اولین و آخرین دیدار با فروغ

30 اردیبهشت زادروز احمدرضا احمدی است

اولین و آخرین دیدار با فروغ




احمدرضا احمدی را دیگر همه می‌شناسند؛ شاعری که سال‌هاست بی‌صدا و بی‌حاشیه ادبیات را به مردم معاصرش هدیه می‌کند. احمدی سال گذشته دچار سکته مغزی شد اما این روزها حالش خوب است و روزگار کرونا را در خانه سپری می‌کند. برایش آرزوی سلامتی داریم.
یکی از وجوه مهم شخصیتی احمدی فارغ از شعرهایش، خاطرات مهمی است که از شخصیت‌های مختلف هنر معاصر در یاد دارد. او این خاطرات را در کتاب‌های بسیاری نوشته یا سال‌های پیش تا آنجا که توانسته در رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب مختلف بیان کرده تا یاد عزیزانش را زنده نگه‌دارد. یکی از شاخص‌ترین افرادی که احتمالا خاطراتش با احمدرضا هم خواندنی و هم در تاریخ هنر معاصر مهم است، فروغ فرخزاد است؛ شاعری که احمدرضا رابطه نزدیکی با او داشت. در ادامه دو روایت از احمدرضا احمدی را می‌خوانید که اولین و آخرین دیدارش با فروغ را شرح می‌دهد:
«اولین دیدار من و فروغ دقیقا یادم هست. وقتی به دبیرستان دارالفنون می‌رفتم با آقایی به اسم امیرعباس حامد که الان در آمریکاست و کار سینما می‌کند، همکلاس بودم. او دوست مهرداد صمدی بود. کتاب من که درآمد، مهرداد گفت امیرعباس حامد از کتاب تو خیلی خوشش آمده. یک شب با حامد به کانون فیلم رفته بودیم و فروغ هم آمده بود. امیر رفت سلام‌وعلیک کرد و آشنایی داد. فروغ آدرس خانه‌اش را داد. خانه‌اش خیابان بهار، مزین‌الدوله بود. بالایش هم جایی بود که خانه فرخ تمیمی شد. من و مهرداد صمدی و حامد رفتیم. فروغ تازه آنجا را اجاره کرده بود و تابلویی از سپهری به دیوار زده بود و یک گلیم، خیلی ساده. من کتاب را به او دادم و خواند و خیلی خوشش آمد.»
و اما روایت دوم و آخرین دیدار احمدرضا احمدی با فروغ فرخزاد:
«آخرین باری که فروغ را دیدم هم خانه بهمن محصص بود که با ابراهیم گلستان آمده بودند تابلو ببینند و مرگ پدرم را به من تسلیت گفت. سه روز قبل از فوتش هم شب خانه مهرداد صمدی بودیم و با آن جیپ معروفش مرا که آن زمان خانه‌مان ژاله بود رساند و دیگر ندیدمش. تا این‌که به کتابفروشی نیل رفته بودم که همه آنجا جمع می‌شدیم و خبر آوردند که فروغ دیشب تصادف کرده و مرده است. این آخرین دیدارها بود.»