«عصر جدید » بهترین برنامه استعدادیابی 98
پیش به سوی ستــاره شدن
فاطمه ترکاشوند / روزنامهنگار
كمتر برنامهای در صداوسیما ساخته شده كه به اندازه «عصر جدید» نیازی به معرفی نداشته باشد. بیایید مستقیم برویم سر اصل بحث!
«موفقیت» تلنتشوها یا همان برنامههای تلویزیونی استعدادیابی را باید در دایره مخاطبان هدف خودشان جستوجو كرد و سنجید. این یعنی به جای آن كه بپرسیم «یك مسابقه استعدادیابی چقدر در جذب مخاطب برای تلویزیون موفق بوده است؟» باید بپرسیم «یك مسابقه استعدادیابی چقدر در جلب نظر مخاطب هدف خود موثر عمل كرده است؟»
حالا این مقدمه را بگذارید كنار این ویژگی ذاتی برنامههای استعدادیابی كه اگر مخاطب هدفشان بهطور بالقوه عامتر باشد، طبیعتا از ظرفیت بالاتری برای جذب مخاطب به تماشای یك برنامه تلویزیونی برخوردار خواهند بود.
از همین جا مكتومترین راز موفقیت عصر جدید برملا میشود. این مسابقه استعدادیابی روی گستردهترین مخاطب هدف برنامهریزی كرده است، اما استعداد در هر زمینهای محدوده و شاخصههای مختص به خود را دارد. كدام استعدادیابی است كه بتواند هر مخاطبی
از هر سن و جنس و خاستگاه شغلی و علاقه را
جلب كند؟
نكته این جاست كه لازمه هدف گرفتن عامترین مخاطب، ارائه عامترین معنا از «استعداد» است. بنابراین لازم نیست خیلی سخت بگیریم. هر حركت محیرالعقولی كه بتواند توجه مخاطب را به خود جلب كند، میتواند در این معنا از استعداد، یافته شود و «توجه» این جا میتواند از جنس برانگیختن تعجب، گریاندن، خنداندن، هیجاندن و هر تاثیر عام دیگری در مخاطب باشد. اما در این معنا، تكلیف معیار رقابت چه میشود وقتی كه نمیتوان معیاری برای تعیین صددرصدی این تاثیرات حسی بر مخاطب پیدا كرد؟
اصل مساله خود همین «رقابت» است. اساسا پایه جذابیت ژانر تلنتشوها را همین مساله میسازد چون مخاطب چه عام و چه خاص، از تماشای رقابت افراد با هم و انتظار این كه كدامیك پیروز از میدان خارج میشود،
لذت میبرد. در واقع اگر میشد با همدیگر تعارف نداشته باشیم، باید اسم این ژانر را با توجه به ظرفیتهای مسابقههای تلویزیونی، نه «استعدادیابی» كه «رقابتسازی» میگذاشتیم. پس اگر اصل اساسی، جذابیت رقابت باشد، آیا داوری به یك اسباببازی كودكانه در میان شركتكنندهها تبدیل نمیشود؟
نباید آنقدر سخت بگیرید! «داوری» یعنی سختگیری، اما شما نباید فراموش كنید كه پای یك برنامه تلویزیونی نشستهاید كه وظیفه اول و آخرش سرگرم كردن مخاطب است، حتی اگر آن را با عنوان پرطمطراق استعدادیابی كمی متشخص كرده باشد. بنابراین قبل از این كه بزنید شبكه سه، بخش فیلسوف درونتان را كه به سختگیری تحریكتان میكند، خاموش كنید. یك بالش برای لمیدن روی زمین و یك ظرف تخمه میتواند به عبور از «فیلسوف درون»
كمك كند. آیا این عبور لزوما اتفاق مثبتی است؟
لزوما اتفاق منفیای هم نیست. «عامشدگی» یا «خود را به عامیت زدن» میتواند گهگداری به فلاسفه كمك كند كه علت برخی انواع «موفقیت» را كه به نظرشان عجیب یا شرمآور میآید، بهتر درك كنند و به جای برخورد از بالا به پایین با مصادیق واژه «عامی»، راهی درست برای گفتوگو با عوام و بركشیدن سلیقه آنها به سطح مطلوب بیابند. آیا اصلا نیازی بود این وضعیت را تست كنیم؟
بستگی دارد عصر جدید را برنامهای «برای» وضع فعلی بدانیم یا برنامهای «برآمده» از آن؛ اگر تحلیلتان حول واژه اول باشد احتمالا آن را یك انحطاط خواهید خواند اما اگر دومی را منطقیتر بدانید، بیشتر با موفقیت این برنامه كنار خواهید آمد. عصر جدید این شانس را داشت كه اولین برنامه برآمده از یك وضعیت اجتماعی ــ فرهنگی خاص باشد و پاسخ مثبتی را هم از آن وضع دریافت كرد كه این كنش و واكنش مثبت را میتوان موفقیت نامید.
