خیانتی که تکرار می‌شود

شخم زدن تاریخ در «یهودا و مسیح سیاه»

خیانتی که تکرار می‌شود

تماشاگران سینما طی سه فصل گذشته، شاهد اکران عمومی یا نمایش استریم درام‌هایی اجتماعی و پرتنش بودند که داستان‌هایی را درباره سیاهان آمریکا و مبارزات مدنی‌شان طی دهه‌های گذشته را به نمایش گذاشته بود. این میزان از داستان‌سرایی در ارتباط با سیاهان، به صورت طبیعی باعث تعجب همگان شده بود. جالب این‌که تمام این فیلم‌ها در دوران ریاست‌جمهوری کسی تولید شده که به راستگرا بودن معروف است و میانه خوبی با رنگین‌پوستان نداشته است. برخی منتقدان می‌گویند اتفاقا دلیل تولید این فیلم‌ها هم، حضور دونا‌لد ترامپ در کاخ‌سفید و واکنشی هنرمندانه به ضدیت او با رنگین‌پوستان بوده است. «یهودا و مسیح سیاه» یکی از همین فیلم‌هاست که نامش هم در ارتباط با داستان آن و هم بازگویی واقعه تاریخی شام آخر حضرت مسیح (و دورتر از آن، روم باستان و خیانت‌های سیاسی) به حساب می‌آید.

داستان این درام تاریخی شرح‌حال‌گونه، مربوط به خیانت یکی از اعضای مهم جنبش مدنی سیاهان آمریکا به رهبران آن است. فرد هامپتون (با بازی دانیل کالویا) جوانی کاریزماتیک و آرمانخواه است که هدفش رهایی سیاهان آمریکا از ظلم و جور حکومتی است. این فعال مدنی با تاسیس یک حزب سیاسی در اواخر دهه 60 میلادی، به صورت سخنگوی جامعه سیاهان شیکاگو (و البته دیگر نقاط آمریکا) درمی‌آید. تاسیس حزب پلنگ سیاه و تلاش برای احقاق حقوق سیاهان، چندان به مذاق دولت مستقر، اف‌بی‌آی و پلیس شیکاگو خوش نمی‌آید. رویارویی هامپتون با دولت و پلیس، باعث می‌شود تا آنها به فکر راه‌چاره‌ای برای خلاصی از این وضعیت بیفتند. آنها که به‌دنبال نابودی حزب پلنگ سیاه و رهبران آن هستند، خبرچینی سیاهپوست را اجیر کرده و نزد هامپتون می‌فرستند. ویلیام اونیل (با بازی لکیت استانفیلد) دزدی خرده پاست که از سوی اف‌بی‌آی مامور خبرچینی از هامپتون می‌شود. کسی نمی‌داند او که دست راست رهبر حزب پلنگ سیاه و بادیگارد شخصی اوست، قرار است نقش فرشته مرگ او را بازی کند. خیانت و خبرچینی اونیل، مرگ رهبر جوان حزب را به شکلی وحشیانه به‌دنبال دارد اما مبارزات مدنی سیاهان قرار نیست با مرگ یکی از رهبران آن متوقف شود و این راه ادامه دارد.
درام شرح‌حال گونه 24 میلیون دلاری
شاکا کینگ، کارگردان و تهیه‌کننده فیلم، فیلمنامه این درام شرح‌حال‌گونه را با همکاری ویل برسون و براساس داستانی از کنی و کیت لوکاس نوشت. 24میلیون دلار صرف ساخت فیلم شد.
طرح تولید فیلم از حدود 9 سال قبل آغاز شده بود. در سال 2014 اعلام شد اف گری گری برای کارگردانی آن انتخاب شده است اما شرایط برای ساخت فیلم مهیا نشد و برادران لوکاس فیلمنامه‌شان را به کینگ اراده کردند. پاییز سال گذشته میلادی این فیلم در حالی کلید خورد که خانواده هامپتون در جریان انتخاب بازیگران بودند و با دعای آنها، فیلم جلوی دوربین‌رفت.
اولین نمایش فیلم در جشنواره ساندنس با استقبال منتقدان و تماشاگران همراه شد. شرکت برادران وارنر به‌دنبال شیوع کرونا، آن را هم به صورت استریم پخش کرد و هم روانه پرده سینماها کرد. با توجه به کرونا و لحن سنگین فیلم، سازندگانش از فروش پنج میلیون دلاری آن در سالن‌های نمایش راضی به نظر می‌رسند. مدیران اچ‌بی‌او مکس هم اعلام کردند استقبال تماشاگران از پخش اینترنتی این درام تاریخی بسیار خوب و بالا بوده است اما تعداد تماشاگران فیلم اعلام نشد.
منتقدان که از دیدن فیلم ذوق‌زده شده بودند، نقدهای تحسین‌آمیز زیادی برایش نوشتند و در آنها به‌ویژه از کارگردانی دقیق و حساب شده کینگ، بازی‌ها (به‌خصوص دو بازیگر اصلی و شیمی موجود بین آنها) و مضمون تلخ و تکان‌دهنده فیلمنامه تقدیر کردند. در مراسم اخیر جوایز گلدن گلوب/ کره طلایی، کالویا موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل شد و نامزد دریافت جایزه از اتحادیه بازیگران سینما هم هست.
از مینی‌سریال تا فیلم سینمایی
برادران لوکاس می‌گویند ابتدا قرار بود یهودا و مسیح سیاه به صورت یک مینی‌سریال تلویزیونی تولید شود اما سال 2016 و زمان کار روی پابلوت این مجموعه، ایده ساخت فیلمی سینمایی را با کینگ مطرح می‌کنند. این طرح کینگ را هیجان‌زده می‌کند. در همین ایام، ویل برسون هم به صورت مستقل مشغول نگارش فیلمنامه‌ای درباره حزب پلنگ سیاه و رهبر اصلی آن بود. اف گری گری برای کارگردانی این نسخه انتخاب شده بود.
حتی کیسی افلک و جان پاورز میدلتون برای بازی در فیلم انتخاب شده بودند. اوشیا جکسون جونیور هم قرار بود هامپتون ماجرا باشد اما تولید این فیلم به حالت تعلیق درمی‌آید و برسون به جمع کینگ و لوکاس‌ها می‌پیوندد و با ادغام دو پروژه، تولید فیلمی سینمایی به کارگردانی کینگ و با حضور بازیگرانی تازه اعلام می‌شود.
شاکا کینگ، کارگردان فیلم آن را در حال و هوای «جدا‌افتاده» (2006) مارتین اسکورسیزی معرفی می‌کند و ساخت فیلمی درباره هامپتون را یک وظیفه اعلام می‌کند. به باور او، دنیا باید با این شخصیت مبارز آشنا می‌شد و می‌فهمید چه نوع زندگی داشت، چه کارها کرد و چگونه درگذشت. در فیلم ضد‌تبعیض‌نژادی دیگر ماه‌های اخیر «محاکمه 7 شیکاگویی»، کلوین هریسون جونیور در نقش هامپتون ظاهر شده که یک نقش مکمل است. در داستان این فیلم به ترور هامپتون هم اشاره می‌شود. لاکیت استنفیلد در مصاحبه‌ای گفت بعد از اتمام کار فیلمبرداری تا چندماه به روانکاو مراجعه می‌کرد و ایفای نقش یک خبرچین که باعث قتل بیرحمانه یک فعال مدنی رنگین‌پوست می‌شود، کار بسیار سخت و دشواری بوده است.