جان‌بخشی به بیابان

گزارش جام‌جم از مردی كه در خراسان جنوبی و در دل بیابان، 75 هكتار مرتع رویانده است

جان‌بخشی به بیابان

در روزگاری كه درخت حكم كیمیا را دارد، باید دست هر كس را كه درختی روی زمین می‌كارد، به گرمی فشرد. به‌خصوص كسانی كه این كار را در عرصه‌های بیابانی انجام می‌دهند و تلاش می‌كنند با احیای مراتع، سطح سبز مناطق كویری را افزایش دهند. كسانی مثل علی ناهید كه از دوره جوانی به فكر آبادی بیابان‌های اطراف موطن خود افتاد و 19 هزار اصله درختچه بیابانی را در مساحت 75 هكتار در ریگزار شمال شهرستان بشرویه در استان خراسان جنوبی كاشت. نهال‌هایی كه ظرف پنج سال به ثمر رسید و مرتعی را در دل بیابان شكل داد كه امروزه در میان اهالی منطقه به جنگل ناهید مشهور شده است.

سال 1374 بود كه اولین جرقه احیای مرتع در بیابان‌های اطراف بشرویه به ذهنش خطور كرد. آن‌طور كه خود علی ناهید روایت می‌كند، پدرش برای او نیز همچون دیگر پسران، تعدادی شتر می‌خرد و از او می‌خواهد كه شغل آبا و اجدادی‌شان را ادامه دهد. اما ناهید وقتی مشقت‌های دیگر شترداران شهر را برای تامین علوفه دام‌هایشان می‌بیند، تصمیم می‌گیرد شترهای خود را بفروشد تا با پول آن، مرتعی وسیع را در دل ریگزارهای شمال بشرویه احیا كند.
مرتع‌دار 52 ساله تعریف می‌كند كه آن موقع برای خرید نهال‌هایش از اداره منابع طبیعی شهرستان بشرویه و كاشتن و آبیاری آنها حدود هفت میلیون تومان هزینه کرده است. نهال‌هایی كه ماجرای آبیاری‌های ابتدایی آنها بسیار شنیدنی است. كاری كه تا چند سال فقط با استفاده از بطری‌های نوشابه انجام شده است. به این صورت كه ناهید در سال‌های اولیه كاشت درختانش، روزی حداقل صد بطری را از منزلش پر می‌كرد و آنها را در چند نوبت روی موتور می‌گذاشت و با خود تا پای نهال‌ها می‌برد. او می‌گوید خودش در ابتدا قصد داشته كه با استفاده از چاه‌های كشاورزی و موتورهای آبیاری جنگلش را آبیاری كند، اما به‌دلیل برخی تنگ‌نظری‌ها، هیچ‌وقت نتوانسته این كار را انجام دهد. البته مصرف آب درختان جنگل ناهید بسیار پایین است و به‌جز در همان پنج سال اول، هیچ گاه درختان این جنگل آبیاری نشده‌اند.
 جنگلی پرثمر در دل بیابان
جنگل ناهید در واقع مرتعی است مملو از درختچه‌های تاغ، آتریپلكس و اشنان. گیاهانی همیشه سبز كه بیشتر برای خوراك دام كاربرد دارند و به عنوان منبع تغذیه خوبی برای شتر، گاو و گوسفند به حساب می‌آیند. البته مراتعی از این دست در سایر نقاط بیابانی ایران نیز كم و بیش یافت می‌شود، اما آنچه كار ناهید را از بقیه مرتع‌داران كشور متمایز كرده، این است كه او مرتعش را وقف عام كرده تا دامداران بشرویه‌ای بتوانند از آن به صورت رایگان بهره‌برداری كنند. البته این بهره‌برداری محدود به فصل‌های پاییز و زمستان است، چراكه در بهار و تابستان، درختچه‌های این جنگل زنده هستند و نباید مورد استفاده چارپایان قرار گیرند.
بنابراین چون در شش ماهه اول سال، مرتع علی ناهید و مرتع مشابه دیگری كه از سوی اداره منابع طبیعی شهرستان بشرویه احیا شده، در حال استراحت هستند، دامداران بشرویه‌ای ناچارند برای تامین آذوقه مورد نیاز دام خود یا به ریگزارهای اطراف شهرشان پناه ببرند یا به صورت آزاد علوفه تهیه كنند. از این‌رو، می‌توان گفت وجود جنگل ناهید در نزدیكی بشرویه سبب شده است كه بسیاری از دامداران این شهر حداقل نیمی از سال را از تحمل رنج یافتن آذوقه در كویر یا پرداخت هزینه خرید علوفه معاف باشند.
