نسخه Pdf

خودم با داستان‌هایم زندگی می‌کنم و لذت می‌برم

نویسنده «وضعیت بی‌عاری»

خودم با داستان‌هایم زندگی می‌کنم و لذت می‌برم

40سال طول کشید تا یک رمان بنویسم و40سال بعد می‌توانم یک رمان دیگر بنویسم. اگر من بخواهم پنج کتاب در عمرم چاپ کنم، خدا باید 200سال عمر به من بدهد! البته این شوخی است و من حداقل پنج کار بالای 25 تا 30هزار کلمه دارم که متأسفانه رهای‌شان کرده‌‎ام. اخلاقی دارم که باید زیست رمانم فراهم شود و متأسفانه بعضی طرح‎‌‌هایم امکان این زیست را ندارد.

مثلا کار نصفه‌‎کاره‌ای در مورد زندگی ایزدی‌ها دارم که اصلا امکان سفر و دیدن شنگال را در عراق نمی‌‎دهند، یا کاری درخصوص بهایی‌ها دارم که تا حدودی هم پیش‌رفته‌ام اما آن هم امکان زیست را به من نمی‎دهد. البته به غیر ازرمان، کتاب‌های دیگری در این مدت کار کرده‌ام‌؛ مثلا کتاب خاطره ــ روایتی به‌نام«درخت تنها» را با نشرجمکران کار کردم که آن کارهم 14 ماه طول کشید، چون تحقیقاتش بسیار وسیع بود و برای این کتاب به مناطق تفحص رفتم و با بچه‌هایش همراه شدم. 
دو کتاب دیگر هم در حوزه خاطره ــ روایت دارم و در سال گذشته یک مجموعه داستان نوجوان و یک کتاب خشتی کودک هم منتشر کرده‎ام‌. خیلی هم بیکار نبوده‌ام و راستش الان هم مشغول سردبیری نشریه‎‎ نوجوان «سلام بچه‌ها» هستم که خیلی وقت از من می‌گیرد. 
من در زمینه‎ هنر کارهای مختلفی انجام داده‌ام، مرتبا بین رشته‌های هنری کانال عوض کرده‌ام و هر زمانی به فراخور حس و حالم در رشته‌ای فعالیت داشته‌ام. از بازیگری تئاتر شروع کرده‌ام و از عکاسی و گرافیک گرفته تا فیلمسازی، نویسندگی، کارگردانی و ... کار کرده‌ام. اینها همه من را راضی و زنده نگه داشته و فکر می‌کنم زندگی همین است. قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد، قرار همین است؛ لذت بردن از زندگی. در تمام این سال‌ها از زندگی‌ام لذت برده‌ام و البته بوده‌اند کسانی که از هنرهای مختلف من لذت برده‌اند. حالا هر کس نظری دارد، بعضی می‌گفتند کاش فقط تئاتر کار می‌کردی، بعضی می‌گویند تو فقط باید بنویسی،بعضی حتی من را به مستندسازی، فیلمبرداری و... تشویق کرده‌اند اما من از همه‌ این هنرها لذت برده‌ام و به‌جا از هرکدام در دیگری استفاده کرده‌ام و حتما دیده‌اید که در «وضعیت بی‌عاری» چقدر از تکنیک‌های تئاتری و روایت نمایشی بهره برده‌ام یا ادبیات کهن مثل هزارویک‌شب چقدر به کار من آمده یا قاب‌بندی سینمایی و کادربندی عکاسی و... .
در داستان هم برایم قضیه طور دیگری است، این نیست که حتما کاری منتشر کنم، همین که صبح با داستان بیدار می‌شوم و تمام روز ذهنم درگیر داستان است، خوشحالم و خیلی وقت‌ها دلیلی نمی‌بینم خواننده دیگری داشته باشم. خودم با داستان‌هایم زندگی می‌کنم و لذت می‌برم، می‌دانم خودخواهی است اما انسان تا خودش را دوست نداشته باشد که دیگران را دوست نخواهد داشت.