ماه قرآن اشارهای به بهترینها
زان می عشق که زو پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بیاور جامی
قرآن واقعا کتاب زندگی است. نامهای آسمانی که برای هرچه بهتر و زیباتر زیستن ما آمده آن هم با مژده حیات طیبه! یعنی زندگانی ناب، پاک و دلخواه و دوستداشتنی.راستگویی بدون هیچ اغراق و بزرگنمایی و دروغ که برخلاف دیگر متنها و نوشتارها فقط به دانشافزایی خوانندگانش نمیپردازد بلکه روح و روانشان را ارتقا میدهد، وجودشان را میپالاید و جانشان را جلا میدهد و ذهنیتشان را دگرگون کرده ژرفا میبخشد، معنابخش کار و کوشش است و راهنما به روشنترین راههایی که در خور مخاطبانش است.اما به فرمایش امام راحل(ره) قرآن را وقف مقبرهها کردهایم! کتاب زندگی آمده زندگیساز باشد، نه زینت مردگان و اهل قبور! اینکه چنین انحراف بزرگی کی و کجا اینچنین ژرف و مؤثر شد و جامعه اسلامی را از خودش و روشنایی وحیانیاش یکسره دور و بیگانه کرد، سخن دیگری است اما به میراث بیهمتای تمدنیمان که درست بنگریم، مگر بهجز این است که دوران طلایی تمدن ایرانی اسلامی مشهور به دوران عروس جز با تمسک و توجه به قرآن. شکوفایی و تابندگی یافت؟ مگر صاحبنظران به تمدن ما عنوان تمدن کتابی ندادهاند؛ تمدنی که برپایه فقط همین کتاب یگانه و بیهمتا برپا و مانا شد!
آن همه تجربههای بیشمار بزرگان را درباره مکالمههای همیشگی و معاشرتشان با قرآن در حافظه کتابهای پرشمار که بازبخوانیم، شگفتزده میشویم از آن همه برکت و روشنی و فیروزی و سعادت و بهروزیشان در همین زندگانی و آن همه ایمنیبخشی قرآن در پست و بلند روزگار و...بسیاری برکتها و شگفتیهای عجیب. وقتی بزرگان فرزانهمان قرآن را ادبستان خدا میشمارند و بهترینهامان را همدمهای این کتاب میدانند چرا ما از خوبها نباشیم. وقتی این همه ناگزیر از خواندن هستیم چرا در قرآن گشت و گذار نکنیم تا مگر به اندازهمان سردربیاوریم که بهراستی کتابی که کار بشر نیست، سرآخر چه میخواهد بگوید! وقتی بزرگان ما همان یگانههایی که همیشه در همه روزگان ستایشگرشان هستیم و به نام و یاد و آثارشان افتخار میکنیم، بهروشنی اقرار میکنند هرچه کردهاند همه از دولت قرآن کردهاند، چرا ما از فرهیختگان و فرزانگانمان نیاموزیم! علامه حسنزاده(ره) چه نیکو بارها تاکید میفرمودند: ره، چنان رو که رهروان رفتند!
علی مظاهری - گروه فرهنگ و هنرگرچه ماه رمضان است بیاور جامی
قرآن واقعا کتاب زندگی است. نامهای آسمانی که برای هرچه بهتر و زیباتر زیستن ما آمده آن هم با مژده حیات طیبه! یعنی زندگانی ناب، پاک و دلخواه و دوستداشتنی.راستگویی بدون هیچ اغراق و بزرگنمایی و دروغ که برخلاف دیگر متنها و نوشتارها فقط به دانشافزایی خوانندگانش نمیپردازد بلکه روح و روانشان را ارتقا میدهد، وجودشان را میپالاید و جانشان را جلا میدهد و ذهنیتشان را دگرگون کرده ژرفا میبخشد، معنابخش کار و کوشش است و راهنما به روشنترین راههایی که در خور مخاطبانش است.اما به فرمایش امام راحل(ره) قرآن را وقف مقبرهها کردهایم! کتاب زندگی آمده زندگیساز باشد، نه زینت مردگان و اهل قبور! اینکه چنین انحراف بزرگی کی و کجا اینچنین ژرف و مؤثر شد و جامعه اسلامی را از خودش و روشنایی وحیانیاش یکسره دور و بیگانه کرد، سخن دیگری است اما به میراث بیهمتای تمدنیمان که درست بنگریم، مگر بهجز این است که دوران طلایی تمدن ایرانی اسلامی مشهور به دوران عروس جز با تمسک و توجه به قرآن. شکوفایی و تابندگی یافت؟ مگر صاحبنظران به تمدن ما عنوان تمدن کتابی ندادهاند؛ تمدنی که برپایه فقط همین کتاب یگانه و بیهمتا برپا و مانا شد!
آن همه تجربههای بیشمار بزرگان را درباره مکالمههای همیشگی و معاشرتشان با قرآن در حافظه کتابهای پرشمار که بازبخوانیم، شگفتزده میشویم از آن همه برکت و روشنی و فیروزی و سعادت و بهروزیشان در همین زندگانی و آن همه ایمنیبخشی قرآن در پست و بلند روزگار و...بسیاری برکتها و شگفتیهای عجیب. وقتی بزرگان فرزانهمان قرآن را ادبستان خدا میشمارند و بهترینهامان را همدمهای این کتاب میدانند چرا ما از خوبها نباشیم. وقتی این همه ناگزیر از خواندن هستیم چرا در قرآن گشت و گذار نکنیم تا مگر به اندازهمان سردربیاوریم که بهراستی کتابی که کار بشر نیست، سرآخر چه میخواهد بگوید! وقتی بزرگان ما همان یگانههایی که همیشه در همه روزگان ستایشگرشان هستیم و به نام و یاد و آثارشان افتخار میکنیم، بهروشنی اقرار میکنند هرچه کردهاند همه از دولت قرآن کردهاند، چرا ما از فرهیختگان و فرزانگانمان نیاموزیم! علامه حسنزاده(ره) چه نیکو بارها تاکید میفرمودند: ره، چنان رو که رهروان رفتند!




