نیم نگاهی به كتاب «جامعهشناسی عشق» اثر علی طلوعی
عشق با عینك دودی
اجامعهشناسی عشقب؛ عنوانی است كه علی طلوعی برای آخرین كتاب چاپشدهاش انتخاب كرده است.
طلوعی در مقدمه این كتاب با اشاره به آمار بالای طلاق و انواع جرم و مصرف اندك محصولات فرهنگی نظیر سینما، كنسرت و... این پرسش را بهعنوان دغدغه اصلی این روزهای خودش و جامعه مطرح كرده است كه آیا میشود دغدغه جامعهشناسی داشت و به سادگی از كنار این عددها گذشت؟
در این كتاب، عشق از منظر عرفانی، ادبی از دو دیدگاه فلاسفه اسلامی، جامعهشناسان كلاسیك و جامعهشناسان انتقادی بررسی شده و به این مفهوم با توجه به نگاه فلاسفه یونان و روانشناسی اجتماعی در زمینه احساسات و جاذبه میان فردی، نظریه دیالوگ عاشقانه فروم، نظریه رنگآمیزی عشق جان لی و حتی نظریه كالایی شدن عشق باومن پرداخته است.
در فصل اول این كتاب 384 صفحهای كه انتشارات جامعهشناسان آن را منتشر كرده است به تعریف و ریشهشناسی واژه عشق، انواع و جایگاه آن در اسطورهها و ادیان نگاهی گذرا شده است. در فصل دوم، با رویكرد
ادبی-عرفانی به موضوع عشق پرداخته شده و این مبحث، بهویژه در شعر كلاسیك و آثار بزرگترین شاعران فارسی زبان و نیز از دیدگاه عرفان دنبال شده است. فصل سوم، دارای رویكرد فلسفی است و عشق را از منظر فلاسفه غرب وفیلسوفان اسلامی تبیین میكند. در فصل چهارم نیز ابتدا موضوع عشق با رویكردهای روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی تشریح شده و سپس رابطه جامعهشناسی عشق و جایگاه جامعهشناسی عشق در ایران بررسی شده است.
در مجموع، نتیجه آنچه در این كتاب با عنوان جامعهشناسی عشق آمده این است كه اكثر مسائل اجتماعی از خانواده و بداخلاقیها یا خودخواهیهای مفرط و... نشأت میگیرد و اگر عشق، كه نوعی دیگرخواهی است، در خانواده جاری شود، آستانه تحمل را ارتقا میدهد و جامعه را اخلاقیتر میكند چرا كه با عشق میتوان دیگری را بر خود ترجیح داد.
او همچنین تأكید میكند نگاه عالمانه به موضوع عشق از یك سو ما را از كلیگوییهای بیپایان در این عرصه میرهاند و از سوی دیگر شرایطی را فراهم میكند كه بتوانیم برای بحرانهای پیش روی بشر پاسخی انسانی پیداكنیم.
علی طلوعی كه اتفاقاً هم شعر میگوید، هم نثر ادبی مینویسد، در مقدمه كتاب جامعهشناسی عشق میآورد:
امن كه تمام دار و ندارم یك دل مفقودالاثر، یك پیشانی مهربان و بلند، دوپیشانی بند فیروزهای و یك لیلای مقدس است، همه دلمشغولیهای دوران تحصیلم در رشته جامعهشناسی این بوده كه هرگز از كنار تفاوتهایی كه روزگارم را پر كردهاست، بیتفاوت نگذرم و قطعاً سرآمد این تفاوتها چیزی نیست جز عشق...ب




