فاطمه فاطمه است!
گفتن و نوشتن از انسانی در شأن و منزلت دختر پیامبر رحمت(ص) و همسر فاتح خیبر و مادر دُردانههای ختمیمرتبت، دستی به دور از عصیان و زبانی گویا و دمادم به ذکرا... و قلبی محزون الی ابد میخواهد، تا قلم بلغزد و اشک ارادت بریزد.
تا گوشهای از محاسنات زمینی [نه ملکوتی] این اعجوبه معصوم را روایت کند.
دکتر شریعتی در کتاب فاطمه فاطمه است به قدر درک و فهم استادانهاش چه خوب درستایش مادر عالمین مینویسد: «خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم؛ خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از مریم سخن میگفت.
گفت ۱۷۰۰سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن دادهاند. ۱۷۰۰سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کردهاند. ۱۷۰۰سال است که همه هنرمندان، چهرهنگاران، پیکرهسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم، هنرمندیهای اعجازگر کردهاند اما مجموعه گفتهها، اندیشهها، کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانستهاند عظمتهای مریم را بازگویند؛ که «مریم مادر عیسی است».
من خواستم با چنین شیوهای از فاطمه بگویم. باز درماندم. خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه، دختر محمد(ص) است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه! اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است. این یعنی فاطمه را خدای فاطمه میتواند شرح دهد ولاغیر.»
تا اینجای مطلب که همراه شدید بد نیست متنی از کتاب «کشتی پهلوگرفته» را نیز در ادامه بخوانید؛ آنجا که نویسنده میگوید: «یک بار عایشه به رسول خدا عرض داشت: چرا به هر دیدار فاطمه، تو جان دوباره میگیری؟
گفتم: خموش! عایشه!
فاطمه بهشت من است، فاطمه کوثر من است.
من از فاطمه بوی بهشت میشنوم، فاطمه عین بهشت است، فاطمه جواز بهشت است.
رضای من در گرو رضای فاطمه است، رضای خدا در گرو رضای فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست ورضای فاطمه بهشت خدا... واین یعنی حضرت فاطمه(س) ازعجایب خلقت در نوع خود بینظیر است.»
مختار ایوبی - چاردیواری
دکتر شریعتی در کتاب فاطمه فاطمه است به قدر درک و فهم استادانهاش چه خوب درستایش مادر عالمین مینویسد: «خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم؛ خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از مریم سخن میگفت.
گفت ۱۷۰۰سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن دادهاند. ۱۷۰۰سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کردهاند. ۱۷۰۰سال است که همه هنرمندان، چهرهنگاران، پیکرهسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم، هنرمندیهای اعجازگر کردهاند اما مجموعه گفتهها، اندیشهها، کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانستهاند عظمتهای مریم را بازگویند؛ که «مریم مادر عیسی است».
من خواستم با چنین شیوهای از فاطمه بگویم. باز درماندم. خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه، دختر محمد(ص) است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه! اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است. این یعنی فاطمه را خدای فاطمه میتواند شرح دهد ولاغیر.»
تا اینجای مطلب که همراه شدید بد نیست متنی از کتاب «کشتی پهلوگرفته» را نیز در ادامه بخوانید؛ آنجا که نویسنده میگوید: «یک بار عایشه به رسول خدا عرض داشت: چرا به هر دیدار فاطمه، تو جان دوباره میگیری؟
گفتم: خموش! عایشه!
فاطمه بهشت من است، فاطمه کوثر من است.
من از فاطمه بوی بهشت میشنوم، فاطمه عین بهشت است، فاطمه جواز بهشت است.
رضای من در گرو رضای فاطمه است، رضای خدا در گرو رضای فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست ورضای فاطمه بهشت خدا... واین یعنی حضرت فاطمه(س) ازعجایب خلقت در نوع خود بینظیر است.»
مختار ایوبی - چاردیواری
تیتر خبرها




