تنگی معیشت با فراموشی یاد خدا
(وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً)
فرمود: کسی که از ذکر من اعراض کند«معیشتی ضنک» یعنی تنگ دارد، برای این است که کسی که خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید، دیگر چیزی غیر دنیا نمیماند که وی به آن دل ببندد و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد، در نتیجه همه کوششهای خود را منحصر در آن کند و فقط به اصلاح زندگی دنیایش بپردازد و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده، به تمتع از آن سرگرم شود، و این معیشت، او را آرام نمیکند، چه کم باشد و چه زیاد، برای اینکه هر چه از آن بهدست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضی نمیشود، و دائما چشم به اضافهتر از آن میدوزد، بدون اینکه این حرص و تشنگیاش به جایی منتهی شود، پس چنین کسی دائما در فقر و تنگی بهسر میبرد... در حالیکه اگر مقام پروردگار خود را میشناخت و به یاد او بود...یقین میکند که دنیا دار مجاز است و حیات و زندگی دنیا در مقابل آخرت پشیزی بیش نیست. اگر او این را بشناسد دلش به آنچه خدا تقدیرش کرده قانع میشود و معیشتاش هر چه باشد برایش فراخ گشته، دیگر روی تنگی و ضنک را نمیبیند.
ترجمه تفسیرالمیزان، جلد ۱۴، صفحه ۳۱۵
فرمود: کسی که از ذکر من اعراض کند«معیشتی ضنک» یعنی تنگ دارد، برای این است که کسی که خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید، دیگر چیزی غیر دنیا نمیماند که وی به آن دل ببندد و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد، در نتیجه همه کوششهای خود را منحصر در آن کند و فقط به اصلاح زندگی دنیایش بپردازد و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده، به تمتع از آن سرگرم شود، و این معیشت، او را آرام نمیکند، چه کم باشد و چه زیاد، برای اینکه هر چه از آن بهدست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضی نمیشود، و دائما چشم به اضافهتر از آن میدوزد، بدون اینکه این حرص و تشنگیاش به جایی منتهی شود، پس چنین کسی دائما در فقر و تنگی بهسر میبرد... در حالیکه اگر مقام پروردگار خود را میشناخت و به یاد او بود...یقین میکند که دنیا دار مجاز است و حیات و زندگی دنیا در مقابل آخرت پشیزی بیش نیست. اگر او این را بشناسد دلش به آنچه خدا تقدیرش کرده قانع میشود و معیشتاش هر چه باشد برایش فراخ گشته، دیگر روی تنگی و ضنک را نمیبیند.
ترجمه تفسیرالمیزان، جلد ۱۴، صفحه ۳۱۵
تیتر خبرها




