شکوفایی مجدد حوزه‌های علمیه

روایت تاریخ از کارنامه روحانیت(بخش سی‌ام)

شکوفایی مجدد حوزه‌های علمیه

سکولاریسم، تفکر برخاسته از تحولات عصر رنسانس از اواخر دوران صفویه تا اوایل حکومت قاجار به روند مضمحل ساختن حوزه‌های علمیه با جدا ساختن تدریجی علوم دینی از سایر علوم و هنرها و حاکم ساختن تفکر اخباری‌گری بر این حوزه‌ها ادامه داد تا در دوران قاجار و سپس پهلوی اول، آنها را به پایین‌ترین سطح تأثیر خود رسانیدند.

اما به‌رغم همه این تلاش‌ها نتوانستند روحانیت را منزوی سازند؛ روحانیتی که در تمام طول دوران قاجار و با وجود تمامی توطئه‌های آشکار و نهان عوامل فراماسونری در این دوران برای نابودی و انزوای ایران، با تمام وجود در صحنه بود و به‌عنوان تنها نیروی مردمی و مقاوم در برابر همه آن توطئه‌ها ایستادگی کرد و مردم را به صحنه فراخواند: 
از ایستادگی در برابر قراردادهای خیانت‌آمیز و وطن‌فروشانه همچون رویتر و رژی گرفته تا حضور همه‌جانبه در نهضت عدالتخانه ملت و مقابله با انحراف آن که توسط فراماسون‌ها به سفارت انگلیس کشیده شد تا مواجهه مستقیم با قشون انگلیس در زمانی که به‌طور رسمی به خاک ایران تجاوز کرده و آن را لگدکوب چکمه‌پوشان خودشان گردانیدند و تا ده‌ها و صدها عملکرد و موضع‌‌گیری انقلابی و اسلامی دیگر که سرزمین ما را از پیچ‌های خطرناک تاریخی عبور داد. تا این‌که همان کانون‌های استعماری صلیبی/ صهیونی تصمیم گرفتند رضاخان را تحت نام دیکتاتوری منور روی کار آورده و روحانیت را با سر نیزه سرکوب سازند. در آن روزها مراکز علمی و دینی در نامطلوب‌ترین شرایط خود به‌سر می‌برد. دوران سرکوب رضاخانی این وضعیت را به فاجعه‌ای دهشتناک‌تر رساند به‌طوری که بسیاری از طلاب و روحانیون تحت شرایط وحشت و ترور رضا میرپنج سوادکوهی، کسوت روحانیت و درس و تحصیل را رها ساخته و به شهرها و روستاهای خود بازگشتند، برخی از مدارس علمیه تعطیل شد و جلسات مذهبی و دینی به کم‌رونق‌ترین میزان خود رسید. شرایط تحصیل علوم دینی به‌حدی دشوار و سخت بود که طلاب مقاوم برای بحث و فحص پیرامون مقولات علمی، راهی خارج از شهر می‌شدند تا در دشت و کوه و صحرا و به دور از چشم مأموران رضاخان، چراغ علوم دینیه و مشعل حوزه‌های علمیه را روشن نگه دارند. 
ازطرف دیگر استعمار از طریق نوکر دست‌نشانده‌‌اش یعنی رضاخان میرپنج، هرآنچه می‌خواست به سر ملت مظلوم ایران می‌آورد. امپریالیسم غرب در زمان همین رضاخان بود که با قرارداد ننگین 1933، نفت ایران را برای مدت 32 سال در اختیار گرفته و غارت کرد، همچنین با ضمیمه کردن آرارات شرقی به خاک ترکیه و رها کردن اروند‌رود (شط‌العرب) برای عراق به‌علاوه بخشش قسمت وسیعی از خراسان، بلوچستان و سیستان به افغانستان، شرایط را برای شکل‌‌گیری پیمان استعماری سعدآباد فراهم آورد. 
دانالد ویلبر در کتاب خود تحت عنوان «رضاشاه» نوشت:«... او که فرزند زمین‌داری کوچک و در سال 1300 با حقوق اندک زندگی می‌کرد، در زمان سلطنت خود، چنان ثروتی انباشته کرد که در زمان کناره‌‌گیری از سلطنت، سرمایه‌ای در حدود سه میلیون پوند انگلیس و بیش از یک میلیارد و 200میلیون مترمربع از بهترین زمین‌های کشاورزی ایران را در اختیار داشت.»
دکتر محمدقلی مجد، استاد دانشگاه پنسیلوانیا در کتاب «رضاشاه و بریتانیا» درمورد ثروت رضاخان در پایان دوران سلطنتش می‌نویسد: «... براساس اسناد وزارت خارجه و وزارت خزانه‌داری آمریکا رضاشاه حدود 200میلیون دلار در حساب‌های بانکی خود در خارج ازکشور پول نقد داشت... .توجه کنید که در سال 1941 کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صدمیلیون دلار بود. در این زمان رضاشاه 200میلیون دلار پول نقد داشت. من تصور نمی‌کنم که راکفلر هم در آن زمان چنین پول نقدی در اختیار داشت... .»1
