سفره سلامت را در جهان پهن کنیم
آدمهایی که هنری، حرفهای، تخصصی و توانمندی خاصی در عرصههای مختلف دارند و اتفاقا سخت در حال خدمت به مردم هستند، کم نیستند؛ آنها فقط دیده نمیشوند. اما شاید بهتر است که این تواضع دیده نشدن را کنار بگذاریم و این فعالیتها را به همدیگر یادآوری کنیم.
شاید این یادآوریها باعث شود ترسهایمان برای کار جهادی، خالصانه و داوطلبانه از بین برود. بله ترس؛ جهادگران این عرصه به کمی همراهی و همدلی در این راه نیاز دارند. کافی است جهادگران رشتههای مختلف پزشکی، فرهنگی، اجتماعی و ... بدانند که در این راه تنها نمیمانند. در واقع اگر وزارت بهداشت، نیروی انتظامی، نهادهای مرتبط و مجموعه کسانی که به لحاظ اجتماعی و حقوقی بتوانند فردی را که نیت بشردوستی دارد حمایت کنند، مملکت گلستان میشود. تجربه این داوطلبان و جهادگران نشان میدهد وقتی کولهشان را پشتشان میاندازند و به سمت یک روستا میروند، تنها یک تماس تلفنی از سازمان و نهاد حمایتگری با این عنوان که چیزی کم نداری؟ دنیایی از انرژی را به سمت آنها روانه کند که باعث میشود با قدرت بیشتری هدفشان را دنبال کنند. حتی گاهی اوقات نگرانی از سنگاندازی بیشتر از نگرانی بابت کمبود امکانات و همکاری است. متاسفانه هستند معدود کسانی که نهتنها کمکی نمیکنند بلکه به انگیزههای مختلف مانع شکلگیری این رودخانه مهر و محبت در کشور و در جهان میشوند. واقعیت این است که اگر میخواهیم در دنیا با مقولههای سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و حتی فرهنگی، گستره خودمان را در دنیا افزایش بدهیم، بهتر است روی مقوله سلامت هم حسابی جداگانه باز کنیم.
مثلا میتوانیم سفیرانی به عنوان سفیر سلامت در کشورهای نیازمند دنیا داشته باشیم که ایران را دوست داشته باشند و قلبشان برایش بتپد؛ آنقدر که بدون اغراق خیلی بهتر از دیگر روشها با ما رفیق و همراه میشوند. شک نداریم اگر سفره سلامت را صادقانه و خالصانه پهن کنیم و وجدانا ، اخلاقا و انصافا فقط به خاطر سلامت قدمی برداریم و برایمان فرقی نکند چه کسی با چه رنگ پوست و با چه زبانی روبهرویمان ایستاده است، بدون شک مرز قلبهایی که ایران را دوست دارند، خیلی گستردهتر از مرزهای جغرافیای خواهد بود. اگر این کار را انجام دادیم، تجربه همزمان عزت و لذت و عظمت را در کنار هم میچشیم. دکتر عمادی و امثال او هم سندی برای نتیجه چنین رفتارهایی است که طبیعتا اگر تا به امروز خسران و ضرری برایشان داشت، قطعا آن را ادامه نمیدادند اما شیرینی و لذتش آنقدری هست که هیچوقــــــــــــت رهایــــــــــش نکردهاند.




