معضل کوری، دستمایه کاری سینما و تلویزیون شده است
چشمان کاملا بسته
هر دو صنعت سینما و تلویزیون همیشه طرفدار تعریف داستانهایی بودهاند که در آنها شخصیتهای محوری ماجرا نابینا بوده و این مشکل جسمی، سرآغاز یکسری اتفاقات عجیب و غریب برای این شخصیتها بوده است. این مشکل جسمی میتواند هم فردی باشد و فقط برای یک نفر دردسر ایجاد کند و هم میتواند جمعی باشد و خلقکننده مصیبتهایی برای گروه زیادی از آدمها بشود. اما ظاهرا اگر تماشاچی با مشکل جمعی طرف باشد و تعداد زیادی نابینا را در حال تقلا و جستوجو ببیند، همراهی بیشتر و بهتری با ماجراها و رخدادهای داستان فیلمها یا مجموعه میکند. تجربه محصولاتی که تا به امروز در معرض دید تماشاگران قرار گرفته، نشان از آن دارد که کوری و نابینایی جمعی میتواند معما و تنش بیشتری خلق و بینندگانش را هیجانزدهتر کند. در فیلمها و مجموعههایی که با این مضمون تولید و پخش میشود، معمولا منبع اصلی که عامل این بیماری ناشناخته و مرموز است مشخص نمیشود و داستانها از آنجایی آغاز میشود که شخصیتهای اصلی به بیماری کوری مبتلا شدهاند. با چنین تعبیر و تفسیرهایی است که تماشاگران پیگیر مجموعههای تلویزیونی با پخش درام آیندهنگرانه و دلهرهآور «دیدن» روبهرو میشوند.
دیدن با داستان خیالی خود توسط شبکه اپل تهیه شده است. استیون نایت، نویسنده فیلمنامه آن و فرانسیس لاورنس بهعنوان خالق مجموعه معرفی شده است. اپیزود اول دیدن ابتدای نوامبر 2019 پخش شد و بلافاصله توجه دوستداران مجموعههای تلویزیونی را جلب کرد و جماعت سینمارو هم که بعد از موفقیت کلان کارهایی چون «فرار از زندان/ پریزون برک» و «لاست/ گمشدگان» طرفدار پروپاقرص مجموعههای تلویزیونی شدهاند، استقبال خوبی از دیدن آن کردند. در حقیقت با انتخاب هوشمندانه موموآ برای نقش اصلی مجموعه، تهیهکنندگانش موفقیت آنرا بین دوستداران محصولات سینمایی تضمین کردند. استقبال خوب هر دو گروه تماشاگران تلویزیونی و سینمایی از دیدن، راه را برای تولید فصل دوم آن هموار کرد. کار فیلمبرداری این فصل با شیوع کووید- 19 همراه شد و کار تولید را با تاخیر روبهرو کرد. بالاخره اواسط مارس 2021 تمام صحنههای فصل دوم هم فیلمبرداری شد و تماشاگران علاقهمند توانستند در تاریخ 27آگوست همین سال، اولین اپیزود فصل دوم را تماشا کنند. ژوئن 2021 مدیران اپل با اشاره به موفقیت بالای مجموعه و استقبال بسیار خوب مردم از آن، خبر از تولید فصل سوم دادند. کار فیلمبرداری این فصل از می 2021 شروع شده و هنوز ادامه دارد. تاریخی برای پخش سومین فصل دیدن تعیین نشده است.
2 میلیون بازمانده نابینا
داستان در قرن جدید اتفاق میافتد؛ زمانی که شیوع یک ویروس مرگبار زندگی عموم مردم را با خطر مرگ و نیستی روبهرو کرده است. از کل جمعیت بشر فقط دو میلیون نفر باقی مانده و نقطه مشترک تمام آنها این است که بیناییشان را از دست دادهاند. اما این فقط پیشزمینهای برای شروع داستان اصلی مجموعه است که چند قرن بعد از این اتفاق شوم رخ میدهد. جامعه جدیدی که از دل مشکلات گذشته سربرآورده و به حیات خود ادامه میدهد، بهناگزیر راههای مختلفی را برای زندگی پیدا و کشف کرده است. حالا آدمها میدانند بدون قدرت دیدشان چگونه شکار و گذران زندگی کنند. موضوع کوری برای این جامعه به صورت یک معما و راز درآمده و صحبت کردن دربارهاش ممنوع وکژآیینی است.
اما در دل طبیعت وحشی و کوهها، ماگرای باردار(هرا هیلر) دو فرزند به دنیا میآورد که قدرت دیدن دارند. بابا ووس (موموآ) که وظیفه محافظت از خانواده، اهالی قبیله و ماگرا را بهعهده دارد، سعی میکند صلح و امنیت را برای آنها برقرار کند. جرلامارل (جاشوا هنری) پدر بیولوژیکال این بچهها، توسط ملکه (سیلویا هوکز) مرتد خوانده میشود و انتشار خبر بینابودن بچهها یک شکارچی جادوگر را ترغیب به شکار آنها و والدینشان میکند. اما بابا ووس تصمیم دارد با تمام توان در مقابل جادوگر بایستد و از خانواده و قبیلهاش در مقابل ارتش ملکه محافظت کند.
دیدگاه متفاوت منتقدان
بن تراورس، منتقد ایندی وایز نوشت درام اکشن استیون نایت با وجود عجیب بودنش بسیار تاثیرگذار است و با وجود نبود تعادل بین اپیزودها، تماشاچی را بهدنبال خود میکشاند. اما دانیل آداریو که مجموعه را نپسندیده، آنرا اتلافوقت موموآ و وودوارد دانسته که شروعی سرگرمکننده دارد و در ادامه خودش را درگیر یکسری گندهگویی بیمعنا میکند. این در حالی است که موموآ از حضور در دیدن بسیار اظهار رضایت کرده و میگوید:« کار بسیار خوبی بوده است. شما بهعنوان بازیگر همیشه بهدنبال آن هستید که فرصت بازی در چنین اثری را داشته باشید. خوشحالم که چنین اتفاقی افتاده است و در دیدن حضور داشتهام.» اگرچه این مجموعه بهدنبال طرح مسائل اجتماعی نیست اما مضمون کوری در کارهای دیگر سینمایی و تلویزیونی، روی این نکته اصرار داشتهاند. «کوری» (2008) فرناندو میرلس با بازی مارک روفالو و جولین مور، مضمون نابینایی را دستمایه خلق درامی واقعگرا و اجتماعی میکند. «قفس پرنده» (2018) ساندرا بولاک هم در دل داستان ترسناک خود، زمینهای اجتماعی دارد. در این فیلم آدمها خودشان را به کوری میزنند تا از دیدن موجوداتی اجتناب کنند که دیدنشان باعث خلق حس خودکشی در آنها میشود. جان کراسینسکی در درام دلهرهآور دو قسمتی «مکانی ساکت» بازی را برعکس میکند و موجودات بیگانه فضایی را به جان آدمها میاندازد که کور هستند و بهواسطه قدرت شنیداریشان میتوانند آدمها را شکار کنند!




