طنز و كنایه در سفر
مذاكره رئیسعلی دلواری با پرتغالیها
طنزآمیز بودن و گاهی نیز كنایی بودن متن، نكتهای است كه در سراسر «ماهی خوران» به چشم میآید. نویسنده تلاش كرده در حالی كه مشاهدات خود را از یك جغرافیا بازگو میكند، این لحن را در نثرش دخیل كند تا صمیمیت روایت بالا برود و با متن خشك و سخت روبهرو نباشیم: «تا كنارك راه بسیاری مانده است كه در دل بیابان میرانیم.گلههای شتر و تپههای آهكی قوت غالب دیدگانمان است. ناخدا میگوید شاید به قلعه پرتغالیها نرسیم. حدس ناخدا درست است. اتوبوس در حالی روبهروی قلعه میایستد كه هوا كاملا تاریك شده است. بهرغم تاریكی، برخی بر تماشای قلعه اصرار میكنند. یكی از بچهها از داستان در دست نوشتارش میگوید كه موقعیت اتفاقاتش در هزارتوی یكی از همین قلعههاست.
نظر نهایی جمع اما بر رفتن است. از دور سلامی میدهیم و دلها را روانه این اولین بنای یادبود تطاول و درازدستی استعمارگران غربی میكنیم. دلمان به حال پرتغالیهای مظلومی كه با خشونت هملها و رئیسعلیها از این خاك بیرون رانده شدهاند میسوزد و گوشه چشمهایمان را نم اشكی تر میكند. برای فرصت مذاكرهای كه از روی تعصب و خشكی به آنها داده نشد، تاسف میخوریم و دست آخر دل از این بنای عبرتانگیزی كه اشتباهی افتاده است در حیاط خانه ما میكنیم.»
نظر نهایی جمع اما بر رفتن است. از دور سلامی میدهیم و دلها را روانه این اولین بنای یادبود تطاول و درازدستی استعمارگران غربی میكنیم. دلمان به حال پرتغالیهای مظلومی كه با خشونت هملها و رئیسعلیها از این خاك بیرون رانده شدهاند میسوزد و گوشه چشمهایمان را نم اشكی تر میكند. برای فرصت مذاكرهای كه از روی تعصب و خشكی به آنها داده نشد، تاسف میخوریم و دست آخر دل از این بنای عبرتانگیزی كه اشتباهی افتاده است در حیاط خانه ما میكنیم.»
تیتر خبرها




