مشاجره زوج جوان بر سر تربیت فرزند به دادگاه خانواده ختم شد
طلاق تربیتــــــــی!
سیما فراهانی تپش
حساسیت بیش از حد مرد جوان به خاطر تربیت فرزندشان، آنقدر دردسرساز شد كه در نهایت پای زوج جوان را به دادگاه خانواده تهران
باز كرد. آنها هفته گذشته به دادگاه خانواده رفتند و درخواست طلاق خود را ارائه كردند. زن جوان وقتی در مقابل قاضی دادگاه قرار گرفت، درباره این درخواست به قاضی گفت: من و علیرضا یك سال است كه صاحب فرزند دختر شدهایم. اما در این مدت علیرضا مرتب بهخاطر تربیت و رفتارهایی كه با دخترم دارم با من دعوا كرده است. او از همان روزهای اول بهدنیاآمدن دخترمان، خیلی حساس بود كه مبادا به فرزندمان از گل نازكتر بگویم. سعی میكردم او را تحمل كنم و حرفی نزنم. اما گاهی اوقات از كوره درمیرفتم. تا اینكه بعد از گذشت یكسال او بهخاطر این موضوع به مادرم توهین كرد. آن هم مادر من كه در این مدت همه كارهای بچه را انجام میداد و خیلی وقتها خودش از دخترمان نگهداری میكرد. چند روز پیش وقتی صحبت از تنبلی فرزندان شد، مادرم داشت مرا نصیحت میكرد كه دخترم را تنبل بار نیاورم و از یك سنی به بعد او را مسؤول انجام كارهای خانه كنم تا مسؤولیتپذیر شود. اما علیرضا مخالفت كرد و گفت دخترمان در سن بالا هم نباید كار خانه انجام دهد. مادرم هم حرفهای خودش را زد. قضیه دعوا و لجبازی نبود، ولی ناگهان علیرضا دعوا راهانداخت و به مادرم توهین كرد. او سر مادرم داد زد و گفت حق ندارد در تربیت بچه دخالت كند. آن روز علیرضا رفتار بدی با مادرم كرد. بهطوریكه مادرم كلی گریه كرد و از خانهمان بیرون رفت. از وقتی علیرضا دل مادرم را شكسته است دیگر نمیتوانم او را تحمل كنم. دیگر از رفتارهایش خسته شدهام. از زندگی با استرس خسته شدهام. از اینكه مرتب كسی به من بگوید چه كار كنم، ناراحت و عصبانیم. من خودم مادر هستم و سلامتی دخترم برایم از همه چیز بیشتر اهمیت دارد. ولی علیرضا جوری برخورد میكند كه اگر نظارت نكند، بلایی سر دخترمان میآورم. برای همین دیگر نمیتوانم در كنار او زندگی كنم.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی، از روز اول هم به همسرم و خانوادهاش گفتم كه من روی دخترم حساس هستم. خودم تنها فرزند خانوادهام هستم، برای همین فرزند من خیلی برای خانوادهام مهم است. اما همسر و مادرزنم اصلا این موضوع را متوجه نیستند. هر بار میخواهم در مورد بچه حرفی بزنم، همسرم با من دعوا میكند. انگار كه میخواهد لجبازی كند. مادرش هم بهخاطر نگهداری از دخترمان، مرتب سعی دارد در تربیت بچه دخالت كند. خیلی وقت است دارم این رفتارها را تحمل میكنم. ولی آن روز صبرم سر آمد. برای همین عصبانی شدم و آن حرفها را زدم. مادرزنم به همسرم یاد میدهد از دخترم برای انجام كارهای خانه استفاده كند. من هم عصبانی شدم چون دلم نمیخواهد این چیزها را به همسرم یاد بدهد. به همین دلیل بود كه چنین جنجالی بهپا شد. همسرم به فكر تربیت دخترمان نیست و نمیدانم چرا بهخاطر حساسیت من روی دخترمان جنجال بهپا كرد. حالا كه تربیت دخترمان برایش مهم نیست من هم موافق طلاق و جدایی هستم تا بتوانم دخترم را آنطور كه دوست دارم تربیت كنم. او را طلاق میدهم فقط به شرط اینكه حضانت دخترمان با من باشد.
