه امروزه یا تخریب شدهاند یا زوار به آنها دسترسی ندارند.
در فصل پنجم با عنوان«شمر و یزید بسیار است» عازم كربلا و عتبات عالیه عراق میشویم. توصیف شیوههای عزاداری و برگزاری عیدالزهرا در عراق و ملاقات عالیه خانم با میرزای شیرازی از نكات جالب این فصل است. در فصل ششم «هرطور بگیری میگذرد» بالاخره عالیه خانم به ایران برمیگردد و نسبتا كیفش كوك است و با صبر و حوصله، مختصات و امكانات شهرهای مختلف را برایمان توضیح میدهد. اما مفصلترین بخش این كتاب، فصل هفتم با عنوان «هشتاد زن شاه بزك میكنند» كه اقامت طولانی مدت عالیه خانم در تهران و دربار را به تفصیل توضیح میدهد. در این بخش از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا میشود. از كودك همسری تا تجدید فراش و عروسی و عزاداری و تعزیه تكیه دولت و انواع و اقسام جشنها و آداب و رسومِ ریز و درشت. فصل آخر هم با وجود «گرما و مگس و زنگ قاطرها» بالاخره عالیه خانوم به شهرش كرمان برمیگردد و ما را به خدا میسپارد.




