درباره «کتاب منصور ملکی»
گستردهترکردن دامنه هنر و ادبیات
همین آغاز برای خودمان نوشابه باز میکنیم و از جملات ابتدایی پیشگفتار «کتاب منصور ملکی» وام میگیریم، آنجا که گردآورنده مینویسد: «به نظرم روزنامهنگارانی که در روزنامهها مینویسند مظلومتر از آنهایی هستند که در مجلات قلم میزنند.
هیچ جایی فهرستی از نوشتههای چاپ شده در روزنامهها پیدا نمیکنید. نوشتهها خوانده میشوند ولی بازیابی و ارجاع به آنها سخت است و لاجرم در تاریخ گم میشوند. نام پدیدآورندگان آثار هنری در تاریخ میماند اما از کسانی که در معرفی و رشد و نقد و بررسی این آثار نقش داشتهاند، کمتر نامی برده میشود. کافی است دورههای مختلف روزنامهها را ورق بزنید؛ مطالب کمنظیری خواهید یافت که حتما برای نوشتن و بازخوانی تاریخ ضروریاند.»
گرچه شاید در این سالها بتوان فهرست نوشتههای چاپ شده در روزنامهها را در سایتی مثل مگیران (بانک اطلاعات نشریات کشور) یافت و به برخی از این آثار دسترسی پیدا کرد اما دراصلِ اشاره توکا ملکی، فرزند خلف منصور(حسن) ملکی، روزنامهنگار، شاعر، منتقد و مدرس ادبیات فقید در مظلومیت روزنامهنگاران و مهجوری نوشتههایشان تردیدی وجود ندارد. درحالی که فارغ از برخی مطالب که به دلیل رخدادهای روزانه و به اقتضای کار روزنامه نوشته میشود و تاریخ انقضا دارد، نگاه و قلم بعضی از روزنامهنگاران و نویسندگان روزنامه نیاز به بازخوانی و توجه جدی و ثبت تاریخی دارد و قطعا به کار اهالی فرهنگ و هنر خواهد آمد.
«کتاب منصور ملکی» که در انتشارات خط و طرح منتشر شده و گزیدهای از انبوه یادداشتهای کوتاه و بلند و نقدهای سینمایی و ادبی ملکی است که طی بیش از 30سال درنشریات منتشر شدهاند، مهر تاییدی براهمیت کار درست و اصولی روزنامهنگاری است که ارزش رجوع و بازخوانی را دارد. استفاده از واژه «کتاب» در عنوان این مکتوب، خود از قدر وقیمت نوشتههای یک روزنامهنگار خوب حکایت میکند و اینکه آثار چنین نگاه وقلمی که در روزنامهها منتشرشده، ازمنزلت داستان و آثارادبی در قالب کتاب هیچ کم ندارد و چه بسا جلوتر ازبسیاری کتابهای دیگر باشد.
مقدمههای آیدین آغداشلو، خسرو دهقان، علی دهباشی و محمودرضا بهمنپور ضمن اینکه اشاره به تنوع و گستردگی دانش و اشراف ملکی به حوزههای مختلف فرهنگ و هنر دارد، هرکدام، از نقش و ویژگیهای مهم این منتقد و روزنامهنگار میگویند. آغداشلو بر حضور موثر ملکی شهادت میدهد و معتقد است او سهم خود را تمام و کمال به فرهنگ معاصر ایران ادا کرد. دهقان به وجه معلمی ملکی اشاره میکند و مینویسد: «از این طریق(معلمی) شاگردان بسیار زیادی داشته که اگر از میان آنها ده - بیست تا هم درآید که دستی به نوشتن داشته باشند، سر به کجاها که نمیگذارد.» دهباشی هم در مطلبش درباره ماندگاری نوشتههای ملکی مینویسد: «آنچه در این کتاب میخوانید مقالاتی است که تاریخ مصرف ندارد؛ قلم او در نگارش ادبیات و هنر کهنگی نمیپذیرد.»
