بـازگشایی  تئــاتر  روی کـاغذ

هنرمندان تئاتر از بازگشایی تماشاخانه‌ها و سالن‌های اجرا می‌گویند

بـازگشایی تئــاتر روی کـاغذ

با کاهش شدت پرداختن به بیماری کرونا در رسانه‌ها، چند روز پیش خبری مبنی باز شدن سالن‌های تئاتر، موسیقی و سینما منتشر شد. این در حالی است که هنرمندان حوزه تئاتر معتقدند تئاتر عرصه‌ای نیست که بتوان با آن به سیاق موسیقی و سینما برخورد کرد و سالن‌های تئاتر بایدها و نبایدها و شرایط خاص خود را دارد. گویا در دستورالعمل ارائه شده برای بازگشایی سالن‌های رویدادهای هنری، تنها به مخاطبان توجه شده و هنرمندان تئاتر که نقش آفرینان اصلی سالن‌ها محسوب می‌شوند، به کلی از یاد رفته‌اند. سراغ تعدادی از مدیران تماشاخانه‌های تئاتر و هنرمندان این عرصه رفته‌ایم تا نظرشان را در مورد بازگشایی مجدد سالن‌ها بدانیم.

تماشاخانه‌ام را تعطیل می‌کنم
قطب‌الدین صادقی (کارگردان تئاتر و مدیر تماشاخانه شانو):  من خیلی نگرانم. طی پنج ماه گذشته ریالی درآمد نداشته‌ایم و تمامی‌هزینه‌های اجاره ملک، نگهداری تماشاخانه و کارکنان آن را از جیب پرداخت کردیم و دیگر پس‌اندازی برایمان باقی نمانده‌است. اگر شرایط کرونایی تئاتر ایران ادامه پیدا کند ورشکسته می‌شوم و مجبور خواهم بود تماشاخانه «شانو»را تعطیل کنم. دولت باید از پس هزینه‌های مردم بربیاید و مسؤولیت مردم و زندگی آنها را بر عهده بگیرد ولی متأسفانه چنین رویکردی از سوی دولت وجود ندارد و رابطه مردم و دولت یکسویه شده‌است و گویا تنها این مردم هستند که وظایفی را برعهده دارند!  اولین ضرری که ما کرده‌ایم این است که مسؤولان‌مان فرهنگی نیستند. دولت فعلی فرهنگ و هنر را نمی‌شناسد و تنها مبانی کلی و نام‌ها را بلد هستند تا به‌ضرورت فقط نام‌ها را به زبان می‌آورند تا از آنها استفاده کنند. بعید می‌دانم وقتی مسؤولان ما نام سینما یا موسیقی را هم به زبان می‌آورند، چیزی درباره این هنرها بدانند!


کاش یک ماه دیگر صبر می‌کردند
امیرحسین شفیعی (مدیر تماشاخانه سرو) : دو دیدگاه در این خصوص وجود دارد؛ اول این‌که در این اتفاق همه صنف‌ها و تمامی فعالیت‌ها به روال عادی خود باز می‌گردند.  هنرمندان تئاتر هم از این قاعده مستثنا نیستند و آنها نیز باید فعالیت کنند. هنرمندان علاوه بر انگیزه‌های مالی و معیشتی، دغدغه فعالیت هنری نیز دارند و اگر هنرمندی فرآیند خلق را برای مدت‌ها تجربه نکند، آثار سوء بسیاری در روحیه پدیدار خواهد شد. اما به اعتقاد من، این دیدگاه تا حد زیادی احساسی است و شاید چندان منطقی نباشد. دیدگاه دوم آن است که باید واقع بینانه شرایط موجود در فضاهای هنری مختلف را در شرایط حاضر بررسی کرد. واقعیت این است در هنری مثل سینما، می‌توان با رعایت فاصله میان تماشاچیان، اقدام به بازگشایی سینماها کرد و آنها را به روال عادی خود برگرداند. اما تئاتر شرایط متفاوتی با این هنرها دارد. بازیگری که برای یک اجرا 60 روز در یک پلاتوی سربسته تمرین می‌کند، نمی‌تواند از ارتباط نزدیک با عوامل دیگر خودداری کند و از این منظر بسیار در معرض خطر است. تمامی اتفاقات پشت صحنه مثلا در اتاق گریم، نیازمند ارتباط نزدیک هنرمندان با هم است و در چنین شرایطی فاصله‌گذاری اجتماعی عملا امکان‌پذیر نیست. من بعید می‌دانم حتی سالن اصلی تئاتر شهر، ظرفیت این را داشته باشد که ما با محدودیت 50 درصدی مخاطب در آن تئاتر اجرا کنیم. تماشاخانه‌هایی مثل سرو که دیگر وضع شان مشخص است و این مسأله علاوه بر این اصل است که پشت صحنه تئاترها امکان فاصله‌گذاری اجتماعی ندارد. من فکر می‌کنم این‌که رئیس‌جمهور در صحبت‌های اخیرشان از تمام هنرها اسم بردند اما به تئاتر نپرداختند نیز به همین دلیل است؛ چراکه تئاتر با همه هنرها تفاوت دارد. در این میان، سوال بزرگ اینجاست که اگر ما در سالن‌های تئاتر را با ظرفیت 50 درصدی مخاطب باز کنیم، تئاتر چگونه می‌تواند با 50 درصد ظرفیت، هزینه‌های خود را تامین کند؟ با این شرایط است که می‌گویم در سالن‌های تئاتر چه باز بشود و چه نشود، این هنرمند است که ضرر می‌بیند!  کاش حداقل یک‌ماه دیگر صبر می‌کردند.




