نسخه Pdf

شغلم زورگیری است!

گفت‌وگوی تپش با سارق كهنه كار كه در پارك‌ها سرقت می‌كرد

شغلم زورگیری است!

سن و سالی ندارد، اما موهایش سفید شده و آن تعداد دندانی هم كه در دهانش باقی مانده كرم خورده و سیاه است و به سختی می‌تواند حرف بزند. به جرم زورگیری بازداشت شده و قبل از این نیز به خاطر همین زورگیری بازداشت شده بود. لحن حرف هایش و كلماتی كه به كار می‌برد آن‌قدر متفاوت است كه به قول خودش به خاطر نداشتن سواد و روزگار سختی است كه گذرانده. او در گفت‌وگویی با تپش به تشریح جزئیات سرقت هایش پرداخت كه در ادامه می‌خوانید.

به چه جرمی بازداشت شدی؟
كارم زورگیری است.
چند مورد زورگیری انجام دادی؟
چند تا چی هست؟ هر چی به پستمان می‌خورد، زورگیری می‌كردیم.
برایت زن و مرد فرقی نداشت؟
چرا آن‌قدرها هم بی‌خیال و بی‌رگ نبودیم. بیشتر سوژه هایم مردها بودند. زن ضعیف است و خدا را خوش نمی‌آید از او سرقت كنیم.
در چه محل‌هایی سرقت می‌كردی؟
فضای سبز وسط بلوارها و پارك‌ها. همین نزدیك خانه خودمان. ما حال و حوصله نداریم كه سوار موتور و ماشین شویم و راهمان را دور كنیم و برویم یك محله دیگر كه زورگیری كنیم. همین پارك‌ها و فضاهای سبز نزدیك خانه‌مان بهترین جا برای زورگیری بود.
صورتت را می‌پوشاندی؟
نه! برای چی بپوشانم؟ كه چه اتفاقی بیفتد؟
خب از چهره‌ات شناسایی می‌شدی و خیلی زود هم دستگیر می‌شدی.
كسی جرات داشت از من شكایت كند؟ همه در آن حوالی می‌دانستند كه كار من زورگیری است. خیلی‌ها وقتی من را می‌دیدند تغییر مسیر می‌دادند و از آن محل فرار می‌كردند. چون از من در محل خیلی حساب می‌بردند.
چه ساعت‌هایی می‌رفتی برای زورگیری؟
ساعتش زیاد مشخص نبود، اما قاعدتا بیشتر شب‌ها را انتخاب می‌كردم. دید كمتر و پارك خلوت است و راحت می‌توانی بروی بالای سر شخصی كه می‌خواهی خفتش كنی و نقشه ات را اجرا كنی.
چه سرقت می‌كردی؟
گوشی، پول، هر چه دستمان می‌آمد را سرقت و به پول نقد تبدیل می‌كردیم.
چه مدت است این كار را انجام می‌دهی؟
دو سالی می‌شود.
دو سال است زورگیری می‌كنی و دستگیر نشدی؟
دستگیر شده ام. 15 روز قبل بود كه بعد از دو سال حبس آزاد شدم. فكر نكنید توبه گرگ مرگ است. كسانی با مشخصات و زندگی من نه می‌توانند خلاف را كنار بگذارند نه دلشان می‌خواهد این كار را انجام دهند.
چرا؟
خب واضح است در هر كاری تبحر داشته باشی دلت نمی‌خواهد آن را ترك كنی و یك كار جدید راه بیندازی. یك جورایی به این كار معتاد می‌شوی و دوست نداری آن را تغییر بدهی. اینها را هم نادیده بگیریم، من كار دیگری به جز این كار بلد نیستم كه بخواهم انجام دهم. تخصص هر كسی در یك چیز است. تخصص من در زورگیری و خفتگیری است. اما خب از آنجا كه بار كج به منزل نمی‌رسد من هم هر بار بعد از جرایمی كه مرتكب می‌شوم گیر می‌افتم.
به چه جرمی قبلا بازداشت شده بودی؟
همین زورگیری. گفتم كه تخصصم زورگیری است و كار دیگری بلد نیستم.
تحصیلاتت چقدر است؟
منظورت سواد است؟ اصلا ندارم. برای همین است كه این‌طوری صحبت می‌كنم.
 فكر می‌كنید اگر تحصیلات درست و درمانی داشتم می‌رفتم سراغ كار خلاف و برای مردم قمه می‌كشیدم. اگر من روزگار خوبی در كودكی داشتم حالا اینجا نبودم.