سردار پدر

سردار پدر

علیرضا رأفتی روزنامه‌نگار

نشسته بودند پای تلویزیون لابد. اگر در جلسه حضور نداشتند حتما از جایی مراسم را زنده تماشا می‌کردند. جلسه معارفه سردارخرم بود. زین‌العابدین رضوی‌خرم که از سرداران سپاه بوده و حالا قرار است بشود استاندار آذربایجان‌شرقی اما خانواده‌اش این عبارت را بیشتر از دهان اطرافیان شنیده‌اند؛ اطرافیانی که سردارخرم از زبان‌شان نمی‌افتد و حضورا و غیابا احترام او را حفظ می‌کنند. لباس سرداری نظامی و ستاره‌های روی دوش برای خود عظمتی دارند که کسی که مقابل آن قرار گرفته می‌داند. عظمت لباس نظامی از قدیم تا الان همین بوده؛ چه آن زمان‌ که لباس‌های نظامی بخش فلزی داشتند و برای باعظمت‌ترشدن، چیزهایی از آنها آویزان شده بود چه حالا که فقط یک لباس یک‌رنگ ساده‌اند با چند درجه و شاید مدال اما عظمت همان است؛ البته که هر چه باشد عظمتش بیشتر از عظمت لباس یک پدر نیست. یک پدر، فارغ از این که شغلش چه باشد و چه لباسی بپوشد، عظمت خودش را دارد و احترام خودش را. حالا پدری که نظامی باشد و یک عظمت مضاعفی را هر روز روی عظمت پدرانه‌اش بپوشد و تمام اطرافیان جلوی‌ او احترام نظامی بگذارند و همه حرمتش را نگه‌دارند و از همه بالاتر، مو سفیدکرده باشد، عظمت و حرمتش پیش بچه‌هایش چیزی است بسیار بالاتر از آن که تصورش را بکنید.
ویدئوی سیلی‌خوردن استاندار جدید آذربایجان‌شرقی که پخش شد هر کسی آن را بازنشر و تحلیل خودش را ضمیمه آن کرد و ماهی خودش را از آب گرفت. یکی طرف ضارب ایستاد و از بیداد مسوولان گفت و این که باید تابوی مسوولیت را شکست! یکی دیگر طرف سردار ایستاد که چه متانتی به خرج داد و آخر سر هم طرف را بخشید. من اما طرف خانواده و بچه‌هایی ایستادم که داشتند مراسم معارفه پدرشان را نگاه می‌کردند.
ماجرای سیلی هر چه که بود و حق طرف
هر کس که بود، هیچ‌چیز مهم‌تر و مهیب‌تر از آن نبود که عظمت یک پدر مقابل دوربین زنده سیلی خورد.