در پایان نیز پس از صحبتهای این زوج، قاضی رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موكول كرد و از این زن و شوهر خواست برای حل شدن مشكلشان با مشاور خانواده مشورت كنند.
گاهی کوتاه بیایید!
سارا شقاقی، روانشناس در این رابطه گفت: برای همه والدین پیش میآید كه در مسیر و نظام تربیتیای كه در نظر دارند، با همسر و همراه خود دچار تفاوت عقیده بشوند. شاید برایتان جالب باشد بدانید كه یكی از مهمترین علل اختلاف میان همسران، همین مساله تربیت فرزند است. گفته میشود كه
25 درصد از بزهكاریهای نوجوانان و بدرفتاری آنان، حاصل همین عدم تفاهم والدین در شیوههای تربیتی است. البته تنها عدم تفاهم نیست كه به این بدرفتاریها منتج میشود، بلكه شكل برخورد با تفاوت نظر است كه فاجعه میآفریند. فراموش نكنید كه تربیت درست در بستری درست رخ میدهد. خانواده گرم و روابط صمیمانه و خالی از تشنج آن بستری است كه برای تربیت درست به آن احتیاج دارید. ضمن اینكه بههیچروی نباید رابطه دونفرهتان را قربانی بگومگوهای تربیتی كنید. اگر شما بر سر تربیت كودك، یك جهنم كوچك پر از جر و بحث و قهر و دعوا درست كردهاید، بدانید كه مسیر تربیت را دارید كامل برعكس طی میكنید.گاهی نیز برای تامین محیطی امن برای كودك بهتر است كه یك نفر كوتا بیاید تا گذشت زمان مشكل را رفع كند.
سعی كنید این اختلاف را با گفتوگو و در فضایی آرام حل كنید و در مقابل فرزندتان درباره تربیت او دعوا نكنید. اگر با مشكل روبهرو شدید میتوانید از روانشناسان كودك استفاده كنید و از راهنماییهای كارشناسان كمك بگیرید.
باز كرد. آنها هفته گذشته به دادگاه خانواده رفتند و درخواست طلاق خود را ارائه كردند. زن جوان وقتی در مقابل قاضی دادگاه قرار گرفت، درباره این درخواست به قاضی گفت: من و علیرضا یك سال است كه صاحب فرزند دختر شدهایم. اما در این مدت علیرضا مرتب بهخاطر تربیت و رفتارهایی كه با دخترم دارم با من دعوا كرده است. او از همان روزهای اول بهدنیاآمدن دخترمان، خیلی حساس بود كه مبادا به فرزندمان از گل نازكتر بگویم. سعی میكردم او را تحمل كنم و حرفی نزنم. اما گاهی اوقات از كوره درمیرفتم. تا اینكه بعد از گذشت یكسال او بهخاطر این موضوع به مادرم توهین كرد. آن هم مادر من كه در این مدت همه كارهای بچه را انجام میداد و خیلی وقتها خودش از دخترمان نگهداری میكرد. چند روز پیش وقتی صحبت از تنبلی فرزندان شد، مادرم داشت مرا نصیحت میكرد كه دخترم را تنبل بار نیاورم و از یك سنی به بعد او را مسؤول انجام كارهای خانه كنم تا مسؤولیتپذیر شود. اما علیرضا مخالفت كرد و گفت دخترمان در سن بالا هم نباید كار خانه انجام دهد. مادرم هم حرفهای خودش را زد. قضیه دعوا و لجبازی نبود، ولی ناگهان علیرضا دعوا راهانداخت و به مادرم توهین كرد. او سر مادرم داد زد و گفت حق ندارد در تربیت بچه دخالت كند. آن روز علیرضا رفتار بدی با مادرم كرد. بهطوریكه مادرم كلی گریه كرد و از خانهمان بیرون رفت. از وقتی علیرضا دل مادرم را شكسته است دیگر نمیتوانم او را تحمل كنم. دیگر از رفتارهایش خسته شدهام. از زندگی با استرس خسته شدهام. از اینكه مرتب كسی به من بگوید چه كار كنم، ناراحت و عصبانیم. من خودم مادر هستم و سلامتی دخترم برایم از همه چیز بیشتر اهمیت دارد. ولی علیرضا جوری برخورد میكند كه اگر نظارت نكند، بلایی سر دخترمان میآورم. برای همین دیگر نمیتوانم در كنار او زندگی كنم.