بررسی زمینههای حقوقی موجود برای پیگیری بینالمللی جنایت آمریکا در ترور سردار سلیمانی
حق دادخواهی برای ترور بزرگ
حقوق بینالملل در زمان جنگ، كشتن فرماندهان و سربازان دشمن را در چارچوبی قانونی مجاز میداند، اما در دوران صلح به هیچوجه چنین مجوزی وجود ندارد. در چنین شرایطی این سؤال پیش میآید كه اقدام جنایتكارانه آمریكا در ترور سپهبد شهید حاجقاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با كدام قانون بینالمللی مطابقت دارد و اگر مغایر قوانین بینالمللی است چرا هیچ صدایی از سوی نهادهای بینالمللی بلند نمیشود. پرسش دیگر اینكه علاوه بر حمله موشكی ایران به پایگاه عینالاسد كه در قالب ماده 51 منشور ملل متحد و دفاع مشروع صورت گرفت به لحاظ حقوقی چه اقداماتی میتوان علیه اقدام تروریستی دولت آمریكا در عرصه بینالملل انجام داد.
نگاهی به روابط ایران و آمریكا در شرایط فعلی و مطابقت آن با موازین بینالمللی نشان میدهد كه گرچه روابط دو كشور در تیرهترین وضع خود در 40 سال گذشته قرار دارد اما قبل از ترور سردار سلیمانی، هیچ درگیری مسلحانهای میان دو كشور وجود نداشته است؛ بنابراین، شرایط را نمیتوان شرایط جنگی دانست و بنابراین هدف قراردادن فرماندهان نظامی ایران و عراق را به هیچوجه نمیتوان به عنوان «هدف و اقدام مشروع نظامی» توصیف و توجیه كرد.
برخی مقامات آمریكایی، ترور سردار سلیمانی را دفاع مشروع در قالب ماده 51 منشور ملل متحد عنوان كردهاند، اما این در حالی است كه به موجب ماده 51 منشور سازمان ملل متحد و رویه دیوان بینالمللی دادگستری، دفاع مشروع باید در پاسخ به «حملهای مسلحانه» باشد كه در قضیه مورد بحث وجود ندارد.
بر همین اساس دونالد ترامپ در چند مقطع با طرح ادعاهایی مبنی بر اینكه سردار سلیمانی در حال برنامهریزی برای حمله به اهداف آمریكاییها بود تلاش كرد دكترینهای «دفاع مشروع پیشگیرانه یا پیشدستانه» را دستاویز قرار دهد. وی در مصاحبهای در همین ارتباط گفته بود: ایران در حال برنامهریزی یك حمله گسترده بود و میتوانم فاش كنم كه قاسم سلیمانی، احتمالا قصد حمله به چهار سفارتخانه آمریكا از جمله سفارتمان در بغداد را داشت.
اما این موضعگیری ترامپ نیز به دلایل مختلف از نظر حقوقی، بیپایه و اساس است چرا كه اولا دكترین دفاع مشروع پیشگیرانه، دكترین مغایر با منشور ملل متحد است كه آمریكا در حمله سال 2003 خود به عراق تلاش كرد از آن استفاده كند، اما با عدم پذیرش جامعه بینالمللی روبهرو شد و اكثریت قریب به اتفاق حقوقدانان آن حمله را مغایر با منشور و حقوق بینالملل در نظر گرفتند.
ثانیا اینكه برای استناد به دكترین دفاع مشروع پیشدستانه، باید وجود حمله مسلحانه «فوریوقریبالوقوع» از سوی دولت مدعی دفاع اعلام و اثبات شود. این در حالی است كه به جز ادعاهای ترامپ، هیچ سند و مدركی از سوی مقامات آمریكایی ارائه نشده و حتی مارك اسپر، وزیر دفاع آمریكا در گفتوگوی خود با شبكه خبری سیبیاس كه ۲۲ دی پخش شد اعلام كرد پنتاگون سند و مدرك مشخصی درباره برنامه نظامی قاسم سلیمانی علیه آمریكا در اختیار ندارد.