اما مرتع علی ناهید به‌صورت دیگری نیز به مردم بشرویه سود رسانده و باعث شده است خاك بخشی از ریگزار شمال این شهر تثبیت شود. بشرویه شهری است كه در همسایگی طبس واقع شده و بخش زیادی از حاشیه آن را ریگزارهای توفان‌خیز تشكیل می‌دهد. اما این توفان‌ها در بیست و چند ساله گذشته با مانعی به وسعت 75 هكتار و شامل حداقل 19 هزار اصله درختچه بیابانی روبه‌رو بوده‌اند و به همین خاطر، رمق چندانی برای وارد كردن گرد و غبار به شهر در آنها باقی نمانده است.
علاوه بر این، امروزه بذر درختان جنگل ناهید نیز مورد استفاده بسیاری از دیگر مرتع‌داران منطقه قرار می‌گیرد. به این صورت كه دامداران شهرستان‌های اطراف كه قصد دارند مرتعی را برای استفاده دام‌های خود احیا كنند، پیش علی ناهید می‌آیند و از او بذر می‌خرند. حتی چند باری هم پیش آمده است كه از طرف اداره منابع طبیعی شهرستان بشرویه نیز به ناهید مراجعه كنند و از او بذر بخرند و با استفاده از این بذرها، طرح‌های مرتع‌داری تحت مدیریت این اداره را توسعه دهند.
 كسب نان از نمك‌های كویر
علی ناهید دامدار نیست و از هیچ كس هم برای چرانیدن دام در مرتعی كه احیا كرده است، پول نمی‌گیرد. پول فروش بذرهای مرتعش نیز آنقدر نیست كه بتواند با آن زندگی خانواده‌اش را بچرخاند. اما منبع درآمد اصلی ناهید، استخراج نمك از نمكزارهای حاشیه بشرویه است، كاری كه او، آن را از سال‌ها پیش در پیش گرفته است و برای انجامش، شب‌ها و روزهای متمادی در بیابان می‌ماند تا بتواند مقداری نمك از دل خاك بیابان بیرون بكشد.
البته هیچ كس ناهید را به این كار مجبور نكرده و آنچه او را پایبند نگه داشته، عشق و علاقه خود او به محیط آنجاست. خودش در این باره تعریف می‌كند: «اعصاب ماندن در شهر را ندارم، یكی دو روز كه می‌مانم، حوصله‌ام سر می‌رود و دلم برای كار كردن در بیابان تنگ می‌شود. به همین خاطر، دوباره برمی‌گردم و سرم را به كار گرم می‌كنم. هر بار هم كه به بیابان می‌روم، معمولا 15- 10 روزی آنجا می‌مانم.»
فاصله بین بشرویه و نمكزاری كه ناهید در آن كار می‌كند، حدود 30 كیلومتر است كه در بخشی از این مسیر جاده خاكی كشیده شده و در بخش دیگری از آن هیچ جاده‌ای وجود ندارد. بنابراین طبیعی است در آن محل، آب، برق و هیچ امكانات دیگری وجود نداشته باشد. اما این مرد اساسا خلق شده است برای زیستن در شرایط سخت؛ نوعی زندگی خودخواسته كه بی‌شك تحمل یك ساعت از آن برای انسان‌های راحت‌طلب امروزی ممكن
نیست.
اما سبك زندگی ناهید هرقدر هم كه دشوار باشد، روشی است كه خود او برای زیستن برگزیده. مردی كه در 24 سالگی مرتعی وسیع را در دل كویر احیا كرد و از همان موقع نیز نانش را به نمك‌های كویر گره زد. كسی كه بیش از چهار سال در جبهه‌های جنگ حاضر بوده است و مدال جانبازی را نیز بر گردن خود دارد. مردی كه همسر و سه فرزندش همیشه به خاطر دور بودن او از منزل، دلتنگش می‌شوند، اما به سبك زندگی‌اش احترام می‌گذارند و به خاطر مرتعی كه پدرشان برای مردم شهر به یادگار گذاشته است، به او می‌بالند.