به امید تمدید!

بعد از تكرار و تاكید فراوان برای گرفتن رمز‌های یكبار مصرف كارت‌های بانكی، تاخیر مردم برای این اقدام آن‌قدر زیاد بود كه مهلت درخواست رمز پویا تمدید شد؛ آیا ما واقعا مردمان دقیقه نودی هستیم؟

به امید تمدید!

قرار بود آخرین روز آذر، پایان فرصت برای استفاده از رمز دوم‌های قدیمی و درخواست رمز یك‌بار مصرف برای عملیات‌های بانكی اینترنتی باشد، اما مردم آنقدر دست‌دست كردند و آنقدر پیگیر ماجرا نشدند كه مهلتش تمدید شد. حالا با این‌كه مدت زمان زیادی است كه پیام‌های مختلفی از این طرف و آن‌طرف می‌شنویم كه برای فعال‌سازی رمز پویا اقدام كنید، اما هنوز هستند كسانی كه با تعجب می‌پرسند: «راستی این رمز پویا چیه كه همه میگن؟» و حالا با گذشت چند روز از آغاز مهلت تعیین‌شده، تعداد مراجعه‌كنندگان به بانك‌ها برای فعالسازی رمز یك‌بار مصرف در روزهای تمدید شده، زیاد شده است. اتفاقی كه فقط مخصوص به این طرح و این روزها نیست و در ماجرای كارت سوخت و تغییر كارت ملی هوشمند هم با آن مواجه شدیم. انگار همه ما، علاقه عجیبی به برنده شدن و به نتیجه رسیدن در دقیقه نود به علاوه یك داریم؛ واقعا چرا ما ایرانی‌ها، كارهایمان را برای لحظه آخر و به اصطلاح دقیقه نود می‌گذاریم؟

طرحی برای ما مردمان سختكوش
ماجرا این است كه دقیقه نود بودن ما ایرانی‌ها، در طرح‌های متعدد تكرار شده است. این علاقه‌مان به موكول كردن كارهایمان در لحظات آخر از كجا می‌آید؟ مجید صفاری‌نیا، با عینك روان‌شناسی اجتماعی به ماجرا نگاه می‌كند: «این پدیده كه خیلی از آدم‌ها كارهایشان را به دقیقه نود موکول می‌كنند و آن را برای لحظه آخر می‌گذارند، نوعی اهمال‌كاری اجتماعی است. بله این اتفاق مربوط به موضوع خاصی هم نیست و در هر زمان و موقعیت متفاوت هم دیده شده است. اصلا مثالش همین دریافت پول نقد از باجه‌های بانك در شب‌های عید است. شب‌های عید را دیده‌اید؟ انگار كسی فكر این را نكرده است كه كمی زودتر بجنبد و همه آن را برای شب سال تحویل گذاشته‌اند.» صفاری‌نیا معتقد است شاخص خاصی برای این‌كه بگوییم صرفا ایرانی‌ها نسبت به دیگر ملت‌ها اهمال‌كارترند، وجود ندارد: «نمی‌توانیم بگوییم ایرانی‌ها از مردمان دیگر جوامع، اهمال‌كارتر هستند. اتفاقا برعكس؛ مشاهدات و تاریخ كشور ما نشان می‌دهد مردمان ما از نظر قومی و ملیتی، تلاشگر بوده‌اند. كافی است سری به ادبیات تاریخی‌مان مثل شاهنامه بزنیم و تلاشگری و ثابت‌قدم بودن ایرانی‌ها را در مسیرهای دشوار ببینیم. همین نشانه‌ها، بیانگر این است كه مردم ایران، زحمتكش و پرتلاش هستند و اهمال‌كاری جایی در آنها ندارد، اما این‌كه چرا برای مثلا چنین موضوعی در دقیقه‌های آخر اقدام و آن را موكول به فرصت‌های بعدی می‌كنند، حتما دلایل دیگری وجود دارد.» از نظر او، چنین موضوعی به نقش طراحی و آموزش در جامعه ما برمی‌گردد. فكر می‌كنید هوشمند بودن در جامعه ما چگونه و چطور است؟ آموزش و سواد دیجیتال و آی‌تی چطور است و ساختاری كه برایش طراحی كرده‌اند، چگونه رفتار می‌كند؟ چیزی كه مشخص است این است كه طراحی تنبل، مردم را هم تنبل می‌كند. در واقع یك طراحی تنبل، حتی آدم زرنگ را هم تنبل می‌كند.