ستارهساز
شبكه: سوم سیما
مجری: محمدرضا احمدی
داوران: خداداد عزیزی، فیروز كریمی و مجتبی جباری و ادموند بزیك
مهمترین مولفه موفقیت ستارهساز را باید «فوتبالی» بودن آن دانست؛ آن هم فوتبالی بودن برای مخاطبی كه روی «پسران نوجوان» متمركز شده است. این دو مولفه در كنار هم میتواند هم مخاطب وسیعی را جذب كند و هم به شكل تخصصی از میان آنان استعدادهایی را به فوتبال كشور معرفی کند. با این حال با نگاهی به این ظرفیت قوی متوجه خواهیم شد كه برنامهساز انگار تنها به استفاده از بخشهای کمی از نیروی این باتری بسنده كرده و نتوانسته همه ظرفیت موجود را فعال سازد.
میدون
شبكه : سوم سیما
مجری: ------------
داوران: علیرضا نبی، پرویز كرمی، امیرحسین اسدی و مینا مهرنوش و علیرضا یونچی
برنامهریزیشدهترین برنامه استعدادیابی كه عمده موفقیتش را مرهون توجهاش به نیازها و ضرورتهای وضع اقتصادی كنونی كشور است. همه ما ایرانیها امروز میدانیم كه كشور تا چه اندازه به كار، تولید، رویكردهای نوین كارآفرینانه و استفاده حداكثری از امكانات جدید كسبوكار نیازمند است اما «میدون» از این مقدار فراتر رفته و با پل زدن بین دانشگاه، فضای واقعی كسبوكار و برنامهسازی تلویزیونی موفق شده استانداردهای تولید تلنتشوها را هم تا حدود خوبی ارتقا دهد.
اسرا
شبكه: قرآن
مجری: سیدوحید مرتضوی
داوران: علیاكبر ملكشاهی، حامد ولیزاده و مهدی غلامنژاد
یك دهه پیش وقتی شبكه قرآن مسابقات استعدادیابی در زمینه قرائت قرآن را آغاز كرد، شاید هنوز چندان اثری از توجه به اینگونه برنامهسازی در تلویزیون وجود نداشت. «اسرا» بیسروصدا جلو رفت و حالا بیوقفه به سری دهم خود رسیده است. مهمترین مولفه موفقیت این برنامه را هم باید در همین پایایی به دور از جنجال جستوجو كرد؛ مولفهای كه ارتباط برنامه را با مخاطب هدف خود، پایدار و مستحكم و تداوم و جذابیت آن را تضمین كرده است. «اسرا» مخاطبی را برای تلویزیون زنده كرده است كه شاید در نگاه عمومی، مورد غفلت یا تغافل قرار گرفته باشد .
«موفقیت» تلنتشوها یا همان برنامههای تلویزیونی استعدادیابی را باید در دایره مخاطبان هدف خودشان جستوجو كرد و سنجید. این یعنی به جای آن كه بپرسیم «یك مسابقه استعدادیابی چقدر در جذب مخاطب برای تلویزیون موفق بوده است؟» باید بپرسیم «یك مسابقه استعدادیابی چقدر در جلب نظر مخاطب هدف خود موثر عمل كرده است؟»
حالا این مقدمه را بگذارید كنار این ویژگی ذاتی برنامههای استعدادیابی كه اگر مخاطب هدفشان بهطور بالقوه عامتر باشد، طبیعتا از ظرفیت بالاتری برای جذب مخاطب به تماشای یك برنامه تلویزیونی برخوردار خواهند بود.
از همین جا مكتومترین راز موفقیت عصر جدید برملا میشود. این مسابقه استعدادیابی روی گستردهترین مخاطب هدف برنامهریزی كرده است، اما استعداد در هر زمینهای محدوده و شاخصههای مختص به خود را دارد. كدام استعدادیابی است كه بتواند هر مخاطبی
از هر سن و جنس و خاستگاه شغلی و علاقه را
جلب كند؟
نكته این جاست كه لازمه هدف گرفتن عامترین مخاطب، ارائه عامترین معنا از «استعداد» است. بنابراین لازم نیست خیلی سخت بگیریم. هر حركت محیرالعقولی كه بتواند توجه مخاطب را به خود جلب كند، میتواند در این معنا از استعداد، یافته شود و «توجه» این جا میتواند از جنس برانگیختن تعجب، گریاندن، خنداندن، هیجاندن و هر تاثیر عام دیگری در مخاطب باشد. اما در این معنا، تكلیف معیار رقابت چه میشود وقتی كه نمیتوان معیاری برای تعیین صددرصدی این تاثیرات حسی بر مخاطب پیدا كرد؟
اصل مساله خود همین «رقابت» است. اساسا پایه جذابیت ژانر تلنتشوها را همین مساله میسازد چون مخاطب چه عام و چه خاص، از تماشای رقابت افراد با هم و انتظار این كه كدامیك پیروز از میدان خارج میشود،
