چگونه در جنگ روایتها تلاش میکنند از شاه، ماه بسازند؟
تاریخسازی برای تطهیر
تطهیر پهلوی شاید باوركردنی نباشد، ولی باید گفت كه این ماجرا جدی است و بسیاری با انگیزههای مختلف دست به تاریخسازی میزنند. یكی با رمان نوشتن و دیگری با انحراف تاریخ! شاید بتوان نمونههایی را هم ذكر كرد كه در آنها نویسنده یا راوی دست به بیان نكاتی زده كه جمعبندی نهایی چیزی میشود كه در آن سیاهیهای تاریخ از چهره آن زدوده شده است. همینجا باید توضیح داد وقتی حرف از روایت تاریخ میشود حتما مراد روایت دقیق است و هركس تاریخ را به نفع خود مصادره كند در حق آیندگان خیانت كرده، ولی تطهیر پهلوی از آن پدیدههایی است كه با وجود نگذشتن زمان زیادی از زمان آن، عدهای مشغول ترمیم چهره مخدوش این حكومت شدهاند. شاید باوركردنی نباشد، ولی سفیدنمایی همانقدر بد است كه سیاهنمایی؛ حالا جریانی مشغول سفیدنمایی روزگاری است كه شاهدان آن هنوز در میان ما نفس میكشند.
كتاب «پیكان سرنوشت ما» خاطرات موسس كارخانه ایرانخودرو یكی از همان كتابهایی است كه در نهایت قرار است به این نقطه برسد كه بالاتر ذكرش رفت! این كتاب با بهرهگیری از نوشتهها و خاطرات احمد خیامی تصویری از روزگار پهلوی را در ذهن مخاطب میسازد كه فاصله زیادی با واقعیت دارد.
كتاب با هدف روایت كارآفرینان آغاز میشود. یك كارآفرین كه مشغول بازگو كردن تلاشهای شبانهروزیاش برای توسعه خود است. توسعهای كه منجر به تاسیس كارخانهای به نام «ایرانناسیونال» میشود. خیامی در این كتاب از پیشینه خانوادگی خود سخن میگوید و از روزهای سختی كه برای امرار معاش پشتسرگذاشته. او از تنگناهای مالی و خستگیناپذیر بودن خود برای مخاطب حرف زده و این تصویر را تثبیت كرده كه میتوان به موفقیت رسید اگر تلاش كنیم؛ تصویری كه دقیق است و در آموزههای دینی و ملی ما نیز بر آن تاكید شده كه «هركه نان از عمل خویش خورد»، به همین خاطر پیكان سرنوشت ما در بخشهای ابتدایی، شاید باید آن را یكسوم ابتدایی كتاب دانست، در تثبیت تصویر مدنظرش موفق است و خوب جلو میرود حالا زمان مناسبی است كه راوی حرف اصلی را كه این مقدمه را برایش گفته مطرح كند.
خیامی در كتاب از سادهزیستی دفاع میكند و زندگی خود را مصداق سادهزیستی معرفی كرده و در بخشهای مختلف تاكید میكند كه كارگرانش برایش اهمیت بیشتری دارد. هرچند این سؤال بیپاسخ میماند كه او با این حجم از سادهزیستی چگونه قصری مجلل در زعفرانیه فراهم كرده كه هنوز بابت از دست دادنش در روزهای پس از انقلاب افسوس میخورد.
او خود را عامل محقق شدن رویای شاه میداند. رویای ساخت خودروی سواری آن چیزی است كه خیامی خودش را وقفآنكرده و تلاشهای شبانهروزی خود را در مسیر تحقق این رویا معرفی میكند، ولی باز هم این سؤال را پاسخ نمیدهد كه چگونه توانست از امتیازاتی كه دیگران به سختی كسب میكردند و حتی هیات وزیران هم با آن مخالف بودند، بهرهمند شود؟ زمین، آب، وامهای حمایتی و... همه از مواردی است كه خیامی برای راهاندازی كارخانهاش به آنها دسترسی دارد، ولی آیا هر آدم دیگری با پشتكار و تلاش خیامی هم از چنین امتیازات و مواهبی برخوردار بوده تا بتواند رویایی از رویاهای شاهنشاه را برآورده كند!
