فرتبافی، هنر دستان خراسانیها جزو منسوجات اصیل ایرانی به حساب میآید
موسیقی روحنواز پارچهای
فرقی ندارد كه كجای ایران باشی، در هر شهری، یك نوع پارچه بافته میشود. اگر در یزد، شال بافی مشهود رونق دارد، در استان خراسان، این فرتبافی است كه زبانزد خاص و عام و به نام این استان شناخته میشود. نوع پارچهای كه بسته به اقلیم، سنت و جغرافیای شهر مبدا آن شناخته میشود. پارچه به دست آمده از این بافت مانند موسیقی میماند كه روح را نوازش میدهد.
لیلا شوقی
واژهشناسی: فرتبافی یا تن بافی، به بافت نوعی پارچه دورو با استفاده از نخ پنبهای پر تاب یا ابریشم با نقوش چهارخانه، جودانه و پیچازی میگویند. هرچند كه فرت در سازهای زهی، پرده یا بند قسمتهای برجستهای روی دسته ساز هم است كه به كمك آن نوازنده محل انگشت خود را روی دسته ساز تنظیم میكند تا نتها را به درستی بنوازد. به نقل از یكی از فرتبافان قدیمی، واژه فرت برگرفته از صدای برخورد نیها و شانه در دستگاه فرت است، درست مانند صدایی كه به هنگام قیچی زدن پارچه به وجود میآید.
جغرافیا: خراسان پهناور، مهد تولید این پارچه است. بعد از تقسیم این استان و چند پاره شدن هم خراسانهای شمالی، جنوبی و مركزی وجود دارد، اما در برخی روستاها و شهرها بیشتر از شهرهای دیگر شناخته میشود. فرتبافی، اغلب در مناطق روستایی و در روستاهای فدیهه، حصار، رود معجن و نیز شهرستانهای دولتآباد بخش زاوه، شهرستان رشتخوار، خواف، جلگه رخ و روستاهای اطراف تربت حیدریه مانند صنوبر و ازغند بافته میشود. فرتبافی با نام چادر شب در استانهای شمالی كشور، مانند روستاهای قاسمآباد علیا و سفلی از توابع شهرستان رودسر و روستاهای بالا محله و پایین محله قاسمآباد، روستاهای اطراف فومن و لاهیجان نیز رواج دارد.
تاریخچه: فرتبافی قدمتی طولانی دارد. سن دقیق این نوع پارچه مشخص نیست، اما چند صد سال از عمرش میگذرد. در حال حاضر فقط بقایایی كوچك از این نوع پارچه را در خانههای روستایی نزد افراد مسن میتوان پیدا كرد.
فرتبافی در كتب تاریخی: فریدون گرایلی، نوشته است: عدن، شهری است از شهرهای مشهور عربستان در سواحل دریای هند از جانب یمن (دهخدا، ذیل عدنی) و بُرد یمانی، پارچهای است كه در یمن بافته میشده یا خاص یمن بوده (دهخدا، ذیل بُرد) ابوسعید محمدبن ابراهیم معزی از اهالی بوژان قرن ششم هجری است و پیشه «بُردبافی» داشته، اما این كه وی برد نیشابوری میبافت، شاید برآمده از این باشد كه برد بافته نیشابور، از نظر مواد اولیه یا نوع بافت یا رنگ و طرح، با برد یمانی تفاوتهایی داشته است. از دیگر سخن، یكی از صنایعدستی نیشابور امروز روستای بوژان فرتبافی است. با این اوصاف، به نظر میرسد واژه «فرت» دگرگون شده واژه «برد» باشد.
وسایل كار: فرتبافی، خیلی ساده بافته میشود و وسایل بافت هم ساده است. اجزای این نوع بافت، حتی در اتاقی به ابعاد دو در پنج متر هم قابل راهاندازی است. شانه، گله، روكاری، استخونك، قنده، پوشار، قابول، گزبند، تخته، ماكوف ماسوره و نورد از وسایلی هستند كه برای بافت لازم است.
