نسخه Pdf

من و دوستان غولم

من و دوستان غولم

آزاده جهان احمدی / مدرس دانشگاه

  مبل‌های خانه ما در زمان كودكی من مبل استیلی بودند كه تاجی از چوب گردو داشتند. تاج آنها دو حفره داشت كه من آنها را مثل چشم می‌دیدم. مبل‌ها برای من غول‌هایی در خدمتم بودند. هر چه دستور می‌دادم اجرا می‌كردند. اگر یكی از آنها نافرمانی می‌كرد بقیه غول‌ها او را تنبیه می‌كردند. هیچ‌كس از بازی و گفت‌وگوی خیالی من با دوستان غولم كه در واقع مبل‌های پذیرایی منزلمان بودند خبر نداشت. راستش را بخواهید هنوز هم خبر ندارند و این اولین مرتبه‌ای است كه من پرده از این خیالپردازی كودكانه بر می‌دارم.
 عالم بچگی بود و خیالپردازی‌هایش. این روابط خیالی با من ماندند تا این‌كه دو سه سال بعد مادرم برای من یك مجموعه از داستان‌های هزار و یك شب را خرید. كتاب داستان مصور بود و مملو از قصه‌هایی كه در فضایی خیالپردازانه یا همان فانتزی مصطلح جریان داشتند. دیو و پری و علاءالدین و غول چراغ جادو و كلی داستان دیگر قوه خیال را مانند پرنده‌ای سبكبار به سرزمین‌های ناكجا آباد می‌برد و گاهی هم در همان عالم بچگی یك ترس مرموز زیر پوست كودكی‌ات تزریق می‌كرد.
اینجا باید در كنار هم یك قدم بر داریم و به این پرسش پاسخ دهیم كه این داستان فانتزی چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ ما اصلا به چه نوع داستانی می‌توانیم فانتزی اطلاق كنیم؟
 نیاز عمیق انسان، چه در اعصار گذشته و چه در دنیای نو، به خیالپردازی و بیان آرزوهای دست‌نیافتنی انكارناپذیر است. انسان، همیشه با استفاده از نیروی خیال به خلق موقعیت‌های غیر‌حقیقی و دلخواهی پرداخته است كه در آنها از محدودیت و اضطراب دنیای واقعی نشانی نباشد. انسان عصر كهن برای آرامش، به اسطوره‌ها، حماسه‌ها، افسانه‌ها و قصه‌ها پناه می‌برد و انسان عصر مدرن، آرزوهای دور و دراز خود را در قالب فانتزی عیان می‌كند. فانتزی، تخیلی‌ترین گونه داستانی است. در فانتزی، نویسندگان با گذر از جهان واقع و نقض قوانین و چارچوب‌های جاری و دست و پاگیر آن، جهانی ثانوی با قواعد نو خلق می‌كنند. جهانی كه مملو از عناصر و حوادث شگفت‌انگیز، موجودات خارق‌العاده و فضایی خیالی است. فانتزی‌نویسان در این آثار به اكتشاف در آن سوی تجربه‌ها می‌اندیشند و در تلاش‌اند با ایجاد حیرت و شگفتی، انسان محاط در عالم علم و خرد را در سرزمین داستان به آرزوهای ناممكن خود برسانند.
پس در واقع «فانتزی» گونه‌ای در ادبیات است كه عناصر غیر‌واقعی و خیالی در آن به عنوان درونمایه اصلی داستان استفاده می‌شود. گویی كه این موجودات، قوانین و ساختار‌های خیالی، واقعیت دارند و اساس داستان با این پیش فرض، شكل می‌گیرد. این گونه ادبی حدود دو قرن پیش، هنگامی كه پایه‌های دنیای نو نهادینه گردید، در غرب متولد شد. نیاز روانی انسان مدرن، محصور در عصر خرد و علم، به دنیایی بی‌دغدغه و آرام، او را واداشت كه این بار، تخیل شگفت خود را در كالبدی نو  ـ یعنی فانتزی ـ زنده كند.
نخستین فانتزی‌ها در غرب، در قرن نوزدهم، در بریتانیای عصر ویكتوریا خلق شدند. با گذر زمان و فراهم شدن زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی در دیگر كشورها همچون آمریكا، ایتالیا، فرانسه، سوئد و آلمان نیز فانتزی‌های ارزشمندی به نگارش در آمدند.
حالا باید قدمی دیگر برداریم و ببینیم كه ادبیات داستانی ایران در این نوع ادبی چه داشته تاریخی دارد.
اگر بخواهم با نگاهی منصفانه به موضوع این یادداشت نگاه كنم باید بگویم ایرانِ ما فارغ از ادعاهای ناسیونالیستی افراطی، پیشینه فرهنگی جدی و غیر قابل اغماضی دارد كه هر سمت و سویی از فرهنگ را كه بگیریم به ریشه‌ها و پیشینه بومی مهمی می‌رسیم. خاصه در ادبیات كه در بسیاری از جهات یكه‌تاز بلامنازع هستیم. اما در عین حال هم باید توجه داشت كه ادبیات داستانی ژانر یا گونه‌های متعدد و متنوعی دارد كه قوت ما در همه آنها یكسان نیست. 
وقتی بناست كه داشته‌های تاریخی‌مان را در زمینه ادبیات فانتزی یا خیالپردازانه شمارش كنیم داستان‌های هزار‌و‌یك‌شب یكی از گزینه جدی و قابل تامل است. ماجرای هزار‌و‌یك‌شب شب چیست؟ 