اما بازهم این روحانیت و علمای اسلام همچون امام‌خمینی(ره) بودند که به‌خوبی شرایط بحرانی مملکت و خواب‌هایی که استعمار برای غارت و چپاول آن دیده بود را درک کردند. از همین‌رو بود که پس از گریز رضاخان از کشور و با پدیدآمدن شرایط جدید سیاسی در کشور، امام طی نامه‌ای تکان‌دهنده، ملت مسلمان را به قیام علیه رژیم طاغوتی و برپایی حکومت اسلامی فراخواندند. در این نامه که به تاریخ 15 اردیبهشت 1323به رشته تحریر درآمد(و اصل آن اینک در کتابخانه وزیری یزد موجود است) ایشان ضمن افشای حکومت پهلوی، مردم را به قیام علیه آن دعوت کردند. در بخشی از آن اعلامیه آمده بود: «...  قیام برای شخص است که یک نفر مازندرانی بی‌سواد (رضاخان) را بر یک گروه چندمیلیونی چیره می‌کند که حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام برای نفع شخصی است که الان چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام برای نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام برای خود است که موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه‌گرد کرده و نفس از هیچ‌کس درنمی‌آید. قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زن‌های عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخنی نمی‌گوید... .هان ‌ای روحانیون اسلامی! ‌ای دانشمندان دیندار!... امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید؟...»2
پس از آن هم کتاب «کشف‌الاسرار» را به رشته تحریر درآوردند. حضرت امام در انتهای کتاب کشف‌الاسرار پس از ذکر آیاتی از قرآن و توضیح مفصلی درباب احکام و قواعد و قوانین اسلامی می‌نویسند: «...هم‌میهنان عزیز، خوانندگان گرامی، برادران ایمانی، جوانان ایران‌دوست، ایرانیان عظمت‌خواه، مسلمانان عزت‌طلب، دینداران استقلال‌خواه، اینک این فرمان‌های آسمانی است، این دستورات خدایی است، این پیام‌های غیبی است که خدای جهان برای حفظ استقلال کشور اسلامی و بنای عظمت به شما ملت قرآن و پیروان خود فرستاده، آنها را بخوانید و تکرار کنید و در پیرامون آن دقت نمایید و آنها را به‌کار ببندید تا استقلال و عظمت شما برگردد و پیروزی و سرافرازی را دوباره در آغوش گیرید... .»3
کشف‌الاسرار درواقع نشانه روحیه مبارزاتی و انقلابی امام بود. در شرایط و وضعیتی که چندان اعتقادی به مبارزه صریح سیاسی و علنی نداشتند، با برنامه‌ای درازمدت، پیگیر تربیت روحانیون و شاگردانی آگاه و مبارز بودند تا بتوانند علم مبارزه را از درون حوزه علمیه بلند کنند. 
اینچنین بود که باز هم کید و مکر کانون‌های استعماری به خود آنها برگشت. از یک طرف مراجعی مانند آیت ا... العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری و آیت ا... سید حسین بروجردی به بازسازی حوزه علمیه قم همت گماردند. این درحالی بود که در سال‌های سرکوب روحانیت در ایران، هجرت برخی علمای اسلام به لبنان، جبهه‌های دیگر از روحانیت شیعه را دراین کشور به‌وجود آورده بود تا درسال‌های بعدجبهه مقدم نبردبااسرائیل شکل گیردوالبته حوزه علمیه نجف نیزبه‌رغم نفوذ انگلیس همچنان فعال بود. جریاناتی مانند جمعیت نهضت اسلام در سال 1301 یا اتحادیه اسلامی در سال 1324 یا جامعه تعلیمات اسلامی در سال 1322، حکایت بازگشت اسلام به عرصه زندگی و اجتماع بود.اما فعالیت مجدد حوزه علمیه قم، نوید تجدید دوران پرشکوه استیلای تمدن و فرهنگ اسلام برجهان بود. روحانیت و مرجعیت مکتب اهل بیت (علیهم السلام) مجددا از درون همین حوزه علمیه قم به عرصه فعالیت اجتماعی آمد و فضلایی همچون امام‌خمینی (رحمه‌ا... علیه)، علامه طباطبایی، استاد شهید مطهری و دکتر سید محمد بهشتی و آیت ا... سید علی خامنه‌ای از درون آن بیرون آمدند که پس از چند قرن باز هم همه جهان را تحت تأثیر حرکت خویش قرار داده که با برپایی حکومت اسلامی، زمینه تشکیل دولت کریمه امام زمان(عجل‌ا... تعالی فرجه الشریف) را فراهم آورند. 

1. دکتر محمدقلی مجد - رضاشاه و بریتانیا براساس اسناد وزارت خارجه آمریکا - ترجمه مصطفی امیری- موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی- چاپ اول - بهار 1389
2. صحیفه امام - جلد 1- صفحه 21 تا 23
3. امام‌خمینی(ره) - کشف‌الاسرار - بی‌نا- بی‌جا- صفحه 334


سعید مستغاثی - نویسنده و منتقد