بررسیها نشان میدهد در ماههای آتی شاهد دور دوم هجوم ملخها خواهیم بود. این ملخها از كجا و چرا میآیند؟
خطر ملخی
سازمان خواربار و كشاورزی ملل متحد (FAO) پیشبینی كرده با توجه به شرایط اقلیمی مطلوب در آفریقا و مهاجرت ملخها از كشورهای هند و پاكستان، در ماههای آتی شاهد هجوم دوباره ملخهای صحرایی به ایران خواهیم بود. بسیاری میپرسند این ملخها چرا هجوم میآورند؟ چرا قبلا نبودند؟ مقصد نهاییشان كجاست؟ چرا تا به این اندازه دردسرساز شدهاند؟ و چطور میتوان از شرشان خلاص شد؟ معروف است كه میگویند برای حل هر مشكل اول باید آن را پذیرفت و به درستی شناخت تا بتوان راهكاری برای حل آن پیدا كرد. ملخهای بیآزاری كه معمولا انفرادی زندگی میكنند چرا باید ناگهان مهاجرتهای میلیونی انجام دهند؟! علم چه پاسخی دارد؟
در مورد ماهیت ملخهایی كه در ایران دردسرساز شدهاند، همچنان تردیدهایی وجود دارد اما گزارشهای مردمی و شواهد پیشین حاكی از آن است كه این گونه میتواند ملخ دریایی یا ملخ صحرایی با نام علمی (Schistocerca gregaria) باشد كه نخستینبار در سال ۱۷۷۵ میلادی توسط محققی به نام فورسكال (Forskal) شناسایی و ثبت علمی شد.
طول بدن ملخهای صحرایی حدود 7 سانتیمتر است و اغلب آنها در علفزارها و صحراها از برگها تغذیه میكنند. ملخهای صحرایی در آفریقا، آسیای میانه و آسیای جنوبی پراكنش دارند و تاكنون حدود ۱۲ گروه یا دسته از آنها شناسایی شده است. اما جالب است بدانید، ملخهای صحرایی فقط یكی از گروههای كوچك ملخها (Grasshoppers) هستند كه بنا به دلایلی كه در ادامه خواهیم گفت، از زندگی انفرادی خارج و در قالب دستهجات متعدد مهاجم میشوند.
گروههای ملخهای مهاجم میتوانند در طول یك روز بیش از ۱۳۰ كیلومتر پرواز كنند. ملخها چشمهای مركب دارند و رنگ صورتی در آنها نشان میدهد كه به بلوغ رسیدهاند. اما همچنانكه ملخها بالغتر میشوند، رنگ آنها نیز به زرد روشن تغییر میكند. غذاهای برگی كه ملخ با آروارههایش میجود، در محفظهای موسوم به محفظه غلات نگهداری میشود. غدد بزاقی كه بزاق را ترشح میكنند، در اصل آغازگر فرآیند هضم غذا در ملخها هستند. ملخها غذا را در روده میانی هضم و مواد مغذی آن را جذب خون میكنند. حفرههایی در سرخرگ اصلی ملخها هست كه درست مانند قلب عمل میكنند و خون را از عقب به جلو میرانند.
یك دسته ملخهای صحرایی، گاه بالغ بر ۴۰میلیارد عضو دارد. نحوه تخمگذاری آنها هم جالب است، ابتدا ملخ ماده صحرایی با ناحیه شكمیاش زمین را وارسی میكند و سپس با كمك پاهای عقبی گودالی حفر میكند و در آن بالغ بر صد تخم میگذارد. نوزادان تازه متولدشده ملخها، در طی پنج مرحله به بلوغ میرسند كه البته برای این ملخها هر مرحله از مرحله پیشین طولانیتر است. اما طول دوره حیات این ملخها در كل خیلی كوتاه و بین سه تا پنج ماه برآورد شده است.