برنامه و اعتمادی كه نیست
اما غفور شیخی به موضوع موكول كردن كارهایمان در دقایق آخر، از منظر جامعه‌شناسی نگاه می‌كند و نبود فرهنگ برنامه‌ریزی در زندگی اكثر مردم ایران را اصلی‌ترین علت دقیقه‌ نودی بودن می‌داند: «ماجرا برنامه‌ریزی یك فرهنگ تمرین نشده در جامعه ماست. باید بتوانیم ساعات روزمان را تفكیك كنیم و هر بخشی از وقت و انرژی‌مان را به كاری خاص اختصاص بدهیم. در واقع با چنین كاری، برنامه‌ریزی را به صورت یك فرهنگ در خانواده و جزوی از كارهای روزمره‌مان گنجانده‌ایم، اما كدام‌یك از ما چنین برنامه‌ریزی دقیقی دارد؟» از نظر شیخی همه كارهایی كه به مجموع آن زندگی می‌گوییم، نیاز به یك اولویت‌بندی مشخص دارد؛ موضوعی كه تعارف‌بردار و دل‌به‌خواهی نیست و خب حالا این برنامه‌ریزی نداشتن می‌تواند در هر كاری مثل رسیدگی به دریافت رمز دوم باشد، دریافت كارت سوخت یا به هر كار اداری و غیر اداری دیگری مرتبط باشد و آن را دچار دردسر كند. در واقع مشكل این است كه برای چنین كاری، برنامه‌ریزی نكرده‌ایم و برایش در برنامه روزمره‌مان جای مخصوصی نگنجانده‌ایم. اما این فقط یك بعد از ماجراست. بر فرض این‌كه یك نفر چنین برنامه‌ریزی مشخصی در زندگی‌اش دارد، آن‌وقت همه‌چیز حل می‌شود و او دیگر فرد دقیقه‌نود روزهای گذشته نیست؟: «یكی دیگر از موضوعات مورد بحث در چنین اتفاقی، بحث اعتماد است؛ بحثی كه می‌شود از آن به عنوان خمیرمایه كم‌موجود در جامعه ما نام برد. متاسفانه، چیزی كه این روزها شاهد آن هستیم این است كه بین طرح‌ها و برنامه‌های دولت و از طرف دیگر، عمل و اقدام مردم، اعتماد دو طرفه‌ بسیار كمی وجود دارد؛ یعنی نه مردم به طرح‌های دولت اعتماد دارند و نه دولت به مردم خوشبین و دلخوش است كه بتوانند از عهده‌ برنامه‌های جدید بر بیایند. موضوعی كه در یك دهه اخیر به این طرف، سست‌تر و شكننده‌تر شده است.» نتیجه عدم وجود برنامه‌ریزی و نبود اعتماد به طرح پیش‌رو، اتفاقی است كه امروز با آن روبه‌رو می‌شویم و مردم خیلی به دریافت رمز اینترنتی جدید، تمایلی نشان نمی‌دهند.



به خاطر چندین دلیل
شیخی از دیگر دلایلی گفت كه هركدام به نحو مختلف، رغبت مردم را برای مراجعه در روزهای اول چنین طرح‌هایی كم می‌كند: تحمیل بخش‌های مختلف فعالیت‌های دولت و مسؤولان روی دوش مردم پرمشغله خودش معضل بزرگی است. چرا ادارات مختلف بر حسب دسترسی و وظیفه‌شان، چنین كارهایی را انجام ندهند؟ فكر می‌كنم كه چقدر خوب می‌شود اگر در شرایط فعلی، مسؤولان باری از دغدغه‌های مردم بردارند تا این‌كه هر روز موضوع جدیدی به مشغولیات ذهنی‌شان اضافه شود. شاید بهتر باشد كه بعضی از كارها به جای گذاشتن بر دوش مردم، به بخش‌های دولتی سپرده شود تا مردم به كارهای خیلی مهم‌تری كه دارند بپردازند. البته كه هزینه‌بردار بودن چنین اقداماتی هم در كاهش رغبت مردم تاثیرگذار است. در بسیاری از كشورهای پیشرفته، زمانی كه دولت بخواهد كاری انجام بدهد، چند مورد تشویقی برای مردم در نظر می‌گیرد كه مردم را به انجام آن اقدام ترغیب كند. اما اینجا این موضوع كاملا برعكس است و هر برنامه جدیدی، هزینه‌بردار است. مثل تعویض كارت ملی‌های قدیمی به كارت هوشمند؛ می‌گویند كه مردم بیایید كارت ملی‌تان را هوشمند كنید و نفری 30 هزار تومان هم پرداخت كنید. خب طبیعی است كه در این میان، كسانی كه پرداخت این مبلغ برایشان سخت است، آن را به آخرین روزها و ساعت‌ها و مهلت‌های تمدید‌شده موكول ‌كنند. تجربه ثابت كرده است هر طرحی كه هزینه‌‌ای اضافه بر دوش مردم بگذارد، معمولا با این تاخیرها و نقص‌ها روبه‌رو می‌شود. شاید كار درست این است كه طرح‌هایمان را به سمت طرح‌های تشویقی یا کم‌هزینه‌ جهت بدهیم.»  در نهایت آن چیزی كه باعث مطرح شدن موضوع دقیقه‌نودی بودن ایرانی‌ها می‌شود، یك‌سری قالب‌های ذهنی مختص به خود ما ایرانی‌ها است: «یعنی چه؟ یعنی این‌كه بگوییم ولش كن فعلا با  آن كاری ندارم، صبر كنم شاید ارزان شود، ای بابا این دولت هر روز یك ایده جدید می‌دهد، حالا من انجام نمی‌دهم ببینم چه‌كار می‌خواهند بكنند. در واقع وجود این قالب‌های ذهنی كه كم‌لطفی جامعه و مردم را می‌رساند، باعث می‌شود طرح‌ها به صورتی كه پیش‌بینی شده است، انجام نشود و مردم لقب دقیقه‌نودی بگیرند.» دقیقه نود هم دقیقا آن وقتی است كه شما دیگر چاره‌ای ندارید؛ یعنی آن‌قدر صبر می‌كنید كه وقت اورژانسی آن برسد.