مراحل بافت فرتبافی
در قدیم اغلب مردم دامدار بودند و با چیدن پشم دامها، نخ مصرفی خود را تولید میكردند. نخ مصرفی بافندگان در گذشته بیشتر ابریشم و ابریشم برقی بود كه بسیار باكیفیت و مرغوب بود، اما به دلیل گران شدن این نوع نخ، حالا از نخهای ارزانتر مانند پنبه و كاموا استفاده میشود.
نخ باید رنگ داشته باشد. در قدیم رنگرزی را به طور سنتی انجام میدادند اما حالا نخی رنگ نمیشود و همه چیز صنعتی است.
قبل از بافت، باید چلهبندی، یعنی آماده كردن نخهای تار برای بافت انجام شود.
نخ دوك یا كلاف كه به كدو هم مشهور است به وسیله دستگاهی با نام چرخ توته یا كلاوه (این وسیله به لیك لیكی هم معروف است چرا كه موقع كار با لك و لك كه یك واژه محلی است به معنای آرام كار كردن است) تبدیل به توته میشود. توتهها به وسیله دستگاهی از جنس نی تبدیل به ماسوره میشود، ماسوره داخل ماكو قرار گرفته و آماده بافت میشود. توتهها درواقع در بافت مورد استفاده قرار میگیرند.
سرانداختن تارها دو نفره انجام میشود و حدود دو روز هم زمان میبرد. جلوی روی بافنده گله، تیغه و شانه قرار دارد و به مجموعه این سه قسمت بالا كار میگویند.
با حركت گلهها، دهانه كار باز شده و پودگذاری به وسیله ماكو و پرتاب آن به دهانه كار انجام میشود. بافنده پاهایش را در پدال جابهجا میكند و یك رج میبافد و شانه میكشد.
مقدار بافته شده دور یك چوب استوانهای به طول 70 سانتی متر پیچیده میشود و هر زمان بافنده حدود 70 متر بافت، پارچه از فرت پیاده شده و برش میدهد.
نقوش در فرتبافی: نقوش در این نوع پارچه درواقع، انعكاسی از زندگی بیپیرایه هنرمند روستایی است كه با الهام گرفتن از طبیعت و فضای پیرامون خودش، بسیار ساده و به دور از پیچیدگی روی پارچه نقش میزند. در فرتبافی، گل و گیاه و پرنده به وفور به چشم میخورد. پنج گل چكی، گل كوش (به شكل پاپیون)، گل سماور، گل پروانهای، گل مارپیچ، گل بال نییی (به شكل ضربدر) از نقشهای این پارچه هستند.
جغرافیا: خراسان پهناور، مهد تولید این پارچه است. بعد از تقسیم این استان و چند پاره شدن هم خراسانهای شمالی، جنوبی و مركزی وجود دارد، اما در برخی روستاها و شهرها بیشتر از شهرهای دیگر شناخته میشود. فرتبافی، اغلب در مناطق روستایی و در روستاهای فدیهه، حصار، رود معجن و نیز شهرستانهای دولتآباد بخش زاوه، شهرستان رشتخوار، خواف، جلگه رخ و روستاهای اطراف تربت حیدریه مانند صنوبر و ازغند بافته میشود. فرتبافی با نام چادر شب در استانهای شمالی كشور، مانند روستاهای قاسمآباد علیا و سفلی از توابع شهرستان رودسر و روستاهای بالا محله و پایین محله قاسمآباد، روستاهای اطراف فومن و لاهیجان نیز رواج دارد.
تاریخچه: فرتبافی قدمتی طولانی دارد. سن دقیق این نوع پارچه مشخص نیست، اما چند صد سال از عمرش میگذرد. در حال حاضر فقط بقایایی كوچك از این نوع پارچه را در خانههای روستایی نزد افراد مسن میتوان پیدا كرد.
