نسخه Pdf

آدمی که امکان دارد زیر پایش خالی شود!

برای داستان بلند «چرا اینجا روی زمین نشسته‌ام» به قلم ژوئل اگلوف

آدمی که امکان دارد زیر پایش خالی شود!

آلن رب گری‌یه، معضل رمان را - به‌وضوح - معضل رابطه انسان با محیطش می‌داند. در گذشته انسان می‌کوشید به کائنات شخصیت انسانی ببخشد. استعاره‌هایی مانند «قله‌های باابهت،«آفتاب بی‌رحم»،«دهکده قوزکرده» این‌گونه تشبیه به انسان با چنان اصرار و انسجام بیش از حدی تکرارمی‌شود که ناچار از پشت آن یک نظام مابعدطبیعی تمام‌عیار آشکار می‌گردد.

رب گری‌یه معتقد است که انسان‌گرایی به این بهانه که انسان می‌تواند فقط شناختی ذهنی از جهان داشته باشد، بر آن می‌شود که انسان را موجب توجیه همه چیز بداند. ناتالی ساروت -نویسنده و نظریه پرداز ادبی فرانسوی- گاه طوری می‌نویسد که انگار معتقد است، اشیا تماشا می‌کنند. گرایش‌های او مملو از اشیایی است که توانایی واکنش انسانی به آنها داده شده است. البته ساروت به سختگیری روب گری‌یه در چگونگی درک واقعیت نیست. باید پذیرفت که دیگر آگاهی انسان از محیط خود جدا شده است. انسان در زمان حال همیشگی زندگی می‌کند. حافظه دارد اما نه به ترتیب زمان.پس بهترین کاری که نویسنده می‌تواند امیدوار به انجام دادنش باشد، منتقل کردن احساس ظریف حضور انسان در زمان حال است.در داستان بلند «چرا اینجا روی زمین نشسته‌ام» همه چیز تحت‌تاثیر رانش زمین قرار می‌گیرد. زمینی که باید مستحکم‌تر و مطمئن‌تر ازهرچیز دیگری باشد، حالا سست‌تر ازهمیشه فرومی‌ریزد وهمه چیز را می‌بلعد.هر روز سر و کله ترک‌ها و حفره‌های عمیقی روی دیوار خانه‌ها و نماهای ساختمان‌ها پیدا می‌شود. شکاف‌هایی که ترمیم نمی‌شود، عمق پیدامی‌کندودرنهایت سبب ویرانی می‌شود.زبان اگلوف درهمه‌داستان‌هایش، طنزی سیاه وگزنده دارد.بلاهت ذاتی ودرونی شخصیت‌هایش، به‌خوبی از پس به سخره گرفتن موقعیت‌های هولناکی که پیش روی‌شان قرار دارد، برمی‌آید. آنها فلسفه می‌بافند. مسائل عمیق انسانی را با زبان خودشان واکاوی می‌کنند. البته وجود شخصیت‌هایی که نسبت به اتفاق‌های پیش رو بی‌تفاوت هستند و به نوعی درگیری با وقایع عجیب، خللی در زندگی روزمره و روابط‌شان ایجاد نمی‌کند، یکی از هوشمندی‌های نویسنده است. داستان‌های اگلوف مخصوص جغرافیا یا آدم‌های خاصی نیست. داستان‌های او، داستان همه انسان‌هاست. دنیایی که درحال فروپاشی است وآدمی که هر لحظه امکان داردزیرپایش خالی شود وبه چاهی عمیق فرورود.این داستان با زاویه دید اول شخص روایت می‌شود. ترجمه موگه رازانی از زبان اصلی، ترجمه بی‌نقص و کاملی است. این کتاب توسط نشر کلاغ درسال۹۲به چاپ رسیده است.

سعیده اسداللهی‌ - منتقد ادبی