دستورالعمل‌ها فقط برای تماشاچیان است
مسعود دلخواه (کارگردان و مدرس تئاتر): سالن‌ها روی کاغذ بازگشایی نمی‎‌شود. وقتی مغازه یا رستورانی بازگشایی شود، فروشنده و مشتری‌ها با نوعی پروتکل مواجهند که در آن دستورالعمل‌های لازم برای ادامه فعالیت ذکر می‌شود. در این مورد خاص، برای مخاطبان سینما اتفاقی روی پرده نمی‌افتد که همراه با ریسک باشد بلکه پروتکل مطرح شده برای تماشاگران است. اما در مورد تئاتر این پروتکل کاملا دو سویه است و علاوه بر آن که می‌بایست برای تماشاگران دستورالعمل‌هایی را لحاظ کرد، باید به طور ویژه به هنرمندان نیز پرداخت و امنیت آنان را نیز در نظر گرفت؛ حال آن‌که پروتکل مطرح شده  تنها برای مخاطبان است و این سوال برای همه ما پیش می‌آید که تکلیف بازیگران چه  می‌شود؟ علاوه بر این اعلام شده ‌است که تئاتر‌ها از هفته آینده روی صحنه می‌رود! این در حالی است که  دست‌کم یک‌ماه فرصت لازم است تا یک گروه بتواند تمرین‌های لازم را انجام دهد و برای اجرا آماده شود. حتی تئاترهایی که از پیش تولید و اجرا شده بودند نیز برای بازتولید دست کم به یک الی دو هفته زمان نیاز دارند. بنابراین من معتقدم اعلام بازگشایی تئاتر باید مستقل از سالن‌های کنسرت و سینما باشد و با دستورالعمل‌ها و شیوه‌نامه اجرایی منحصر به فرد اجرا شود.  مسأله دیگر این است که حضور در تماشاخانه‌ها در این شرایط برای تماشاگرها ریسک بالایی دارد. شاید بتوان سالن را با فاصله‌گذاری مدیریت کرد اما در مورد بیرون آن چه کاری می‌توان کرد؟ در لابی، در کافی شاپ و جاهای دیگر چطور می‌توان فاصله‌گذاری اجتماعی را اعمال کرد؟ علاوه بر این در خصوص عوامل، در پشت صحنه، زمان تمرین، اتاق گریم و ... چه می‌توان کرد؟ من در این خصوص مدتی قبل یک‌بسته پیشنهادی عرضه کردم که در آن ریسک بازگشایی سالن‌ها تا حد ممکن کاهش یابد و احساس امنیت برای عوامل و مخاطبان بیشتر شود. اما حس می‌کنم در دستورالعمل‌های مطرح شده، تمام نگاه‌ها به تماشاگران است و گویی اجرا کننده به کلی به فراموشی سپرده شده‌ است. با همه این اوصاف وضعیت اقتصادی تئاترها کاملا واضح است. ظرفیت 50 درصدی که توسط مسؤولان اعمال خواهد شد، بدون شک آسیب مالی جدی ای خواهد داشت و باید دید مرکز هنرهای نمایشی در این خصوص چه موضعی خواهد گرفت؟



تئاتر در سال 99 تعطیل است
کوروش زارعی (نویسنده و کارگردان): بدون شک با شرایط کنونی بازگشایی سالن‌های تئاتر حاصلی نخواهد داشت چرا که رونقی در اجراها نخواهد بود. بر فرض این‌که تمام شرایط برای بازگشایی مهیا شود و اجراها به طور منظم روی صحنه برود هم کماکان برای مخاطب استرس و نگرانی وجود دارد. تا اطلاع ثانوی مردم رغبت به شرکت در برنامه‌های این چنینی را نخواهند داشت؛ چرا که سلامت آنان در چنین وضعیتی به خطر خواهد افتاد و هیچ کس چنین ریسکی را نخواهد کرد. از این که بگذریم، در پروتکل اعلام شده، دستورالعمل‌ها و قوانین فاصله گذاری اجتماعی صرفا برای تماشاگران در نظر گرفته شده و هنرمندان در این پروتکل فراموش شده‌اند. علاوه بر این مدت، زمانی لازم است تا هنرمندان کارهای تازه را تولید و تمرین کنند و عملا در بهترین حالت ممکن در نیمه دوم سال باید منتظر اجراها باشیم.  تئاتر با نصف شدن ظرفیت تماشاگر، نمی‌تواند هزینه‌های خود را نیز تامین کند. بنابراین این اجراها توجیه اقتصادی درستی هم نخواهندداشت و من به عنوان یک کارگردان هرگز این کار را نمی‌کنم که در شرایط این چنینی اثری را روی صحنه ببرم. آن زمانی که مشکلات این چنینی نبود هم دخل و خرج تئاتر با هم جور نبود، الان که دیگر تکلیف معلوم است. علاوه بر تئاترها، جشنواره‌هایی که با موضوع تئاتر در سال‌های گذشته در این ایام برگزار می‌شده‌اند هم کاملا تعطیل شده‌اند. بنابراین می‌توان گفت تئاتر در سال 99 تعطیل است.