شبههزدایی از برخی نسبتهای زنستیزی به نهجالبلاغه
تکریم واقعی زن
سپیده اشرفی
دكتر حسین رهنمایی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دانشآموخته حوزه علمیه كه دغدغه آسیبشناسی فرهنگ دینی و جامعه مذهبی دارد، در این گفتوگو به موشكافی كلام امیرالمومنین(ع) و كنار زدن شبهههای موجود در حوزه زنان پرداخته است.
ابتدا بفرمایید مساله خانواده و زن در نهجالبلاغه چطور عنوان شده؟ یعنی این مساله برای امیرالمومنین اهمیتی داشته كه در خطبهها و حكمتها به آن اشاره كنند؟
باید بگویم امام علی(ع) شاگرد قرآن و دانش آموخته مكتب پیامبر است و لذا همانگونه كه قرآن بر مقوله خانواده، اهمیت آن، تربیت فرزند و ارتباطات داخلی اعضاي آن تاكید دارد امام علی(ع) نیز براي این مقوله ارزش فراوانی قائل است. به عنوان مثال ایشان یك نامه مفصل به عنوان یك پدر برای فرزند خودش امام حسن مجتبی(ع) نگاشته است كه از آن میتوان به عنوان منشور تربیت فرزند یاد كرد.(نامه 31). حضرت در این نامه در خصوص رابطه با همسر و امورات تربیتی فرزندان تذكرات فراوانی دارد. علاوه بر این در خطبهها، نامهها و حكمتهای دیگر نیز موارد متعددی از توصیههای تربیتی و مسائل مربوط به حقوق و تالیف زوجین و امور خانوادگی را میتوان مشاهده كرد.
مساله دیگری كه گاهی در ارتباط با صحبتهای حضرت علی(ع) یا نهجالبلاغه مطرح میشود، برخی جملاتی است كه از آن تعبیرهای مختلف شده است؛ مثل مسائلی كه در ارتباط با نقص عقلی زنان میگویند. این صحبتها با توجه به تاكیدی كه اسلام درخصوص تكریم زنان دارد، چطور قابل تفسیر است؟
بله در نهجالبلاغه مطالبی است كه برداشت ظاهری از آنها میتواند به نتایجی ختم بشود كه با اصول كلی حاكم بر كتاب و سنت سازگار نباشد. ما با علم به اینكه امیرالمومنین(ع) به مقوله زن، همسر و دختر نگاه مثبتی دارد و ایشان بعد از پیامبر اكرم(ص) به نظر ما شیعیان برترین انسان هستی است، به همین خاطر دیدگاه ایشان نمیتواند مخالف قرآن باشد. خود ائمه هم گفتهاند اگر روایاتی از ما نقل شد و دیدید خلاف نصصریح قرآن است، بدانید گفته ما نیست و آن را به كلی كنار بگذارید. درخصوص حدیثی كه شما به آن اشاره كردید، گروهی از اندیشمندان میگویند سخنان مذكور بعد از جنگ جمل بوده است كه برخی زنان مسبب آن بودند، امام در آن زمان و در آن شرایط خاص جنگ جمل و كسانی كه درگیر آن بودند ناخشنودی خود از مردم بصره و رهبران مخالفان را در كلمات خود بیان کردند و حتی اینجا هم بهجای تصریح به نامی خاص با عبارت كلی مطلب را بیان فرمود و مردم بصره را از تبعیت بیچون و چرا از یبرخی زنان سرزنش كردند. به عقیده این متفكران در واقع امام توصیف نقص عقل یا نقص ایمان را برای شخص خاص به كار برد، اما به دلیل مصالح زمانه به جای نام بردن از او، الفاظ را به صورت عام و مبهم به كار برد.
تفسیر دیگر چیست ؟
یك تفسیر دیگر این است كه این جملات ناظر به حالات كلی و اوصاف عمومی زنان است و اگر منصفانه به آن نگاه كنیم و درست معنی كنیم، هیچ توهینی در آن وجود ندارد. مثلا اگر گفته شود: زن از مرد جسماً ضعیفتر است. یا زنها از مردها جثه كوچكتری دارند آیا به زنان توهین شده است؟ قطعا نه!
به همین ترتیب اگر كسی بگوید زنها از مردها احساسیتر و عاطفیتر هستند نیز توهینی نشده، بلكه صرفا توصیفی از آنها بیان شده است. درواقع ما به توصیف زن پرداختیم آن هم بدون هیچ توهین یا تمجیدی. حالا اگر گفته شود در زنان كفه احساسات و عواطف سنگینتر از كفه تعقل وصلابت است و در مردها برعكس، اینجا هم هیچ توهینی نكردیم، بلكه صرفا یك تبیین روانشناسانه انجام دادهایم؛ بنابراین عبارت ناقصالعقل به صورت مطلق یا در برابر مردان نیست، بلكه در مقابل احساسات و عواطف است. زنان در رفتار خود از غلبه احساسات (نسبت به تعقل) برخوردارند و این نكته بدی نیست، بلكه ویژگی این جنس انسانی است و اتفاقا با فلسفه خلقت و نقشی كه خلقت برای زنان در نظر گرفته، سازگار است.