این دست سؤالات است كه در كتاب بیپاسخ میماند و راوی توضیحی درباره آنها ارائه نمیكند. او تلاش میكند نشان دهد كه شاه به عنوان نوك پیكان پیشرفت و توسعه ایران حامی چنین اتفاقاتی است، ولی فراموش میكند كه ایجاد رفاه به عنوان وظیفه ذاتی شاه مطرح است و تولید خودروی سواری خدمت عجیبی نیست كه بخواهیم به واسطه آن شاه را فردی وطندوست یا علاقهمند به شهروندان ایرانی معرفی كنیم! در واقع این یك آدرس غلط تاریخی است كه به واسطه این كتاب داده میشود و نمیتوان در رد آن سخن گفت، چرا كه كتاب در روند خود طوری پیش میرود که نمایی سفید از تصویر شاه به خواننده میدهد.
همین كه این كتاب از پیكان سخن میگوید اقبال مخاطب را با خود همراه میكند، چون این خودرو در خاطره جمعی بیش از 50 سال از شهروندان ایرانی حضور پررنگی دارد و به همین خاطر كنجكاوی بسیاری برای خواندن آن وجود دارد. از نیمه دوم، كتاب همان هدفی را دنبال میكند كه دیگر كتابهای مرتبط در زمینه تاریخ معاصر (دوره پهلوی دوم) دنبال میكند. خیامی بارها از خدمات محمدرضا پهلوی سخن میگوید و اشتباهات و اشكالات موجود را به اطرافیان حواله میدهد و حتی در بخشی اشاره میكند كه شاه دست خالی و مجبور بوده با افراد تعطیل و پیاده كار كند وگرنه شاه هم به وضعیت كشور راضی نبوده و مطلوبش بهشمار نمیرفته است. برای همین خسته نمیشده، چون حس میكرده در شرایطی قرار دارد كه وقتی شاه شبانهروز برای كشور تلاش میكند او باید بیش از اینها تلاش كند تا بتواند باری از روی دوش شاه مملكت بردارد! او مصادیقی برای نشان دادن فساد در سیستم ارائه میكند كه شاه نقشی در آن نداشته و حتی توانایی تغییر را نیز ندارد، چون انسان مطلوب در سیستم موجود نیست.
سؤال دیگر این است كه خیامی چرا سهم خود را به برادرش واگذار کرده و محصول تلاش بیوقفه خود را رها میكند؟ چه اتفاقی افتاده كه موسس كارخانه آن را بدون دعوا واگذار کرده و دوباره از نو شروع میكند تا باز هم رویای دیگری را برآورده كند؟
در مجموع روایت این كتاب روایتی پرابهام است و در صورتی كه ذهن پرسشگری با این كتاب مواجه نشود روایت را بیچون و چرا میپذیرد و خلأ روایت را نادیده میگیرد! كتابی كه تكهای از پازل تطهیر پهلوی است.
كتاب «پیكان سرنوشت ما» خاطرات موسس كارخانه ایرانخودرو یكی از همان كتابهایی است كه در نهایت قرار است به این نقطه برسد كه بالاتر ذكرش رفت! این كتاب با بهرهگیری از نوشتهها و خاطرات احمد خیامی تصویری از روزگار پهلوی را در ذهن مخاطب میسازد كه فاصله زیادی با واقعیت دارد.
كتاب با هدف روایت كارآفرینان آغاز میشود. یك كارآفرین كه مشغول بازگو كردن تلاشهای شبانهروزیاش برای توسعه خود است. توسعهای كه منجر به تاسیس كارخانهای به نام «ایرانناسیونال» میشود. خیامی در این كتاب از پیشینه خانوادگی خود سخن میگوید و از روزهای سختی كه برای امرار معاش پشتسرگذاشته. او از تنگناهای مالی و خستگیناپذیر بودن خود برای مخاطب حرف زده و این تصویر را تثبیت كرده كه میتوان به موفقیت رسید اگر تلاش كنیم؛ تصویری كه دقیق است و در آموزههای دینی و ملی ما نیز بر آن تاكید شده كه «هركه نان از عمل خویش خورد»، به همین خاطر پیكان سرنوشت ما در بخشهای ابتدایی، شاید باید آن را یكسوم ابتدایی كتاب دانست، در تثبیت تصویر مدنظرش موفق است و خوب جلو میرود حالا زمان مناسبی است كه راوی حرف اصلی را كه این مقدمه را برایش گفته مطرح كند.
