رسم عدالت و روح جوانمردی و روح سلحشوری و شم اقتصادی

رسم عدالت و روح جوانمردی و روح سلحشوری و شم اقتصادی

امید مهدی‌نژاد طنزنویس

 روزی اردلان‌شاه پیشگاهی، سومین پادشاه سلسله پیشگاهیان، از سلسله‌های پادشاهی ایران باستان قدیم پاک آریایی، تصمیم گرفت کاخی بسازد که هم از کاخ‌های پادشاهان پیشین فاخرتر و مجلل‌تر باشد و هم از کاخ‌های پادشاهان سایر ممالک مجهزتر و اکازیون‌تر باشد تا چشم همه دربیاید. پس دستور داد در نزدیک‌ترین فاصله به کاخ قدیم، طراحی ساخت کاخ جدید را آغاز کنند. معماران و مهندسان و بنایان و انبوه‌سازان گرد هم آمدند و پس از طراحی بنایی مجلل و باشکوه و مشخص کردن زمینی برای ساخت آن، کار را آغاز کردند.
 پس از چند روز مشاور حقوقی پروژه نزد اردلان‌شاه رفت و گفت: ای پادشاه بزرگ در کار تملیک اراضی مورد نیاز اشکالی پیش آمده. پادشاه گفت: چطور شده است؟ مشاور حقوقی گفت: مقرر شد به هریک از مردم که خانه‌اش در طرح ساخت کاخ جدید واقع شده است، مبلغی معادل دوبرابر قیمت خانه‌اش پرداخت و سپس خانه‌اش تملیک شود تا خون آریایی‌اش کثیف نشود. اردلان‌شاه گفت: به به چه کار نیکویی!
 مشاور حقوقی گفت: اما پیرزنی هست که خانه‌ای محقر دارد که اتفاقا دیوار اصلی کاخ جدید باید از نقطه‌ای که خانه وی واقع شده‌است رد شود اما علی‌رغم آن‌که حاضر شده‌ایم سه‌برابر قیمت منزلش را به او بدهیم، راضی به فروش نمی‌شود. وی در پایان افزود: با او چه کنیم؟
اردلان‌شاه گفت: از من نپرسید چه کنیم. بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که در نهاد همه ایرانیان قدیم است با او رفتار کنید. مشاور مالی چون این فرمان را شنید نزد پیرزن رفت و با او مذاکره کرد و پیرزن نیز بنا به روح سلحشوری و شم اقتصادی که در نهاد همه ایرانیان قدیم بود، در قبال دریافت مجوز و تراکم لازم برای ساخت صد واحد مسکونی در بهترین نقطه پایتخت با ویوی ابدی، خانه‌اش را واگذار کرد.
 آیندگانی که از ویرانه‌های کاخ پیشگاهی دیدن کرده‌اند، حتما دیوار اصلی کاخ را دیده‌اند که در هیچ نقطه‌ای کج نشده و به‌طور کامل در خطی راست به جلو رفته است و این نشان پیوند روح جوانمردی، رسم عدالت، روح‌سلحشوری و شم اقتصادی در ایرانیان
 قدیم است.