آغاز داستان چنین است كه همسران دو شاهزاده‌ برادر، به نام‌های شهریار (شهرباز) و شاه زمان، به آنان خیانت می‌كنند، شاه زمان تَرك پادشاهی كرده و راهی دیار برادر می‌شود و شهریار هم به انتقام خیانت همسرش هر شب دختری را به نكاح درمی‌آورد و بامداد دستور قتلش را می‌دهد. تا این‌كه دیگر دختری در شهر نمی‌ماند و وزیرِ شهریار كه دو دختر به نام‌های شهرزاد و دنیازاد دارد و بسیار نگران است به پیشنهاد خود شهرزاد، او را به عقد پادشاه درمی‌آورد.
شهرزاد همان شب به شهریار می‌گوید كه خواهر كوچك‌تری دارد كه هر شب برای او قصه می‌گوید و دنیازاد جز با قصه‌های او به خواب نمی‌رود. درخواست می‌كند همان شب خواهرش را به قصر بیاورند تا برای بار آخر برایش قصه بگوید. دنیازاد می‌آید و شهرزاد قصه‌گویی را آغاز می‌كند، شهریار هم كه مسحور این قصه شده مهلت می‌دهد فردا شب ادامه قصه را بشنود و بنابراین كشتن شهرزاد را به فردا شب می‌اندازد و این قصه‌گویی‌ها هر شب ادامه می‌یابد. شهرزاد با روایت، مرگِ خود را عقب می‌اندازد. در هزار و یك شب «روایت» زندگی است، اگر كسی روایتش تمام شود زندگی‌اش به پایان رسیده است؛ مانند همه‌ دخترانی كه پیش از شهرزاد، چون روایتی نداشته‌اند مرده‌اند. اكنون شهرزاد برابر مرگ ایستاده و هردم روایتی تازه می‌كند. 
هزار و یك شب به معنای تام و تمام كلمه روایتی فانتزی از زندگی و  فراز و فرود آن است. این مجموعه در واقع مهم‌ترین محصول فعالیت ذهنی قصه‌گو در ادوار مختلف تاریخی است. كتابی است كه اعتقادات و آداب و رسوم ملت‌ها و اقوام گوناگون در آن راه یافته و لهجه‌ها و اسلوب‌های گوناگون سخن در آن با خیالی‌ترین شكل ممكن روایت شده است. در هزار‌و‌یك‌شب  اعتقاد به موجودات ماوراء الطبیعه و فرا واقعیت مانند ارواح، عفریت‌ها، جن‌ها، غول‌ها، دیوان و پریان نیكوكار به چشم می‌خورد كه با اراده و استقلال تام خود در جریان زندگی آدم‌ها حضور فعالانه پیدا می‌كنند و حوادث شگفت‌انگیزی را رقم می‌زنند.
قصه‌ها و خاصه افسانه‌ها عرصه مبارزه و ستیز نیروهای پلیدی و پاكی هستند. نبرد خیر و شر به اشكال گوناگون در داستان‌ها محوریت اصلی دارند. بسیاری از داستان‌های هزار و یك شب عرصه جدال خدایان نجات‌بخش و اهریمنان ویرانگر است و این جدال بی‌انقطاع را در قالب نمایندگان سپیدی و سیاهی، عدل و ظلم و خیر و شر در كالبد دیو و پری، غول چراغ جادو، مرد حكیم و عفریت، حیات عبرت‌آموز یافته‌اند. دیوها و غولان در داستان‌های فانتزی مانع جدی قهرمان داستان‌ها هستند كه انگیزه شخصیت اول قصه می‌شوند تا با غلبه بر آنها بشر فراموش نكند هر حركت اصلاحی، پویایی و تلاش برای ساختن همواره موانعی غیر الهی دارد كه از مواجهه با آنها نباید ترسید.
اكنون پرسش جدی این است كه ادبیات فارسی با آن پیشینه جدی و غیر‌قابل اغماض در داستان‌نویسی معاصر از گونه ادبیات فانتزی چه در چنته دارد؟ 
پس از پایان سال‌های جنگ و در پی دهه 70 شمسی به‌این‌سو بازار نشر و كتاب ایران پر شد از آثار فانتزی ترجمه شده از زبان‌های دیگر. ترجمه آثار برجسته فانتزی جهان همچون آثار رولد دال، میشل انده، شل سیلور استاین، جان كریستوفر، آسترید لیندگرن، تالكین، سی.اس.لوئیس و... گواهی بر 
این مدعاست.
خوشایند نویسنده این سطور نیست كه این موضع را صریح بیان كند، اما واقعیت این است كه در زمینه خلق آثار بومی در این زمینه به‌شدت كم‌كار و تهیدست هستیم. ادبیات غنی ایران زمین مملو از سوژه‌هایی هستند كه می‌توانند سال‌ها بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران را در قالب داستان‌های فانتزی به نسل جوان و نو رسیده منتقل كنند سوژه‌هایی كه چشم انتظار انتخاب نویسندگان وطنی معطل مانده‌اند تا شاید نویسنده‌ای از راه برسد و گوشه چشمی به آنها بكند. هر چند نمی‌توان و نباید چشم بر تلاش‌های صورت گرفته بست، اما بضاعت ما كجا و داشته‌های اكنون ما كجا؟ 
من نمی‌دانم آیا روزی می‌رسد كه برای انتخاب كتاب داستان فانتزی بومی و ایرانی از شدت كثرت عناوین و تنوع سردرگم شویم؟ امیدوارم برسد...
ضمیمه ویژه نامه
تیتر خبرها