حتی جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریكا نیز در توییتر نوشت كه آمریكا از مدتها پیش برای این عملیات تدارك میدیده و این نشان میدهد ادعای ترامپ مبنی بر اینكه ترور سردار سلیمانی به دلیل تلاش او برای حمله به اهداف آمریكایی صورت گرفته، مبنایی ندارد.
عمل متخلفانه بینالمللی
بنابراین كاملا مشخص است حمله جنایتكارانه آمریكا به فرماندهان نظامی ایران و عراق در 13دیماه، فاقد توجیه حقوقی بینالمللی بوده و به عنوان یك عمل متخلفانه بینالمللی قلمداد میشود. براساس قواعد حقوق بینالملل، حمله 13دیماه آمریكا به كاروان فرماندهان نظامی ایران و عراق را باید یك «توسل به زور» مغایر منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل عرفی دانست. بند 2 ماده 4 منشور به صراحت هرگونه توسل به زور علیه حاكمیت، تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و مغایر با اهداف منشور را ممنوع كرده است. در چنین شرایطی، ایران حق دارد از ماده 51 منشور ملل متحد برای دفاع مشروع علیه آمریكا استفاده كند كه بر اساس اعلام مقامات كشورمان، حمله به پایگاه نظامی آمریكا در عراق، در چارچوب همین ماده انجام شد. علاوه بر اقدام نظامی كه حق مشروع جمهوری اسلامی ایران بر اساس قوانین بینالمللی است و در قالب انتقام سخت از آن یاد میشود، بعد دیگر ماجرا پیگیری اقدام تروریستی آمریكا در عرصه بینالمللی به لحاظ حقوقی و سیاسی است.
اقدامات انجام شده
بخشی از این ماجرا بهعهده دستگاه قضایی كشورمان است. در همین راستا حجتالاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی، رئیس قوهقضاییه كشورمان در تماس تلفنی با فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضایی عراق بر پیگرد حقوقی و همهجانبه جنایت آمریكاییها در ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس تأكید كرد. رئیسی همچنین در اظهارنظری با بیان اینكه جوانب حقوقی و قضایی این جنایت دنبال میشود گفت: در گفتوگویی كه با رئیس دادگاه عالی عراق داشتم، روشن شد كه انگیزه بالایی برای پیگیری این موضوع دارند و از همان ابتدا برنامهریزیهای لازم را در این زمینه داشتهاند. ما هم كار را از طریق مجامع بینالمللی دنبال میكنیم و دیر یا زود با قاتلان حاج قاسم ملاقات خواهیم كرد، اما نه برای مذاكره و گفتوگو بلكه برای محاكمه و كیفر.
اما بخش عمدهای از این ماجرا نیز بر عهده وزارت خارجه كشورمان است و دادستان كل كشور چندی قبل با تاكید بر اینكه ترور سردار سلیمانی قابل تعقیب است، گفت: به وزیر خارجه نامه دادیم تا ترور شهید سلیمانی از نظر حقوق بینالملل پیگیری شود.
عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه كشورمان هم به اقدامات بینالمللی در این زمینه اشاره كرد و گفت: اولین اقدام بینالمللی ما ارسال نامه به سازمان ملل و شكایت با عنوان عملكرد تروریستی آمریكا بود كه آن را به سازمان ملل به صورت قانونی و مكتوب گوشزد كرده و پیگیر دریافت پاسخ هستیم. همچنین با همكاری قوهقضاییه شكایتی را جهت متهم كردن آمران و عاملان این حمله وحشیانه تروریستی انجام دادیم كه در زمان خود جزئیات آن را اطلاعرسانی خواهیم كرد. حقوقدانان معتقدند علاوه بر چنین اقداماتی، میتوان در ابعادی گسترده اقدام تروریستی آمریكا در جنایت اخیر را پیگیری كرد.
