نسخه Pdf

ما به خانواده‌مان وصلیم

برای کتاب «طناب نامرئی»

ما به خانواده‌مان وصلیم

داستان کتاب«طناب نامرئی»به من و مادرم خیلی کمک کرد،چون من به مادرم و خانواده‌ام خیلی وابسته هستم و نمی‌توانستم از او حتی برای چند لحظه جدابشوم. مثلاً درپاساژیا مهدکودک وبعدها هم درمدرسه نگران مادرم بودم،چون او را که نمی‌دیدم احساس بدی داشتم.

داستان طناب نامرئی به من یاد داد که می‌شود پیش مامانم نباشم، ولی به او نزدیک باشم، چون مادر قصه طناب نامرئی به بچه‌هایش یاد داد که همه اعضای یک خانواده با طنابی نامرئی به اسم عشق به هم وصل‌اند. طناب عشق، طنابی است که دیده نمی‌شود، لمس کردنی نیست و نامرئی است، اما وجود دارد و باعث می‌شود ما هرجا که باشیم به یاد خانواده‌مان باشیم، انگار آنها دقیقا کنار ما هستند. مثلا وقتی که من در مدرسه هستم، می‌دانم که بین من و مادرم احساس عشق و محبت وجود دارد، پس دیگر نگران و ناراحت نمی‌شوم، چون عشق یک‌جور جادو است که انسان‌ها را به هم نزدیک نگه می‌دارد و به هم وصل می‌کند.نقاشی‌های کتاب خیلی قشنگ و خوشرنگ است و هر وقت به آنها نگاه می‌کنم بسیار لذت می‌برم. حتی من فکر می‌کنم وقتی کتابم بسته است خیلی بوی خوبی از آن به مشامم می‌رسد. 

آرنیکا عمادی - نوجوان کتابخوان