فرتبافی در كتب تاریخی: فریدون گرایلی، نوشته است: عدن، شهری است از شهرهای مشهور عربستان در سواحل دریای هند از جانب یمن (دهخدا، ذیل عدنی) و بُرد یمانی، پارچهای است كه در یمن بافته میشده یا خاص یمن بوده (دهخدا، ذیل بُرد) ابوسعید محمدبن ابراهیم معزی از اهالی بوژان قرن ششم هجری است و پیشه «بُردبافی» داشته، اما این كه وی برد نیشابوری میبافت، شاید برآمده از این باشد كه برد بافته نیشابور، از نظر مواد اولیه یا نوع بافت یا رنگ و طرح، با برد یمانی تفاوتهایی داشته است. از دیگر سخن، یكی از صنایعدستی نیشابور امروز روستای بوژان فرتبافی است. با این اوصاف، به نظر میرسد واژه «فرت» دگرگون شده واژه «برد» باشد.
وسایل كار: فرتبافی، خیلی ساده بافته میشود و وسایل بافت هم ساده است. اجزای این نوع بافت، حتی در اتاقی به ابعاد دو در پنج متر هم قابل راهاندازی است. شانه، گله، روكاری، استخونك، قنده، پوشار، قابول، گزبند، تخته، ماكوف ماسوره و نورد از وسایلی هستند كه برای بافت لازم است.
مراحل بافت فرتبافی
در قدیم اغلب مردم دامدار بودند و با چیدن پشم دامها، نخ مصرفی خود را تولید میكردند. نخ مصرفی بافندگان در گذشته بیشتر ابریشم و ابریشم برقی بود كه بسیار باكیفیت و مرغوب بود، اما به دلیل گران شدن این نوع نخ، حالا از نخهای ارزانتر مانند پنبه و كاموا استفاده میشود.
نخ باید رنگ داشته باشد. در قدیم رنگرزی را به طور سنتی انجام میدادند اما حالا نخی رنگ نمیشود و همه چیز صنعتی است.
قبل از بافت، باید چلهبندی، یعنی آماده كردن نخهای تار برای بافت انجام شود.
نخ دوك یا كلاف كه به كدو هم مشهور است به وسیله دستگاهی با نام چرخ توته یا كلاوه (این وسیله به لیك لیكی هم معروف است چرا كه موقع كار با لك و لك كه یك واژه محلی است به معنای آرام كار كردن است) تبدیل به توته میشود. توتهها به وسیله دستگاهی از جنس نی تبدیل به ماسوره میشود، ماسوره داخل ماكو قرار گرفته و آماده بافت میشود. توتهها درواقع در بافت مورد استفاده قرار میگیرند.
سرانداختن تارها دو نفره انجام میشود و حدود دو روز هم زمان میبرد. جلوی روی بافنده گله، تیغه و شانه قرار دارد و به مجموعه این سه قسمت بالا كار میگویند.
با حركت گلهها، دهانه كار باز شده و پودگذاری به وسیله ماكو و پرتاب آن به دهانه كار انجام میشود. بافنده پاهایش را در پدال جابهجا میكند و یك رج میبافد و شانه میكشد.
مقدار بافته شده دور یك چوب استوانهای به طول 70 سانتی متر پیچیده میشود و هر زمان بافنده حدود 70 متر بافت، پارچه از فرت پیاده شده و برش میدهد.
نقوش در فرتبافی: نقوش در این نوع پارچه درواقع، انعكاسی از زندگی بیپیرایه هنرمند روستایی است كه با الهام گرفتن از طبیعت و فضای پیرامون خودش، بسیار ساده و به دور از پیچیدگی روی پارچه نقش میزند. در فرتبافی، گل و گیاه و پرنده به وفور به چشم میخورد. پنج گل چكی، گل كوش (به شكل پاپیون)، گل سماور، گل پروانهای، گل مارپیچ، گل بال نییی (به شكل ضربدر) از نقشهای این پارچه هستند.