به قول بهمنپور، تلاش ملکی گستردهترکردن دامنه هنر و ادبیات بود که شاید مهمترین رسالت روزنامهنگاران و منتقدان این عرصه باشد، بدون اینکه از محفلی خط بگیرند و به گرایش خاصی در هنر وابسته باشند. اگر به عنوان یک فعال و مخاطب حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات و سینما و البته یک روزنامهخوان حرفهای و همیشگی، میخواهید چشمههایی از قلمزنی موثر و جذاب منصور ملکی را ببینید و بخوانید و به مانایی آثارش و نقش مهم منتقدان و روزنامهنگاران کاربلدی چون او اذعان کنید، مطالعه «کتاب منصور ملکی» به ویژه خواندن نقد و نظرهای صائب سینمایی او را از دست ندهید که بعضی از آنها در قالب ستون «روز... روزنامه» برخی روزنامهها در سالهای دور منتشر میشد.
علی رستگار | روزنامهنگار
گرچه شاید در این سالها بتوان فهرست نوشتههای چاپ شده در روزنامهها را در سایتی مثل مگیران (بانک اطلاعات نشریات کشور) یافت و به برخی از این آثار دسترسی پیدا کرد اما دراصلِ اشاره توکا ملکی، فرزند خلف منصور(حسن) ملکی، روزنامهنگار، شاعر، منتقد و مدرس ادبیات فقید در مظلومیت روزنامهنگاران و مهجوری نوشتههایشان تردیدی وجود ندارد. درحالی که فارغ از برخی مطالب که به دلیل رخدادهای روزانه و به اقتضای کار روزنامه نوشته میشود و تاریخ انقضا دارد، نگاه و قلم بعضی از روزنامهنگاران و نویسندگان روزنامه نیاز به بازخوانی و توجه جدی و ثبت تاریخی دارد و قطعا به کار اهالی فرهنگ و هنر خواهد آمد.
«کتاب منصور ملکی» که در انتشارات خط و طرح منتشر شده و گزیدهای از انبوه یادداشتهای کوتاه و بلند و نقدهای سینمایی و ادبی ملکی است که طی بیش از 30سال درنشریات منتشر شدهاند، مهر تاییدی براهمیت کار درست و اصولی روزنامهنگاری است که ارزش رجوع و بازخوانی را دارد. استفاده از واژه «کتاب» در عنوان این مکتوب، خود از قدر وقیمت نوشتههای یک روزنامهنگار خوب حکایت میکند و اینکه آثار چنین نگاه وقلمی که در روزنامهها منتشرشده، ازمنزلت داستان و آثارادبی در قالب کتاب هیچ کم ندارد و چه بسا جلوتر ازبسیاری کتابهای دیگر باشد.
مقدمههای آیدین آغداشلو، خسرو دهقان، علی دهباشی و محمودرضا بهمنپور ضمن اینکه اشاره به تنوع و گستردگی دانش و اشراف ملکی به حوزههای مختلف فرهنگ و هنر دارد، هرکدام، از نقش و ویژگیهای مهم این منتقد و روزنامهنگار میگویند. آغداشلو بر حضور موثر ملکی شهادت میدهد و معتقد است او سهم خود را تمام و کمال به فرهنگ معاصر ایران ادا کرد. دهقان به وجه معلمی ملکی اشاره میکند و مینویسد: «از این طریق(معلمی) شاگردان بسیار زیادی داشته که اگر از میان آنها ده - بیست تا هم درآید که دستی به نوشتن داشته باشند، سر به کجاها که نمیگذارد.» دهباشی هم در مطلبش درباره ماندگاری نوشتههای ملکی مینویسد: «آنچه در این کتاب میخوانید مقالاتی است که تاریخ مصرف ندارد؛ قلم او در نگارش ادبیات و هنر کهنگی نمیپذیرد.»
به قول بهمنپور، تلاش ملکی گستردهترکردن دامنه هنر و ادبیات بود که شاید مهمترین رسالت روزنامهنگاران و منتقدان این عرصه باشد، بدون اینکه از محفلی خط بگیرند و به گرایش خاصی در هنر وابسته باشند. اگر به عنوان یک فعال و مخاطب حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات و سینما و البته یک روزنامهخوان حرفهای و همیشگی، میخواهید چشمههایی از قلمزنی موثر و جذاب منصور ملکی را ببینید و بخوانید و به مانایی آثارش و نقش مهم منتقدان و روزنامهنگاران کاربلدی چون او اذعان کنید، مطالعه «کتاب منصور ملکی» به ویژه خواندن نقد و نظرهای صائب سینمایی او را از دست ندهید که بعضی از آنها در قالب ستون «روز... روزنامه» برخی روزنامهها در سالهای دور منتشر میشد.
علی رستگار | روزنامهنگار