خیامی در كتاب از سادهزیستی دفاع میكند و زندگی خود را مصداق سادهزیستی معرفی كرده و در بخشهای مختلف تاكید میكند كه كارگرانش برایش اهمیت بیشتری دارد. هرچند این سؤال بیپاسخ میماند كه او با این حجم از سادهزیستی چگونه قصری مجلل در زعفرانیه فراهم كرده كه هنوز بابت از دست دادنش در روزهای پس از انقلاب افسوس میخورد.
او خود را عامل محقق شدن رویای شاه میداند. رویای ساخت خودروی سواری آن چیزی است كه خیامی خودش را وقفآنكرده و تلاشهای شبانهروزی خود را در مسیر تحقق این رویا معرفی میكند، ولی باز هم این سؤال را پاسخ نمیدهد كه چگونه توانست از امتیازاتی كه دیگران به سختی كسب میكردند و حتی هیات وزیران هم با آن مخالف بودند، بهرهمند شود؟ زمین، آب، وامهای حمایتی و... همه از مواردی است كه خیامی برای راهاندازی كارخانهاش به آنها دسترسی دارد، ولی آیا هر آدم دیگری با پشتكار و تلاش خیامی هم از چنین امتیازات و مواهبی برخوردار بوده تا بتواند رویایی از رویاهای شاهنشاه را برآورده كند!
این دست سؤالات است كه در كتاب بیپاسخ میماند و راوی توضیحی درباره آنها ارائه نمیكند. او تلاش میكند نشان دهد كه شاه به عنوان نوك پیكان پیشرفت و توسعه ایران حامی چنین اتفاقاتی است، ولی فراموش میكند كه ایجاد رفاه به عنوان وظیفه ذاتی شاه مطرح است و تولید خودروی سواری خدمت عجیبی نیست كه بخواهیم به واسطه آن شاه را فردی وطندوست یا علاقهمند به شهروندان ایرانی معرفی كنیم! در واقع این یك آدرس غلط تاریخی است كه به واسطه این كتاب داده میشود و نمیتوان در رد آن سخن گفت، چرا كه كتاب در روند خود طوری پیش میرود که نمایی سفید از تصویر شاه به خواننده میدهد.
همین كه این كتاب از پیكان سخن میگوید اقبال مخاطب را با خود همراه میكند، چون این خودرو در خاطره جمعی بیش از 50 سال از شهروندان ایرانی حضور پررنگی دارد و به همین خاطر كنجكاوی بسیاری برای خواندن آن وجود دارد. از نیمه دوم، كتاب همان هدفی را دنبال میكند كه دیگر كتابهای مرتبط در زمینه تاریخ معاصر (دوره پهلوی دوم) دنبال میكند. خیامی بارها از خدمات محمدرضا پهلوی سخن میگوید و اشتباهات و اشكالات موجود را به اطرافیان حواله میدهد و حتی در بخشی اشاره میكند كه شاه دست خالی و مجبور بوده با افراد تعطیل و پیاده كار كند وگرنه شاه هم به وضعیت كشور راضی نبوده و مطلوبش بهشمار نمیرفته است. برای همین خسته نمیشده، چون حس میكرده در شرایطی قرار دارد كه وقتی شاه شبانهروز برای كشور تلاش میكند او باید بیش از اینها تلاش كند تا بتواند باری از روی دوش شاه مملكت بردارد! او مصادیقی برای نشان دادن فساد در سیستم ارائه میكند كه شاه نقشی در آن نداشته و حتی توانایی تغییر را نیز ندارد، چون انسان مطلوب در سیستم موجود نیست.
سؤال دیگر این است كه خیامی چرا سهم خود را به برادرش واگذار کرده و محصول تلاش بیوقفه خود را رها میكند؟ چه اتفاقی افتاده كه موسس كارخانه آن را بدون دعوا واگذار کرده و دوباره از نو شروع میكند تا باز هم رویای دیگری را برآورده كند؟
در مجموع روایت این كتاب روایتی پرابهام است و در صورتی كه ذهن پرسشگری با این كتاب مواجه نشود روایت را بیچون و چرا میپذیرد و خلأ روایت را نادیده میگیرد! كتابی كه تكهای از پازل تطهیر پهلوی است.
تیتر خبرها