شهادت بیش از 17هزار ایرانی در جنایات تروریستی
ترورهای بعد از انقلاب، یکی دو روز بعد از 22 بهمن شروع شد؛ وقتی در تبریز، گنبد و چند شهر دیگر آشوبهایی به پا شد و مردم کوچه و بازار در خون غلتیدند. از آن روز تا حالا هزاران نفر در این ترورها کشته شدهاند و این باعث شده ایران یکی از رکوردداران قربانیان تروریسم در دنیا باشد. از اول انقلاب تاکنون بیش از 17 هزار نفر در ایران در اقدامات تروریستی به شهادت رسیدهاند که از میان آنها حدود 200 نفر از مدیران و مسوولان بودهاند و بقیه مردم عادی هستند. 12 هزار نفر از شهدای حوادث تروریستی، قربانی جنایات گروهک منافقین بودهاند. گروهک تروریستی پژاک در غرب کشور هم تاکنون بیش از 300 نفر را به شهادت رسانده است. همان طور که گفته شد بخش عمده ترورها به وسیله گروهک تروریستی منافقین که بازوی اصلی ترور و تحت حمایت نیروهای خارجی است انجام شده است. انفجار دفتر نخستوزیری و شهادت محمدعلی رجایی رئیسجمهور و محمدجواد باهنر نخستوزیر، انفجار دفتر حزب جمهوری و شهادت آیتا... بهشتی و هفت نفر از مسوولان قوای اجرایی و تقنینی، سوءقصد نافرجام به حضرت آیتا... خامنهای، ترور آیتا... علی قدوسی دادستان کل کشور و به شهادت رساندن جمع زیادی از مردم بی گناه ایران در ابتدای انقلاب و همچنین ترور شهید سپهبد صیاد شیرازی جانشین ریاست ستادکل و اسدا... لاجوردی دادستان سابق انقلاب تهران بخشهایی از کارنامه ننگین این گروه تروریستی است. علاوه بر منافقین، جریانهای تروریستی تجزیهطلب و گروهکهای تکفیری هم در گوشه و کنار ایران به ویژه در مرزهای غربی و شرقی کشور دست اندرکار ترورند. گروهکهای تجزیهطلب کرد و جریان تکفیری در خوزستان و بخشهای شرقی به طور خاص مرز مشترک با پاکستان ضمن بهرهمندی از تبلیغات رسانهای کشورهای عربی به خصوص عربستان همواره بر طبل تفرقه و نفرت میکوبند. سربرآوردن گروهکهای تروریستی چون جندا...، جیشالعدل و ... نمونههایی از این جریانهای تروریستی هستند که از حمایت گروههای اپوزیسیون و دولتهای غربی بهویژه آمریکا برخوردارند. شهادت سردار نورعلی شوشتری، فرمانده قرارگاه قدس زاهدان و 40 نفر دیگر در 26 مهر 88 با عملیات تروریستی گروهک ریگی از جمله این اقدامات است. رژیم صهیونیستی هم به عنوان یکی از بزرگ ترین حامیان تروریسم دولتی نقشهها و طرحهای متعددی را برای ترور شخصیتهای ایرانی اجرا کرده است. ترور چند نفر از دانشمندان هستهای کشورمان در سالهای گذشته از جمله این اقدامات است.
آخرین حلقه این ترورها تا امروز شهادت سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی بود که با دستور مستقیم دونالد ترامپ انجام شد.