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی، از روز اول هم به همسرم و خانوادهاش گفتم كه من روی دخترم حساس هستم. خودم تنها فرزند خانوادهام هستم، برای همین فرزند من خیلی برای خانوادهام مهم است. اما همسر و مادرزنم اصلا این موضوع را متوجه نیستند. هر بار میخواهم در مورد بچه حرفی بزنم، همسرم با من دعوا میكند. انگار كه میخواهد لجبازی كند. مادرش هم بهخاطر نگهداری از دخترمان، مرتب سعی دارد در تربیت بچه دخالت كند. خیلی وقت است دارم این رفتارها را تحمل میكنم. ولی آن روز صبرم سر آمد. برای همین عصبانی شدم و آن حرفها را زدم. مادرزنم به همسرم یاد میدهد از دخترم برای انجام كارهای خانه استفاده كند. من هم عصبانی شدم چون دلم نمیخواهد این چیزها را به همسرم یاد بدهد. به همین دلیل بود كه چنین جنجالی بهپا شد. همسرم به فكر تربیت دخترمان نیست و نمیدانم چرا بهخاطر حساسیت من روی دخترمان جنجال بهپا كرد. حالا كه تربیت دخترمان برایش مهم نیست من هم موافق طلاق و جدایی هستم تا بتوانم دخترم را آنطور كه دوست دارم تربیت كنم. او را طلاق میدهم فقط به شرط اینكه حضانت دخترمان با من باشد.
در پایان نیز پس از صحبتهای این زوج، قاضی رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موكول كرد و از این زن و شوهر خواست برای حل شدن مشكلشان با مشاور خانواده مشورت كنند.
گاهی کوتاه بیایید!
سارا شقاقی، روانشناس در این رابطه گفت: برای همه والدین پیش میآید كه در مسیر و نظام تربیتیای كه در نظر دارند، با همسر و همراه خود دچار تفاوت عقیده بشوند. شاید برایتان جالب باشد بدانید كه یكی از مهمترین علل اختلاف میان همسران، همین مساله تربیت فرزند است. گفته میشود كه
25 درصد از بزهكاریهای نوجوانان و بدرفتاری آنان، حاصل همین عدم تفاهم والدین در شیوههای تربیتی است. البته تنها عدم تفاهم نیست كه به این بدرفتاریها منتج میشود، بلكه شكل برخورد با تفاوت نظر است كه فاجعه میآفریند. فراموش نكنید كه تربیت درست در بستری درست رخ میدهد. خانواده گرم و روابط صمیمانه و خالی از تشنج آن بستری است كه برای تربیت درست به آن احتیاج دارید. ضمن اینكه بههیچروی نباید رابطه دونفرهتان را قربانی بگومگوهای تربیتی كنید. اگر شما بر سر تربیت كودك، یك جهنم كوچك پر از جر و بحث و قهر و دعوا درست كردهاید، بدانید كه مسیر تربیت را دارید كامل برعكس طی میكنید.گاهی نیز برای تامین محیطی امن برای كودك بهتر است كه یك نفر كوتا بیاید تا گذشت زمان مشكل را رفع كند.
سعی كنید این اختلاف را با گفتوگو و در فضایی آرام حل كنید و در مقابل فرزندتان درباره تربیت او دعوا نكنید. اگر با مشكل روبهرو شدید میتوانید از روانشناسان كودك استفاده كنید و از راهنماییهای كارشناسان كمك بگیرید.




