قلب ندا همچنان می تپد
یك روز با چادر سفید گلگلی، روز دیگر با لباس محلی بسیار زیبا و رنگارنگ بختیاریها، یك روز هم رها و آزاد در میان چمنهای سبز رنگ عكس گرفت و چه دلبریهایی كه از پدر و مادرش نكرد. چه قندهایی كه از دیدن دختر زیبایشان در دلشان آب نشد. هنوزهم اهالی روستای مشك دوزان در شهرستان لردگان، بازیهای كودكانه و شادمانه ندا را خوب یادشان است.
نهم تیرماه 96، اما تصادفی نابهنگام، جان ندای شش ساله را گرفت. پس از تصادف، دخترك به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحات به حدی بالا بود كه پزشكان پس از معاینه، مرگ مغزی ندا را اعلام كردند. كمال جلیل طمهاسبی، پدر ندا میگوید: «باورمان نمیشد ندا را از دست دادهایم، اما این اتفاق افتاده بود. دلمان میخواست كاری كنیم كه روح ندا در آرامش بوده و خدا هم از آن راضی باشد. بنابراین تصمیم گرفتیم فقط برای كسب رضایت خدا اعضای بدن دخترمان را بدون هیچ چشمداشتی به بیماران نیازمند اهدا كنیم. رسیدن به این تصمیم اصلا كار آسانی نبود، اما وقتی به این فكر كردیم كه با اهدای اعضای او جان بیماران زیادی نجات پیدا میكند، در تصمیممان قاطعتر شدیم. مادرش هم راضی بود و مخالفتی نكرد. نمیخواستیم این فرصت را از سایر خانوادههایی كه هنوز عزیزشان زنده بود و با عضو اهدایی بدن دختر ما میتوانستند زنده بمانند، بگیریم.»
او ادامه میدهد: «حتی در رضایتنامهای كه از ما گرفتند هم اعلام كردم كه نمیخواهم كسی از این موضوع اطلاع داشته باشد. بعد از دو سال، هنوز هم نمیدانیم اعضای بدنش را چه كسانی گرفتهاند و حتی نمیدانیم كدام شهر زندگی میكنند.»
قرار بود قلب ندا به كودكی در تهران پیوند زده شود، اما چون شرایط انتقال قلب مهیا نبود، خانواده ندا، صبورانه، پیكر دخترشان را با شرایط بسیار ویژه و آمبولانسی مجهز تحویل تیم پزشكی تهران دادند تا پیوند زده شود. علاوه بر قلب، كبد و كلیههای ندا نیز به بیماران اهدا شد.
نهم تیرماه 96، اما تصادفی نابهنگام، جان ندای شش ساله را گرفت. پس از تصادف، دخترك به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحات به حدی بالا بود كه پزشكان پس از معاینه، مرگ مغزی ندا را اعلام كردند. كمال جلیل طمهاسبی، پدر ندا میگوید: «باورمان نمیشد ندا را از دست دادهایم، اما این اتفاق افتاده بود. دلمان میخواست كاری كنیم كه روح ندا در آرامش بوده و خدا هم از آن راضی باشد. بنابراین تصمیم گرفتیم فقط برای كسب رضایت خدا اعضای بدن دخترمان را بدون هیچ چشمداشتی به بیماران نیازمند اهدا كنیم. رسیدن به این تصمیم اصلا كار آسانی نبود، اما وقتی به این فكر كردیم كه با اهدای اعضای او جان بیماران زیادی نجات پیدا میكند، در تصمیممان قاطعتر شدیم. مادرش هم راضی بود و مخالفتی نكرد. نمیخواستیم این فرصت را از سایر خانوادههایی كه هنوز عزیزشان زنده بود و با عضو اهدایی بدن دختر ما میتوانستند زنده بمانند، بگیریم.»
او ادامه میدهد: «حتی در رضایتنامهای كه از ما گرفتند هم اعلام كردم كه نمیخواهم كسی از این موضوع اطلاع داشته باشد. بعد از دو سال، هنوز هم نمیدانیم اعضای بدنش را چه كسانی گرفتهاند و حتی نمیدانیم كدام شهر زندگی میكنند.»
قرار بود قلب ندا به كودكی در تهران پیوند زده شود، اما چون شرایط انتقال قلب مهیا نبود، خانواده ندا، صبورانه، پیكر دخترشان را با شرایط بسیار ویژه و آمبولانسی مجهز تحویل تیم پزشكی تهران دادند تا پیوند زده شود. علاوه بر قلب، كبد و كلیههای ندا نیز به بیماران اهدا شد.




