نسخه Pdf

افراط در توجه به مسائل اجتماعی

افراط در توجه به مسائل اجتماعی

یک عده می‌گویند اصلا این حرف که‏ «الصَّلوةُ عَمودُ الدّین‏ نماز پایه و عمود خیمه دین است»، با تعلیمات اسلامی جور درنمی‌آید.

اسلام دینی است که بیش از هر چیزی به مسائل اجتماعی اهمیت می‌دهد، اسلام دین‏ انَّ اللهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسان‏  است، اسلام دین‏ لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَالْمیزانَ لِیقومَ النّاسُ بِالْقِسْط است، اسلام دین امربه معروف و نهی ازمنکر است: کنْتُمْ خَیرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرونَ بِالْمَعْروفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکر، اسلام دین فعالیت وعمل و کار است، اسلام دین بزرگی است؛ دینی که این همه به این مسائل اهمیت می‌دهد، چطور می‌شود برای عبادات این همه اهمیت قائل بشود؟ نه، پس اساسا مسأله‌ عبادت در دنیای اسلام‏ اهمیت زیادی ندارد؛ برو دنبال تعلیمات اخلاقی اسلام، برو دنبال تعلیمات اجتماعی اسلام؛ مسأله‌ عبادت مال بیکارهاست، آنهایی که کار مهم‌تری ندارند باید نماز بخوانند و عبادت کنند اما آدمی که کار مهم‌تری دارد که دیگر لزومی ندارد عبادت کند. این هم فکر غلطی است و بسیار بسیار خطرناک. اسلام را همان طوری که هست باید شناخت. عکس‌العمل کندروی اینها این است که یک طبقه دیگری پیدا شده از تندروها که واقعا به مسائل اجتماعی اسلام اهمیت داده و حساسیت هم نشان می‌دهند. این‏جور اشخاص از این نظر خیلی هم باارزش هستند، ولی برخی از همین‌ها را من گاهی دیده‌ام که مثلا مستطیع شده است اما به حج نمی‌رود. این آدمی که واقعا مسلمان است، واقعا به اسلام علاقه‌مند است و دلش برای اسلام می‏‌تپد، وقتی مستطیع می‌شود به مکه نمی‌رود، اصلا برایش خیلی مهم نیست. به نمازش اهمیت نمی‌دهد. به این‌که درمسائل باید تقلید کرد اهمیت نمی‌دهد، با این‌که تقلید یک امر معقولی است. معنای تقلید چیست؟ می‌گویند آقا تو یا باید مسائلی مانند نماز و روزه را مستقیما خودت استنباط کنی، یعنی این‌قدر متخصص باشی که خودت از روی تخصص استنباط کنی یا عمل به احتیاط بکنی که کارت خیلی دشوار است،  یا یک متخصص عادل عالم جامع‌الشرایط را درنظر بگیر و مثل این‌که به یک طبیب متخصص مراجعه می‌کنی، مطابق نظر او رفتار کن. نمی‌شود که انسان تقلید نکند؛ یعنی اگر تقلید نکند، خودش را بیشتر به زحمت انداخته است. یا بعضی‌ها به روزه‌شان اهمیت نمی‌دهند، اگر رفتند مسافرت و روزه‌شان قضا شد، قضایش را انجام نمی‌دهند. اینها هم خودشان را مسلمان کامل می‌دانند، آن دسته اول هم خودشان را مسلمان کامل می‌دانند، درصورتی که نه اینها مسلمان کاملند و نه آنها. اسلام دینی است که‏ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعْضٍ‏ برنمی‌دارد. نمی‌شود انسان عبادت اسلام را بگیرد ولی اخلاق و مسائل اجتماعی‏اش مانند امر به معروف و نهی از منکر را نگیرد، نمی‌شود انسان امر به معروف و نهی از منکر اسلام را بگیرد و عبادتش را رها کند.
قرآن هر جا که می‌گوید: اقیمُواالصَّلوه پشت سرش می‌گوید: اتُوا الزَّکوه. اگر می‌گوید: اقامَ الصَّلوه پشت سرش می‌گوید: اتَی الزَّکوه. اگر می‌گوید: یقیمونَ الصَّلوه پشت سرش می‌گوید: یؤْتونَ الزَّکوه. «یقیمونَ الصَّلوة» مربوط به رابطه میان بنده و خداست، یؤْتونَ الزَّکوه مربوط به رابطه میان بنده و دیگر بندگان خداست. یک نفر مسلمان، هم باید یک رابطه دائم و ثابت میان او و خدای خودش برقرار باشد و هم باید یک رابطه ثابت و دائم میان او و جامعه خودش برقرار باشد. بدون عبادت، ذکر و یاد خدا، مناجات با حق، حضور قلب، نماز و روزه نمی‌شود یک جامعه اسلامی ساخت و حتی خود انسان سالم نمی‌ماند. همچنین بدون یک اجتماع صالح و یک محیط سالم، بدون امر به معروف و نهی از منکر، بدون رسیدگی و تعاطف و تراحم میان افراد مسلمان نمی‌شود عابد خوبی بود. /  برگرفته از کتاب آزادی معنوی،استاد شهید مرتضی مطهری