تنبلی‌های اجتماعی را دریاب
چیزی كه یك اهمال‌كاری را در موضوع فعلی مثل تغییر رمز اینترنتی پدید می‌آورد، یك عامل فردی نیست و به مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی بستگی دارد. صفاری‌نیا معتقد است این عوامل دست ‌به دست هم می‌دهد و سبب اهمال در انجام ‌كاری می‌شود: «تغییر مدل‌ها، مردم را دچار دغدغه‌های كاذب می‌كند و طبیعی است كه در چنین شرایطی و با گرفتاری‌های فعلی، تمایل به فكر كردن مثلا درباره فعال‌سازی رمز یك‌بار مصرف نداشته باشند. البته عوامل دیگری هم مانند بی‌اعتمادی در این ماجرا دخیل است. ضمن این‌كه طرف دیگر این ماجرا، دانش فناوری اطلاعات كم مردم است. فكر می‌كنید همین حالا، چقدر از مدارس ما هوشمند و دارای رایانه هستند؟ در واقع توقع نابه‌جایی است كه وقتی تمام مردم جامعه را با این سیستم آشنا نكرده‌ایم، انتظار هوشمند شدن سریع از طرف آنها را داشته باشیم.» به‌نظر می‌رسد این یك چرخه و سیستم معیوب است و انتظار یك نتیجه درست از آن، بیهوده است. واقعیت این است كه ما در جامعه با طرح‌های اهمال‌كارانه‌ای روبه‌رو هستیم كه انتظار داریم مردم در چنین طرح‌هایی، اهمال نكنند اما صفاری‌نیا از اقدامات تشویقی برای رفع این اهمال‌كاری‌ها از سمت مردم گفت: «واقعیت این است كه ما استاد تنبل كردن مردم هستیم. یعنی كار را سخت می‌كنیم و بعد می‌گوییم مردم چرا كوتاهی‌ كرده‌اند؛ موضوعی كه در جوامع دیگر وجود ندارد و قانون‌هایی هست كه اگر مثلا وظیفه مالیاتی‌شان را انجام ندهند، با اتفاق بدی روبه‌رو می‌شوند. این روند اتفاقی است كه مثلا مردم ما در بررسی وضعیت سلامتشان هم دارند و در چنین موضوع مهمی هم اهمال‌كار هستند. شاید بهتر است مردم را در چنین مواقعی با روش‌هایی ترغیب كرد كه شما باید سالی یك‌بار، سلامت خودتان را چك كنید و اگر این كار را انجام ندهید، بعدها با هزینه‌ها و خسارت‌های بیشتری روبه‌رو خواهید شد. از آنجا كه تنبلی، دو جنبه فردی و اجتماعی دارد، چنین رفتارهایی، مثل عدم دریافت رمز اینترنتی یك‌بار مصرف، نوعی تنبلی فردی است كه ممكن است ضررهای كمی برای جامعه داشته باشد و بیشتر از هرچیز خود فرد را درگیر كند، اما عدم مراجعه به معاینه فنی برای برطرف كردن آلودگی‌های ناشی از خودروهای فرسوده، نوعی تنبلی اجتماعی است كه چنین رفتارهایی همه جامعه را درگیر خودش می‌كند و معضلات متعددی را به وجود می‌آورد.»