عسل چهل‌گیاه با ساکاروز زیر یک‌درصد

عسل چهل‌گیاه با ساکاروز زیر یک‌درصد

امید مهدی‌نژاد طنزنویس

 خری که در چمنزار مشغول غلت‌زدن و خوردن علف و عرعر استحقاقی بود ناگهان گل کوچکی را لابه‌لای علف‌ها مشاهده کرد و خورد و زنبوری که درون گل رفته و مشغول مکیدن شیره آن بود ناگهان خود را لابه‌لای دندان‌های خر احساس کرد و نوک زبان خر را نیش زد و وقتی خر از درد دهانش را باز کرد تا فریاد بزند از دهانش بیرون پرید و به‌سوی کندو پرواز کرد. خر با دهان باز و زبان بادکرده زنبور را دنبال کرد و به کندو رسید و به عرعر اعتراضی پرداخت. در اثر عرعر اعتراضی خر، زنبور نگهبان از کندو بیرون آمد و علت عرعر اعتراضی خر را جویا شد. خر نیز ماجرا را برای وی تعریف کرد و ادامه داد: باید زنبور نیش‌زننده را مجازات کنید. زنبور نگهبان دستور داد زنبور نیش‌زننده را از کندو بیرون بیاورند. وقتی زنبور نیش‌زننده را از کندو بیرون آوردند از او پرسید: چرا زبان این خر را نیش زدی؟ زنبور گفت: من مشغول جمع‌آوری شهد گل بودم که ناگهان خودم را لابه‌لای دندان‌های ایشان دیدم و برای آنکه خورده نشوم مجبور شدم از نیش خود استفاده کنم. زنبور نگهبان پس از شنیدن ماجرا به خر گفت: زنبور نیش‌زننده برای نجات جانش مجبور به نیش‌زدن زبان شما شده با این‌حال مجموعه کندو به‌طور رسمی از شما عذرخواهی می‌کند. خر گفت: من این چیزها حالیم نیست. این زنبور باید مجازات شود وگرنه مجموعه کندو را روی سر مجموعه‌نشینانش خراب خواهم کرد. زنبور نگهبان گفت: شما چقدر غیرمنطقی هستید. خر گفت: من خرم و اقتضای طبیعتم همین است. زنبور گفت: اقتضای طبیعت زنبور هم این است که هنگام احساس خطر از نیش خود استفاده کند. الان نیز ما همگی احساس خطر کرده‌ایم و نیش بزرگ خود را به خر نشان داد. خر که از درد نیش آگاهی یافته بود، به‌رغم خریتش منطقی فکر کرد و گفت: باشد. من از حق خودم گذشتم. وی سپس افزود: عسل چند؟ زنبور نگهبان گفت: قابل شما را ندارد و  900گرم عسل چهل‌گیاه با ساکاروز زیر یک‌درصد به خر داد. خر نیز عسل را گرفت و برای مدتی خاموش شد.