ابتدا بفرمایید مساله خانواده و زن در نهجالبلاغه چطور عنوان شده؟ یعنی این مساله برای امیرالمومنین اهمیتی داشته كه در خطبهها و حكمتها به آن اشاره كنند؟
باید بگویم امام علی(ع) شاگرد قرآن و دانش آموخته مكتب پیامبر است و لذا همانگونه كه قرآن بر مقوله خانواده، اهمیت آن، تربیت فرزند و ارتباطات داخلی اعضاي آن تاكید دارد امام علی(ع) نیز براي این مقوله ارزش فراوانی قائل است. به عنوان مثال ایشان یك نامه مفصل به عنوان یك پدر برای فرزند خودش امام حسن مجتبی(ع) نگاشته است كه از آن میتوان به عنوان منشور تربیت فرزند یاد كرد.(نامه 31). حضرت در این نامه در خصوص رابطه با همسر و امورات تربیتی فرزندان تذكرات فراوانی دارد. علاوه بر این در خطبهها، نامهها و حكمتهای دیگر نیز موارد متعددی از توصیههای تربیتی و مسائل مربوط به حقوق و تالیف زوجین و امور خانوادگی را میتوان مشاهده كرد.
مساله دیگری كه گاهی در ارتباط با صحبتهای حضرت علی(ع) یا نهجالبلاغه مطرح میشود، برخی جملاتی است كه از آن تعبیرهای مختلف شده است؛ مثل مسائلی كه در ارتباط با نقص عقلی زنان میگویند. این صحبتها با توجه به تاكیدی كه اسلام درخصوص تكریم زنان دارد، چطور قابل تفسیر است؟
بله در نهجالبلاغه مطالبی است كه برداشت ظاهری از آنها میتواند به نتایجی ختم بشود كه با اصول كلی حاكم بر كتاب و سنت سازگار نباشد. ما با علم به اینكه امیرالمومنین(ع) به مقوله زن، همسر و دختر نگاه مثبتی دارد و ایشان بعد از پیامبر اكرم(ص) به نظر ما شیعیان برترین انسان هستی است، به همین خاطر دیدگاه ایشان نمیتواند مخالف قرآن باشد. خود ائمه هم گفتهاند اگر روایاتی از ما نقل شد و دیدید خلاف نصصریح قرآن است، بدانید گفته ما نیست و آن را به كلی كنار بگذارید. درخصوص حدیثی كه شما به آن اشاره كردید، گروهی از اندیشمندان میگویند سخنان مذكور بعد از جنگ جمل بوده است كه برخی زنان مسبب آن بودند، امام در آن زمان و در آن شرایط خاص جنگ جمل و كسانی كه درگیر آن بودند ناخشنودی خود از مردم بصره و رهبران مخالفان را در كلمات خود بیان کردند و حتی اینجا هم بهجای تصریح به نامی خاص با عبارت كلی مطلب را بیان فرمود و مردم بصره را از تبعیت بیچون و چرا از یبرخی زنان سرزنش كردند. به عقیده این متفكران در واقع امام توصیف نقص عقل یا نقص ایمان را برای شخص خاص به كار برد، اما به دلیل مصالح زمانه به جای نام بردن از او، الفاظ را به صورت عام و مبهم به كار برد.
تفسیر دیگر چیست ؟
یك تفسیر دیگر این است كه این جملات ناظر به حالات كلی و اوصاف عمومی زنان است و اگر منصفانه به آن نگاه كنیم و درست معنی كنیم، هیچ توهینی در آن وجود ندارد. مثلا اگر گفته شود: زن از مرد جسماً ضعیفتر است. یا زنها از مردها جثه كوچكتری دارند آیا به زنان توهین شده است؟ قطعا نه!
به همین ترتیب اگر كسی بگوید زنها از مردها احساسیتر و عاطفیتر هستند نیز توهینی نشده، بلكه صرفا توصیفی از آنها بیان شده است. درواقع ما به توصیف زن پرداختیم آن هم بدون هیچ توهین یا تمجیدی. حالا اگر گفته شود در زنان كفه احساسات و عواطف سنگینتر از كفه تعقل وصلابت است و در مردها برعكس، اینجا هم هیچ توهینی نكردیم، بلكه صرفا یك تبیین روانشناسانه انجام دادهایم؛ بنابراین عبارت ناقصالعقل به صورت مطلق یا در برابر مردان نیست، بلكه در مقابل احساسات و عواطف است. زنان در رفتار خود از غلبه احساسات (نسبت به تعقل) برخوردارند و این نكته بدی نیست، بلكه ویژگی این جنس انسانی است و اتفاقا با فلسفه خلقت و نقشی كه خلقت برای زنان در نظر گرفته، سازگار است.




