قتل همسر و دختر 3 ساله
در این ستون هر هفته به مرور زندگی قاتلانی میپردازیم که جنایتهایشان خبرساز شده بود و زندگی آنها براساس اعترافاتشان در دادگاه به نوعی از زبان خودشان روایت میشود. این هفته سراغ مرد جوانی رفتیم که همسر و دخترش را قربانی جنایت کرد.
40 بهار از زندگیام گذشته بود که مهر قاتلبودن بر پیشانیام حک شد، آن هم قتل همسر و دختر سه سالهام. حدود شش سال قبل از جنایت با همسرم ازدواج کردم و حاصل این ازدواج دختری سه ساله بود. مدتی بود با همسرم اختلاف داشتم و چندبار با هم درگیر شدیم. بهمن 86 در خانه بودم که همسرم لباس بیرون پوشید و به سمت در رفت. سد راهش شدم و گفتم اجازه نمیدهم بیرون بروی. او مرا هل داد و با دیوار برخورد کردم. این کارش مرا بیشتر عصبانی کرد و چاقویی برداشته و به سمتش رفتم و چند ضربه به او زدم که غرق در خون روی زمین افتاد. با صدای گریه دختر سه سالهام به خودم آمدم. من که دیر یا زود دستگیر میشدم و دخترم بدون پدر و مادر نمیتوانست زندگی خوبی داشته باشد به همین خاطر به سمت او رفتم و سه ضربه چاقو به او زدم که باعث مرگش شد.
بعد از قتل همسر و دخترم دستگیر شدم و خانواده همسرم درخواست قصاص کرده و اعلام کردند نهتنها رضایت نمیدهند بلکه تفاضل دیه را هم برای اجرای حکم پرداخت میکنند. پروندهام خیلی زود در دادگاه رسیدگی شد و قضات حکم به قصاص دادند که این حکم در دیوانعالی کشور حکم تایید خورد.
سرانجام یک روز سرد پاییزی مرا برای اجرای حکم به محوطه زندان بردند که تلاشهایم برای جلب رضایت بینتیجه ماند و پرونده زندگی ام برای همیشه بسته شد.
بعد از قتل همسر و دخترم دستگیر شدم و خانواده همسرم درخواست قصاص کرده و اعلام کردند نهتنها رضایت نمیدهند بلکه تفاضل دیه را هم برای اجرای حکم پرداخت میکنند. پروندهام خیلی زود در دادگاه رسیدگی شد و قضات حکم به قصاص دادند که این حکم در دیوانعالی کشور حکم تایید خورد.
سرانجام یک روز سرد پاییزی مرا برای اجرای حکم به محوطه زندان بردند که تلاشهایم برای جلب رضایت بینتیجه ماند و پرونده زندگی ام برای همیشه بسته شد.