رمزگشایی از كلونیهای میلیونی
باید بهخاطر داشته باشید كه ملخهای صحرایی همیشه خانمانبرانداز و دردسرساز نیستند؛ بلكه اغلب آنها بهصورت انفرادی زندگی میكنند و گاهی در تمام طول عمر زیانی به جایی نمیزنند، اما اگر سرعت تكثیرشان به هر دلیلی زیاد شود، طبیعتا از نظر منابع غذایی هم با مشكل و محدودیت مواجه خواهند شد؛ در این صورت است كه اغلب گروههای ویرانگری تشكیل میدهند و شروع به مهاجرتهای گسترده میكنند. اما چه عواملی باعث میشود سرعت زاد و ولد آنها زیاد شود؟
زمانی كه فصل بارش آغاز میشود و پوشش گیاهی در منطقه رشد خوبی دارد، زاد و ولد ملخها هم بهدلیل داشتن منابع غذایی كافی به صورت چشمگیری شدت میگیرد و تعداد ملخها زیاد میشود. بعد از مدتی اگر خشكسالی آغاز شود، پوشش گیاهی هم طبیعتا كاهش پیدا میكند. در این شرایط تنها منبع غذایی موجود برای ملخها، پوششهای گیاهی محدود به شكل قطعههایی (Patch) با فاصله از هم هستند.
طبیعی است كه ملخهای پرتعداد به سمت این منابع غذایی محدود هجوم میآورند و در این هجومهای پرتعداد است كه دست و پاهای آنها مرتب با یكدیگر برخورد میكند. برخوردهای مداوم دستها و پاها باعث میشود در بدن ملخها هورمون سروتونین (Serotonin) ترشح شود. سروتونین نوعی پیامرسان عصبی است كه در بدن تولید میشود و پیامهای عصبی را از یك یاخته عصبی یا نورون به سلول هدف میرساند. كاری كه این هورمون در بدن ملخها انجام میدهد، این است كه باعث میشود آنها از زندگی انفرادی، وارد مرحله زندگی دستهجمعی شوند. بعد از آن، ملخهای صحرایی تشكیل كلونیهای میلیونی میدهند. زیرا ترشح هورمون سروتونین در بدن ملخها در اصل نوعی سیگنال است و به ملخها این پیام را میدهد كه خشكسالی آمده و شرایط محیطی بد شده است. بنابراین به نفعشان است كه در چنین شرایطی به جای زندگی انفرادی، زندگی اجتماعی داشته باشند. پس از آن است كه كلونیهای میلیونی ملخها شكل میگیرند و به جاهای دیگری حمله میكنند كه در آنها منابع گیاهی وجود دارد.
واقعیت این است كه هیچ حشرهای در این شرایط از نظر خانمانبراندازی حتی به گرد پای ملخهای صحرایی هم نمیرسد. هجوم ناگهانی ملخهای صحرایی این قابلیت را خواهد داشت كه فقط در چند ساعت، كل پوشش گیاهی یك مزرعه را از بین ببرد. محققان در تازهترین تلاشها درصددند جلوی این چرخه تولید سروتونین را بگیرند و آن را متوقف كنند تا شاید از این طریق بتوانند هجوم ملخها را مهار كنند.
از زندگی بدون بال تا پرواز
ملخهای صحرایی زندگی را بیبال آغاز میكنند. ملخهای بیبال را جهنده (hopper) مینامند. اما آنها هم درست مانند والدینشان عادت دارند از گیاهان تغذیه كنند. ملخهای بیبال جهنده معمولا تا زمان بلوغ به تنهایی تغذیه میكنند اما وقتی تعداد ملخهایی كه از تخم خارج میشوند زیاد میشود، به سرعت تغییر رنگ میدهند و به دستههای متعدد (Swarm) تبدیل میشوند. دستههای ملخ مانند موجی سیاه از زمین به هوا بلند میشوند و هرچیزی را در مسیر ببینند، میخورند تا اینكه در نهایت این ملخها هم به ملخهای بالدار بالغ تبدیل شده و به آسمان پرواز میكنند.
ملخها چطور میتوانند مسافتهای طولانی را طی كنند؟
سادهترین پاسخی كه میتوان به این پرسش داد، سازگاریهایی است كه ملخها پیدا كردهاند. برای مثال در ملخهای صحرایی، بالها از بدن ملخ بزرگتر است و برای طی مسافتهای طولانی كارآیی فوقالعادهای دارند. ضمن اینكه لولههای نای ملخها (Tracheae) هم كه برای حمل اكسیژن حیاتی هستند، در طی مسیرهای طولانی به آنها كمك میكنند. ملخها، ماهیچههای بسیار قوی در پاهای بلند عقبیشان دارند كه نیروی لازم را برای پرشهای بلند مهیا میکند. لولههای مالپیگی آنها در حین سفر، مواد زاید را از خونشان حذف میكند و در آخر هم گرههای عصبی در طناب عصبی اصلی هستند كه با پردازش سیگنالهای عصبی در كل مسیر تاثیرگذار ظاهر میشوند.