وظایف نهادها در پیگیری
ترور سردار سلیمانی
مسعود اخوان فرد/ حقوقدان
در شرایطی بهسر میبریم كه برخی مفاهیم بهطور وارونه به مخاطب ارائه میشود و جنگ نرمی كه امپراتور رسانهای غرب و مشخصا آمریكا انجام میدهد، در این راستا قابل تحلیل است. آنها ترور را به كشورهایی كه در مسیر مقاومت قرار دارند منتسب كرده و برعكس برای خود حقوقی قائل هستند. درعینحال امروز با حقوق بینالمللی مقاومت مواجه هستیم كه تفسیر جدیدی از مناسبات حقوق بینالمللی با كاركرد و منطق صحیح مقاومت ارائه میکند. بر همین اساس و در برابر ترور سردار سلیمانی میتوانیم از طریق سازمان ملل و بخشهای مختلف آن، مجامع حقوقی تحت نظر این سازمان، همچنین اتحادیههای منطقهای نظیر كنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد و هرگونه همكاری بینالمللی كه در این راستا قابل تصور است، اقداماتی داشته باشیم. هر چند سابقه چندان روشن و مثبتی از فعالیت این سازمانها وجود ندارد، اما حداقل فایده استفاده از آنها این است كه میزان كارآمدیشان مشخص میشود. در همین زمینه در عرصه داخلی میتوانیم برای قوای سهگانه و برخی وزارتخانهها و نهادهای داخلی نیز تعریفی داشته باشیم. از جمله وزارت خارجه میتواند بهعنوان یك موضوع مطالبهگرانه از تمامی سفارتخانههای ایران در خارج كشور بخواهد این موضوع را روی میز خود قرار داده و بهعنوان مطالبه دیپلماتیك خود از كشورها مطرح كنند. مركز امور حقوقی و بینالمللی ریاست جمهوری نیز براساس اساسنامه خود میتواند در محاكم بینالمللی طرح دعوی كند، همچنین میتوان از كشورهایی كه حوزه فعالیت خود را به تعبیری جهانی میدانند مانند بلژیك و اسپانیا و... كه با طرف آمریكایی ارتباط مشخصی دارند، درخواست كنیم، اموالی از آمریكا را در آنجا شناسایی و توقیف كنند. در ضمن قوه قضاییه نیز میتواند بهعنوان مدعیالعموم در مقابل اینگونه دشمنیها در محاكم داخلی اعاده دعوی كند. همچنین میتوانیم به سمت تشكیل اتحادیه حقوقی ــ قضایی در جبهه مقاومت برویم كه اقدامات خود را با هماهنگی دقیقتر و وسیعتر انجام دهیم.
امکان طرح شکایت در شورای حقوق بشر
و مجمع عمومی سازمان ملل
خیرا... پروین/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران
تروریستی بودن عملیات آمریکا در ماجرای شهادت سردار سلیمانی آنقدر واضح و روشن است که به نظرم هیچ چیز پیچیده و مخفی در آن وجود ندارد. اگرچه این حادثه جوانب بسیار مختلفی دارد، اما تجاوز به حاکمیت یک کشور دیگر، قتل یک فرد و گرفتن حق حیات یک شخص و همه اینها در حقوق بینالملل و دیگر جنبههای حقوق بشری کاملا روشن است. حاکمیت کشورها یک حاکمیت برابر است و هیچ کشوری حق دخالت در امور کشور دیگری را ندارد، حالا هر چند متاسفانه حقوق بینالملل به رغم اینکه ادعای برابری دارد، مبتنی بر نابرابری است و آنچه موجب شده آمریکا این تجاوزات را انجام دهد، آن نابرابری است که در شورای امنیت سازمان ملل وجود دارد، به لحاظ عضویت دائمش و حق وتویی که از آن برخوردار است و امثال اینها که موجب شده، قلدری را پیشه خودش قرار دهد. رئیسجمهور یک کشور دستور میدهد فردی را که مهمان کشور دیگری است و با گذرنامه رسمی وارد فرودگاه آن کشور شده به شهادت برسانند! آن هم فردی که مشهور است و سمت رسمی دارد و همه دنیا او را در این سمت به رسمیت شناخته اند و چیز پنهانی نیست؛ لذا وقتی دست به چنین اقدامی میزند، یعنی صلح و امنیت جهانی را به خطر میاندازد. برای همین وظیفه شورای امنیت و سازمان ملل بود که در این رابطه اقدام کنند که متاسفانه تاکنون هیچ اقدامی انجام نشده است. به هر حال جمهوری اسلامی باید در این رابطه اقدام لازم را انجام دهد و فعالیتهای خودش را دو چندان کند و به هر صورت که شده افکار عمومی جهان را نسبت به ابعاد چنین تروری مطلع کند؛ به ویژه کشورهایی که مدعی هستند باید اقداماتشان در چارچوب حقوق بینالملل باشد.بنابراین باید کشورهای مدعی حقوق بشر را در یک وضعی قرار داد که متوجه باشند به هر ترتیب اتفاق سادهای رخ نداده و یک جنایت روی داده است. در ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر بر حق حیات تاکید شده است. از این رو، سلب حیات یا کشتار فراقانونی نقض موازین حقوق بینالملل تلقی میشود و طبق این ماده نمیتوان بدون حکم قانون یا خارج از چارچوب حقوقی حق حیات افراد را سلب کرد. از جمله دیگر ظرفیتهای حقوقی ایران در راستای پیگیری ترور سردار سلیمانی میتوان به امکان طرح شکایت در شورای حقوق بشر و مجمع عمومی و درخواست محکومیت ارتکاب ترورهای هدفمند، انعکاس موضوع به کمیته بینالمللی صلیب سرخ به دلیل نقض قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی و تنظیم دادخواست و شکایت در دادگاهها و مراجع قضایی داخلی از طریق قوه قضاییه و دادستان کل کشور به عنوان مدعیالعموم اشاره کرد.
در پیگیری پرونده ترور سردار سلیمانی كوتاهی نكنیم
سیدمحمدجواد هاشمینژاد دبیركل بنیاد هابیلیان
ترور مفهوم مشخص و دقیقی كه همه دولتها روی آن توافق كرده باشند ندارد، زیرا قدرتهای بزرگ و بهویژه دولتهای استکباری برای پیشبرد اهداف سیاسی خود از ترور استفاده میكنند و به همین دلیل هیچگاه حاضر نشدند برای این مفهوم دنبال یك واژه جهانی باشند. در این ارتباط نمایندگان سنای آمریكا بارها لایحهای را در مورد ارائه تعریف واحد از ترور به سنا بردند كه البته در هر دورهای كه لایحه ارائه شد آنها اعلام كردند اگر چنین مفهومی از ترور تصویب شود، خودمان مصداق آن هستیم، به همین دلیل این لایحه از دستور كار سنا خارج شد. در هر صورت میتوان گفت استفاده از زور و سلاح برای پیشبرد اهداف سیاسی ترور نام دارد، اما هیچ دولتی در مورد مفهوم خاصی در این زمینه تمركز نكرده است، آمریكا و اسرائیل این لفظ را در مورد دولتهای مخاطب خود بهكار میبرند كه البته ضابطهمند نبوده و اهداف سیاسی دارد، بنابراین در جاهایی كه ترور به شكل خاصی نیز انجام میشود بهدلیل نبود تعریف واحد با مشكل مواجه میشویم. در صورتی كه با توافق دولتها در مورد مفهوم ترور میتوان موضوع را بهصورت قانونمندتر پیگیر شد. جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب تاكنون هدف اقدامات تروریستی مستقیم یا غیرمستقیم از سوی قدرتهای جهانی بوده است. آخرین نمونه آن نیز ترور سردار سلیمانی بود كه باید پیگیریهای حقوقی را ـ هر چند كه زمانبر است ـ انجام داده و اجازه فراموشی این موضوع را ندهیم. حتی میتوانیم در مورد ترورهای قبلی نیز از جمله ترور دانشمندان هستهای كشورمان، پروندههای متعددی را باز كنیم. در مورد پیگیری ترورهای قبلی كوتاهیهایی صورت گرفته كه امیدواریم جبران شود و در مورد پرونده ترور سردار سلیمانی شاهد چنین رویكردی نباشیم.




