حسین سرود انسانیت است
شما در جهان یک شخصیت حماسی مانند شخصیت حسین بن علی از نظر شدت حماسی بودن و از نظر علو و ارتفاع حماسه یعنی جنبههای انسانی نه جنبه قومی و ملی، پیدا نخواهید کرد.
حسین سرود انسانیت است، نشید انسانیت است و به همین دلیل نظیر ندارد و به جرأت عرض میکنم که نظیر ندارد. شما در دنیا حماسهای مانند حماسه حسین بن علی پیدا نخواهید کرد، چه از نظر قدرت و قوت حماسه و چه از نظر علّو و ارتفاع و انسانی بودن آن. متأسفانه ما مردم این حماسه را نشناختهایم.
حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد: یک صفحه سفید و نورانی، یک صفحه تاریک، سیاه و ظلمانی که هر دو صفحهاش یا بینظیر است یا کم نظیر.
اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بینظیر یا کمنظیر میبینیم. یک وقت حساب کردم و ظاهرا در حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم و خیال هم نمیکنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود که تا این اندازه تنوع داشته باشد، البته در تاریخچه جنگهای صلیبی، جنایتهای اروپاییها خیلی عجیب است.
شرقی هرگز از نظر جنایت به غربی نمیرسد. شما اگر در تمام تاریخ مشرق زمین بگردید، دو جنایت را حتی در دستگاه اموی پیدا نمیکنید: یکی آتش زدن زنده زنده و دیگر قتلعام کردن زنان، ولی در تاریخ مغربزمین این دو نوع جنایت فراوان دیده میشود. زن کشتن در تاریخ مغربزمین یک امر شایعی است. هنوز هم باور نکنید که اینها روح انسانی داشته باشند. آنچه در ویتنام صورت میگیرد ادامه روحیه جنگهای صلیبی و جنگهای اندلس آنهاست. این کار که چندصدهزار نفر را زندهزنده در کوره آتش بگذارند ــ ولو این افراد جانی هم باشند ــ کار مشرقزمینی نیست و از عهده مشرقزمینی چنین جنایتی برنمیآید.
به هرحال من جرأت نمیکنم بگویم جنایتی مثل جنایت کربلا در دنیا وجود نداشته است، ولی میتوانم بگویم در مشرقزمین وجود نداشته است. از این نظر حادثه کربلا یک جنایت و یک تراژدی است، یک مصیبت است، یک رثاء است. این صفحه را که نگاه میکنیم، در آن کشتن بیگناه میبینیم، کشتن جوان میبینیم، کشتن شیرخوار میبینیم، اسب بر بدن مرده تاختن میبینیم، آب ندادن به یک انسان میبینیم، زن و بچه را شلاق زدن میبینیم، اسیر را بر شتر بیجهاز سوار کردن میبینیم. از این نظر قهرمان حادثه کیست؟ واضح است، وقتی که حادثه را از جنبه جنایی نگاه کنیم، آنکه میخورد قهرمان نیست، آن بیچاره مظلوم است. قهرمان حادثه در این نگاه یزید بن معاویه است، عبیدا... بن زیاد است، عمر سعد است، شمربن ذی الجوشن است، خولی است و یک عده دیگر. لذا وقتی که صفحه سیاه این تاریخ را مطالعه میکنیم، فقط جنایت و رثای بشریت را میبینیم. پس اگر بخواهیم شعر بگوییم چه باید بگوییم؟ باید مرثیه بگوییم و غیر از مرثیه چیز دیگری نیست که بگوییم. باید بگوییم:
زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
برگرفته از کتاب حماسه حسینی
استاد شهید مرتضی مطهری
حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد: یک صفحه سفید و نورانی، یک صفحه تاریک، سیاه و ظلمانی که هر دو صفحهاش یا بینظیر است یا کم نظیر.
اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بینظیر یا کمنظیر میبینیم. یک وقت حساب کردم و ظاهرا در حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم و خیال هم نمیکنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود که تا این اندازه تنوع داشته باشد، البته در تاریخچه جنگهای صلیبی، جنایتهای اروپاییها خیلی عجیب است.
شرقی هرگز از نظر جنایت به غربی نمیرسد. شما اگر در تمام تاریخ مشرق زمین بگردید، دو جنایت را حتی در دستگاه اموی پیدا نمیکنید: یکی آتش زدن زنده زنده و دیگر قتلعام کردن زنان، ولی در تاریخ مغربزمین این دو نوع جنایت فراوان دیده میشود. زن کشتن در تاریخ مغربزمین یک امر شایعی است. هنوز هم باور نکنید که اینها روح انسانی داشته باشند. آنچه در ویتنام صورت میگیرد ادامه روحیه جنگهای صلیبی و جنگهای اندلس آنهاست. این کار که چندصدهزار نفر را زندهزنده در کوره آتش بگذارند ــ ولو این افراد جانی هم باشند ــ کار مشرقزمینی نیست و از عهده مشرقزمینی چنین جنایتی برنمیآید.
به هرحال من جرأت نمیکنم بگویم جنایتی مثل جنایت کربلا در دنیا وجود نداشته است، ولی میتوانم بگویم در مشرقزمین وجود نداشته است. از این نظر حادثه کربلا یک جنایت و یک تراژدی است، یک مصیبت است، یک رثاء است. این صفحه را که نگاه میکنیم، در آن کشتن بیگناه میبینیم، کشتن جوان میبینیم، کشتن شیرخوار میبینیم، اسب بر بدن مرده تاختن میبینیم، آب ندادن به یک انسان میبینیم، زن و بچه را شلاق زدن میبینیم، اسیر را بر شتر بیجهاز سوار کردن میبینیم. از این نظر قهرمان حادثه کیست؟ واضح است، وقتی که حادثه را از جنبه جنایی نگاه کنیم، آنکه میخورد قهرمان نیست، آن بیچاره مظلوم است. قهرمان حادثه در این نگاه یزید بن معاویه است، عبیدا... بن زیاد است، عمر سعد است، شمربن ذی الجوشن است، خولی است و یک عده دیگر. لذا وقتی که صفحه سیاه این تاریخ را مطالعه میکنیم، فقط جنایت و رثای بشریت را میبینیم. پس اگر بخواهیم شعر بگوییم چه باید بگوییم؟ باید مرثیه بگوییم و غیر از مرثیه چیز دیگری نیست که بگوییم. باید بگوییم:
زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
برگرفته از کتاب حماسه حسینی
استاد شهید مرتضی مطهری
تیتر خبرها