درست است كه بالها این امكان را به ملخها میدهند كه مسافتهای طولانی را بر فراز خشكیها و زمینهای بایر طی كنند اما آنها اغلب با باد پرواز میكنند و این باد است كه آنها را به جلو میراند. باد معمولا به سوی جاهایی میوزد كه فشار هوا در آنها كم است و این دقیقا همان جایی است كه احتمال بارش باران و رشد گیاهان در آن وجود دارد، بنابراین ملخها به جایی میروند كه گیاهان باشند و بتوانند از آنها به عنوان منبع غذایی تغذیه كنند.
طول بدن ملخهای صحرایی حدود 7 سانتیمتر است و اغلب آنها در علفزارها و صحراها از برگها تغذیه میكنند. ملخهای صحرایی در آفریقا، آسیای میانه و آسیای جنوبی پراكنش دارند و تاكنون حدود ۱۲ گروه یا دسته از آنها شناسایی شده است. اما جالب است بدانید، ملخهای صحرایی فقط یكی از گروههای كوچك ملخها (Grasshoppers) هستند كه بنا به دلایلی كه در ادامه خواهیم گفت، از زندگی انفرادی خارج و در قالب دستهجات متعدد مهاجم میشوند.
گروههای ملخهای مهاجم میتوانند در طول یك روز بیش از ۱۳۰ كیلومتر پرواز كنند. ملخها چشمهای مركب دارند و رنگ صورتی در آنها نشان میدهد كه به بلوغ رسیدهاند. اما همچنانكه ملخها بالغتر میشوند، رنگ آنها نیز به زرد روشن تغییر میكند. غذاهای برگی كه ملخ با آروارههایش میجود، در محفظهای موسوم به محفظه غلات نگهداری میشود. غدد بزاقی كه بزاق را ترشح میكنند، در اصل آغازگر فرآیند هضم غذا در ملخها هستند. ملخها غذا را در روده میانی هضم و مواد مغذی آن را جذب خون میكنند. حفرههایی در سرخرگ اصلی ملخها هست كه درست مانند قلب عمل میكنند و خون را از عقب به جلو میرانند.
یك دسته ملخهای صحرایی، گاه بالغ بر ۴۰میلیارد عضو دارد. نحوه تخمگذاری آنها هم جالب است، ابتدا ملخ ماده صحرایی با ناحیه شكمیاش زمین را وارسی میكند و سپس با كمك پاهای عقبی گودالی حفر میكند و در آن بالغ بر صد تخم میگذارد. نوزادان تازه متولدشده ملخها، در طی پنج مرحله به بلوغ میرسند كه البته برای این ملخها هر مرحله از مرحله پیشین طولانیتر است. اما طول دوره حیات این ملخها در كل خیلی كوتاه و بین سه تا پنج ماه برآورد شده است.
رمزگشایی از كلونیهای میلیونی
باید بهخاطر داشته باشید كه ملخهای صحرایی همیشه خانمانبرانداز و دردسرساز نیستند؛ بلكه اغلب آنها بهصورت انفرادی زندگی میكنند و گاهی در تمام طول عمر زیانی به جایی نمیزنند، اما اگر سرعت تكثیرشان به هر دلیلی زیاد شود، طبیعتا از نظر منابع غذایی هم با مشكل و محدودیت مواجه خواهند شد؛ در این صورت است كه اغلب گروههای ویرانگری تشكیل میدهند و شروع به مهاجرتهای گسترده میكنند. اما چه عواملی باعث میشود سرعت زاد و ولد آنها زیاد شود؟
زمانی كه فصل بارش آغاز میشود و پوشش گیاهی در منطقه رشد خوبی دارد، زاد و ولد ملخها هم بهدلیل داشتن منابع غذایی كافی به صورت چشمگیری شدت میگیرد و تعداد ملخها زیاد میشود. بعد از مدتی اگر خشكسالی آغاز شود، پوشش گیاهی هم طبیعتا كاهش پیدا میكند. در این شرایط تنها منبع غذایی موجود برای ملخها، پوششهای گیاهی محدود به شكل قطعههایی (Patch) با فاصله از هم هستند.