لذت میبرد. در واقع اگر میشد با همدیگر تعارف نداشته باشیم، باید اسم این ژانر را با توجه به ظرفیتهای مسابقههای تلویزیونی، نه «استعدادیابی» كه «رقابتسازی» میگذاشتیم. پس اگر اصل اساسی، جذابیت رقابت باشد، آیا داوری به یك اسباببازی كودكانه در میان شركتكنندهها تبدیل نمیشود؟
نباید آنقدر سخت بگیرید! «داوری» یعنی سختگیری، اما شما نباید فراموش كنید كه پای یك برنامه تلویزیونی نشستهاید كه وظیفه اول و آخرش سرگرم كردن مخاطب است، حتی اگر آن را با عنوان پرطمطراق استعدادیابی كمی متشخص كرده باشد. بنابراین قبل از این كه بزنید شبكه سه، بخش فیلسوف درونتان را كه به سختگیری تحریكتان میكند، خاموش كنید. یك بالش برای لمیدن روی زمین و یك ظرف تخمه میتواند به عبور از «فیلسوف درون»
كمك كند. آیا این عبور لزوما اتفاق مثبتی است؟
لزوما اتفاق منفیای هم نیست. «عامشدگی» یا «خود را به عامیت زدن» میتواند گهگداری به فلاسفه كمك كند كه علت برخی انواع «موفقیت» را كه به نظرشان عجیب یا شرمآور میآید، بهتر درك كنند و به جای برخورد از بالا به پایین با مصادیق واژه «عامی»، راهی درست برای گفتوگو با عوام و بركشیدن سلیقه آنها به سطح مطلوب بیابند. آیا اصلا نیازی بود این وضعیت را تست كنیم؟
بستگی دارد عصر جدید را برنامهای «برای» وضع فعلی بدانیم یا برنامهای «برآمده» از آن؛ اگر تحلیلتان حول واژه اول باشد احتمالا آن را یك انحطاط خواهید خواند اما اگر دومی را منطقیتر بدانید، بیشتر با موفقیت این برنامه كنار خواهید آمد. عصر جدید این شانس را داشت كه اولین برنامه برآمده از یك وضعیت اجتماعی ــ فرهنگی خاص باشد و پاسخ مثبتی را هم از آن وضع دریافت كرد كه این كنش و واكنش مثبت را میتوان موفقیت نامید.
ستارهساز
شبكه: سوم سیما
مجری: محمدرضا احمدی
داوران: خداداد عزیزی، فیروز كریمی و مجتبی جباری و ادموند بزیك
مهمترین مولفه موفقیت ستارهساز را باید «فوتبالی» بودن آن دانست؛ آن هم فوتبالی بودن برای مخاطبی كه روی «پسران نوجوان» متمركز شده است. این دو مولفه در كنار هم میتواند هم مخاطب وسیعی را جذب كند و هم به شكل تخصصی از میان آنان استعدادهایی را به فوتبال كشور معرفی کند. با این حال با نگاهی به این ظرفیت قوی متوجه خواهیم شد كه برنامهساز انگار تنها به استفاده از بخشهای کمی از نیروی این باتری بسنده كرده و نتوانسته همه ظرفیت موجود را فعال سازد.
میدون
شبكه : سوم سیما
مجری: ------------
داوران: علیرضا نبی، پرویز كرمی، امیرحسین اسدی و مینا مهرنوش و علیرضا یونچی
برنامهریزیشدهترین برنامه استعدادیابی كه عمده موفقیتش را مرهون توجهاش به نیازها و ضرورتهای وضع اقتصادی كنونی كشور است. همه ما ایرانیها امروز میدانیم كه كشور تا چه اندازه به كار، تولید، رویكردهای نوین كارآفرینانه و استفاده حداكثری از امكانات جدید كسبوكار نیازمند است اما «میدون» از این مقدار فراتر رفته و با پل زدن بین دانشگاه، فضای واقعی كسبوكار و برنامهسازی تلویزیونی موفق شده استانداردهای تولید تلنتشوها را هم تا حدود خوبی ارتقا دهد.
اسرا
شبكه: قرآن
مجری: سیدوحید مرتضوی
داوران: علیاكبر ملكشاهی، حامد ولیزاده و مهدی غلامنژاد
یك دهه پیش وقتی شبكه قرآن مسابقات استعدادیابی در زمینه قرائت قرآن را آغاز كرد، شاید هنوز چندان اثری از توجه به اینگونه برنامهسازی در تلویزیون وجود نداشت. «اسرا» بیسروصدا جلو رفت و حالا بیوقفه به سری دهم خود رسیده است. مهمترین مولفه موفقیت این برنامه را هم باید در همین پایایی به دور از جنجال جستوجو كرد؛ مولفهای كه ارتباط برنامه را با مخاطب هدف خود، پایدار و مستحكم و تداوم و جذابیت آن را تضمین كرده است. «اسرا» مخاطبی را برای تلویزیون زنده كرده است كه شاید در نگاه عمومی، مورد غفلت یا تغافل قرار گرفته باشد .




