نسخه Pdf

سلفی با چوبه دار

سلفی با چوبه دار

در این ستون، زندگی قاتلان معروف ایران که سرنوشتی جز چوبه دار نداشتند، به نوعی از زبان خودشان و بر اساس اعترافات شان در دادگاه  مرور می‌شود . مرد  متجاوز که 16 زن را قربانی انتقام خود کرده بود، یکی از مجرمانی است که این هفته سراغ او رفته‌ایم.


  جنایت‌های سیاه برای انتقام از ناپدری ها
اسمم شاهین است و حالا هشت سال از اجرای حكم اعدامم می‌گذرد. حكمی كه در ملاعام در كرمان اجرا شد و مردم زیادی شاهد فرجام كار من بودند. اگر بخواهم قصه زندگی ام را تعریف كنم، باید از زمانی شروع كنم كه پدر و مادرم از هم جدا شدند. من آن زمان حدود پنج سال داشتم. بعد از این جدایی پیش مادرم ماندم. مادرم به خاطر مهر مادری اجازه نداد پدرم حضانتم را بگیرد اما همین كارش مرا به جایی رساند كه با آزار دیگران عقده گشایی می‌كردم.
مادرم بعد از جدایی نتوانست تنها بماند و دوباره ازدواج كرد و من زیر دست ناپدری رفتم و آزار و اذیت‌های او مرا مجبور به انتقام‌گیری كرد. مادرم بعد از مدتی از این مرد جدا شد و دوباره ازدواج كرد. وقتی خودم را شناختم، پسر جوانی بودم كه می‌خواستم از جامعه انتقام بگیرم. البته انگیزه اصلی ام انتقام از آزار و اذیت‌های ناپدری‌هایم بود. با آزار زنان و كودكان عقده‌های دوران كودكی‌ام را خالی می‌كردم. یك چاقو و سلاحی قلابی زیر لباسم مخفی كرده و به داخل خانه‌ها، آرایشگاه‌ها و مغازه‌ها وارد می‌شدم. ابتدا چهره مظلومی به خودم می‌گرفتم و می‌گفتم اگر مقاومت نكنند فقط سرقت می‌كنم. وقتی متوجه می‌شدم تنها هستند، دست و پایشان را با طناب می‌بستم و نقشه 
شیطانی ام را اجرا می‌كردم.  آخرین بار قصد آزار كودك ده ساله‌ای را در یك مجتمع مسكونی داشتم كه اهالی ساختمان متوجه شدند و مجبور به فرار شدم. یك روز بعد هم پلیس ردم را یافت و دستگیر شدم. هیچ راهی برای مخفی كردن جنایت‌های سیاهم نداشتم و وقتی رو‌به‌رو قاضی نشستم همه چیز را گفتم.
با شكایت قربانیان، دادگاهم برگزار شد و حكم به اعدام من دادند. این رای در دیوان عالی كشور تایید شد و سحرگاه 29 دی سال 1390 در ملاعام به دار مجازات آویخته شدم و پرونده زندگی و جنایت‌های سیاهم برای همیشه بسته شد.
ضمیمه ویژه نامه