نسخه Pdf

 صاحب واقعی سوژه‌ها

ساختار معیوب تعامل روزنامه‌نگارها و برنامه‌سازان

صاحب واقعی سوژه‌ها


در چندسال اخیر که برنامه‌های گفت‌وگو محور تلویزیون افزایش یافتند، خیلی از برنامه‌سازها سراغ گفت‌وگوهایی با سوژه‌های اجتماعی و زندگی‌های عجیب و غریب‌رفته‌اند. آدم‌هایی با تجربه‌های شگفت‌انگیز  که شکست‌ یا پیروزی خاصی را کسب‌کرده‌اند.
 آدم‌هایی که در همه جای جهان جای پای ثابتی در برنامه‌های تلویزیونی دارند و از حدود 15سال قبل با برنامه ماه عسل پایشان به تلویزیون باز شد و مخاطب را جذب برنامه‌ احسان علیخانی کرد. حالا سوال اینجاست که این سوژه‌ها از کجا کشف یا شکار می‌شوند؟
هر کدام از این برنامه‌ها تیم سوژه‌یابی دارند اما واقعا گستره فعالیت اعضای محدود تیم سوژه‌یابی یک برنامه به قدری است که  بتوانند سوژه‌هایی  از دورترین روستاها را خودشان کشف کنند؟ چنین چیزی منطقی و شدنی نیست. پس باید پذیرفت که گروه‌های مختلفی برای پیدا شدن یک سوژه زحمت می‌کشند. البته بعضی سوژه‌ها خودشان، خودشان را به برنامه‌ها معرفی می‌کنند اما در اکثر مواقع این روزنامه‌نگاران هستند که برای مطبوعات و خبرگزاری‌های مختلف سوژه‌ها را پیدا می‌کنند و پس از زحمت زیاد مطلب‌شان را به انتشار می‌رسانند اما اوج رسانه‌ای شدن آن سوژه در برنامه‌های تلویزیونی رقم می‌خورد و متاسفانه در اکثر مواقع خبرنگار زحمت‌کشی که سوژه‌ را شکار کرده و به شهرت رسانه به لحاظ اعتباری و حتی مادی در مزایای  حضور سوژه‌اش در برنامه‌های تلویزیونی شریک نمی‌شود. شاید در کوتاه‌مدت  که   تولیدکنندگان برنامه‌های تلویزیون بدون اجازه و بدون تعامل حرفه‌ای با خبرنگارها  سوژه را به برنامه دعوت می‌کنند، لطمه‌ای به رسانه‌های نوشتاری و برنامه‌های تلویزیونی وارد نشود اما این ساختار معیوب فارغ از غیر اخلاقی بودنش، باعث می‌شود در بلند‌مدت روزنامه‌نگاران و برنامه‌سازان تعامل سازنده‌ای نداشته باشند و همین باعث تضعیف هر دو شود. اتفاقی که در حال حاضر تا حدودی
رخ داده است.