صبح نبوت

صبح نبوت


به گاه مغرب دهرو به دور قبل فنا/ رسید موج تکامل به نقطه اعلی/هر آنچه میوه غائی و قصد خلقت بود/چو غنچه سحری شد شکفته و مشهود/گرفت روح محمد تبلور منظور/به نردبان تکامل به رفعت مقدور/دریده تابش بینش، ضلام نادانی/زدوده گشته جهالت ز فکر انسانی/به دور گشته به معنی ثغور و مرز حدود/گشاده گشته به یعنی کران نامحدود/به بطن واحد معنی پدید معنی‌ها/نهفته در دل هر یک تجمعی زانها/به ملک چون و چرا و عوالم مجهول/سوال بود و نبود و به عالم معلول/به درک معضل خلقت کلاف سردرگم/خرد بگشته توانا چو برثقیل اهرم/طلیعه از افق لاوجود شد به وجود/دمید صبح نبوت به عالم مولود/به کاروان رسولان و هادیان بشر/وظیفه دار محمد چو هادی آخر/هلا قیام کن اکنون تو ای ابر انسان /سکوت بادیه بشکن به آیت قرآن/بخوان به نام خدایی که قادر مطلق/نموده خلق خلایق ز قطره‌های علق /که هست بود از او هست و هم نبودن از او/نبوده بود بدو رجعت است و مرجع او/ورای وقت و زمان و مکان و ما فیها/ز قبل صبح ازل ماورا پایان‌ها /که ذات وی نبود در زمان و نی به مکان/پدیده این همه با امر خالق‌ سلطان/شعاع فکرت تو چون چراغ دریاها/نشان ساحل ایمن به وادی دنیا/بیان بدار به مردم تو گفته‌های قدیم/
ز نقل قول رسولان و نادیان ندیم/هر آنچه هست نهفته پدیددار و عیان/تمام کرده تو حجت به زاده انسان/که بعد تو نبود نی نبی و نی بعثت/تو خاتمی به نگین نبوت و خلقت/خجسته گشته پایان، سلاسل نبوی/ظهور زینت خلقت محمد عربی