طبیعی است كه ملخهای پرتعداد به سمت این منابع غذایی محدود هجوم میآورند و در این هجومهای پرتعداد است كه دست و پاهای آنها مرتب با یكدیگر برخورد میكند. برخوردهای مداوم دستها و پاها باعث میشود در بدن ملخها هورمون سروتونین (Serotonin) ترشح شود. سروتونین نوعی پیامرسان عصبی است كه در بدن تولید میشود و پیامهای عصبی را از یك یاخته عصبی یا نورون به سلول هدف میرساند. كاری كه این هورمون در بدن ملخها انجام میدهد، این است كه باعث میشود آنها از زندگی انفرادی، وارد مرحله زندگی دستهجمعی شوند. بعد از آن، ملخهای صحرایی تشكیل كلونیهای میلیونی میدهند. زیرا ترشح هورمون سروتونین در بدن ملخها در اصل نوعی سیگنال است و به ملخها این پیام را میدهد كه خشكسالی آمده و شرایط محیطی بد شده است. بنابراین به نفعشان است كه در چنین شرایطی به جای زندگی انفرادی، زندگی اجتماعی داشته باشند. پس از آن است كه كلونیهای میلیونی ملخها شكل میگیرند و به جاهای دیگری حمله میكنند كه در آنها منابع گیاهی وجود دارد.
واقعیت این است كه هیچ حشرهای در این شرایط از نظر خانمانبراندازی حتی به گرد پای ملخهای صحرایی هم نمیرسد. هجوم ناگهانی ملخهای صحرایی این قابلیت را خواهد داشت كه فقط در چند ساعت، كل پوشش گیاهی یك مزرعه را از بین ببرد. محققان در تازهترین تلاشها درصددند جلوی این چرخه تولید سروتونین را بگیرند و آن را متوقف كنند تا شاید از این طریق بتوانند هجوم ملخها را مهار كنند.
از زندگی بدون بال تا پرواز
ملخهای صحرایی زندگی را بیبال آغاز میكنند. ملخهای بیبال را جهنده (hopper) مینامند. اما آنها هم درست مانند والدینشان عادت دارند از گیاهان تغذیه كنند. ملخهای بیبال جهنده معمولا تا زمان بلوغ به تنهایی تغذیه میكنند اما وقتی تعداد ملخهایی كه از تخم خارج میشوند زیاد میشود، به سرعت تغییر رنگ میدهند و به دستههای متعدد (Swarm) تبدیل میشوند. دستههای ملخ مانند موجی سیاه از زمین به هوا بلند میشوند و هرچیزی را در مسیر ببینند، میخورند تا اینكه در نهایت این ملخها هم به ملخهای بالدار بالغ تبدیل شده و به آسمان پرواز میكنند.
ملخها چطور میتوانند مسافتهای طولانی را طی كنند؟
سادهترین پاسخی كه میتوان به این پرسش داد، سازگاریهایی است كه ملخها پیدا كردهاند. برای مثال در ملخهای صحرایی، بالها از بدن ملخ بزرگتر است و برای طی مسافتهای طولانی كارآیی فوقالعادهای دارند. ضمن اینكه لولههای نای ملخها (Tracheae) هم كه برای حمل اكسیژن حیاتی هستند، در طی مسیرهای طولانی به آنها كمك میكنند. ملخها، ماهیچههای بسیار قوی در پاهای بلند عقبیشان دارند كه نیروی لازم را برای پرشهای بلند مهیا میکند. لولههای مالپیگی آنها در حین سفر، مواد زاید را از خونشان حذف میكند و در آخر هم گرههای عصبی در طناب عصبی اصلی هستند كه با پردازش سیگنالهای عصبی در كل مسیر تاثیرگذار ظاهر میشوند.
درست است كه بالها این امكان را به ملخها میدهند كه مسافتهای طولانی را بر فراز خشكیها و زمینهای بایر طی كنند اما آنها اغلب با باد پرواز میكنند و این باد است كه آنها را به جلو میراند. باد معمولا به سوی جاهایی میوزد كه فشار هوا در آنها كم است و این دقیقا همان جایی است كه احتمال بارش باران و رشد گیاهان در آن وجود دارد، بنابراین ملخها به جایی میروند كه گیاهان باشند و بتوانند از آنها به عنوان منبع غذایی تغذیه كنند.




