مرگ جنگلها زیر سایه سوءمدیریتها
وقتی از مرگ جنگلها صحبت به میان میآید، پیوسته نگاهها به سمت تغییر کاربری میرود. جایی که اراضی ملی و حتی جنگلی برای اجرای طرحهای عمرانی نظیر جاده، پروژههای عمرانی یا ساختوسازهای غیرمجاز دستخوش تغییر میشوند و بخشهایی از این اکوسیستم زنده حیات را از چرخه خارج میکنند.
مازندران که بیشترین سطح از جنگلهای هیرکانی را در دل خود جای داده، بیش از هر منطقه دیگری شاهد هجوم متجاوزان به عرصههای ملی است. در این استان، ویلاسازی و شهرکسازیها تا قلب جنگل پیش رفته و با اینکه میگویند این اتفاق از چالشهای مدیریت استان است، نباید این حرفها را پذیرفت؛ زیرا این حجم از تخلف و تجاوز به کوه، جنگل، ساحل و مراتع بدون هماهنگی و همراهی مسئولان بالادستی امکانناپذیر است. جنگلهای مازندران همواره تکهتکه و هرازگاه مدیریت بخش خاصی از آن، از منابع طبیعی جدا میشود؛ نظیر واگذاری 5۷۵۸هکتار از جنگلهای هیرکانی به شهرداری چالوس یا واگذاری 2.5هکتار از جنگلهای هیرکانی نور برای دامداری از این دست است.قطعات ۱۰هکتاری جلگهای و جنگلی نیز داستانهای غمانگیزی هستند که هر صفحه از آن جنایت بزرگی درحق جنگلهای هیرکانی ومحیطزیست به شمارمیآید.آنطورکه گزارشها نشان میدهند ۹۵۳ قطعه10هکتاری درغرب مازندران وجود دارد که بیشتر آن مورد هجمه و دستاندازی قرار گرفته که از این تعداد ۷۸۱ قطعه به اشخاص حقیقی و حقوقی واگذار شده که همه آنها زندگی تلخ و مرگ سختی را تجربه میکنند. آنطور که آمارهای منابع طبیعی نشان میدهد در ۲۱۷ قطعه، تفکیک اراضی و تغییر کاربری و ساختوساز خانه و شهرک بهصورت غیرمجاز انجام شده و در ۲۱۳ قطعه، طرح مصوب اجرا نشده و این اراضی بهصورت رهاشده و بیاستفاده مانده است. همچنین در۳۳۹ قطعه از زمینهای ۱۰هکتاری غرب مازندران، محصولات مرکبات، کیوی و برنج کشت میشود و تعداد ۱۰۹ قطعه ۱۰ هکتاری نیز دارای طرح صنوبرکاری است و ۲۳قطعه در قالب تبصره شش ماده ۳۵ و ۵۲ قطعه نیز به شرکتها واگذار شده است. ساخت ۶۴دستگاه ویلا که هرکدام چندصد میلیارد قیمتگذاری شده بودند در یکی از قطعات ۱۰هکتاری و روستای حمزده نمونهای دیگر ازهمراهی مسئولان و مدیران همکارمتخلفان درمسیر از بین بردن جنگلهای هیرکانی بود. ویلاهایی که با ورود دستگاه قضا تخریب شدند و بهجای آنها نهالکاری صورت گرفت، اما تا تبدیلشدن این نهالها به جنگل و کنار گذاشتن مدیران بیخاصیت و باجگیر راه دور و درازی در پیش است. گویی هنوز به این باور نرسیدهایم که جنگلزدایی بر تغییرات اقلیمی، گرمشدن کره زمین و انتشار گازهای گلخانهای تأثیر منفی میگذارد. با ازبین رفتن جنگلها، سیل به تخریب حیاتوحش، پایین آمدن کیفیت زندگی انسانها، اسیدیشدن اقیانوسها و از بین رفتن تدریجی تنوع زیستی منجر میشود. وقتی درختی قطع میشود، سطح رطوبت کاهش مییابد و باعث خشکشدن جنگل و سایر گیاهان شده که این موضوع با افزایش خسارات ناشی از آتشسوزی که به سرعت درختان را از بین میبرد ارتباط دارد و به انسان و همچنین حیوانات آسیب میرساند.
محمدرضا هادیلو | دبیر سرویس ایرانتیتر خبرها




